از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام صادق (ع) – دوباره شهر مدینه غروبی از غم شد

دوباره شهر مدینه غروبی از غم شد
که آتشی به در خانه باز مَحرم شد

به پشت این در خانه چه ازدحامی شد
دوباره حَجمه ی دشمن به فکر ماتم شد

دوباره دست غریب مدینه بسته شد و
به پشت مرکب دشمن دوید هی خم شد

همیشه پشت سواری غباری برجا هست
میان آن همه طوفان علی مجسم شد

به زیر پای غریبی لباس او می رفت
«زمینه های زمین خوردنش فراهم شد» (۱)

زتازیانه ی دشمن کبود پیکر او
هلاک روضه ی زهرا ، شبیه آن هم شد

صدای ناله جعفر ضعیف ، یازهرا !
به محض فاطمه گفتن شکنجه محکم شد

زضرب شست عدویش به صورت آقا
کبود نه ! دو سه دندان،از آن دهان کم شد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *