از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام صادق (ع) – غروب سرخ نگاهش به رنگ ماتم بود

غروب سرخ نگاهش به رنگ ماتم بود
غریب شهرِ خودش نه، غریب عالم بود

چقدر روضه ی کرب و بلا به پا می داشت
به روی سر در خانه همیشه پرچم بود

اگر چه زخم جگر تازه می شد اما باز
برای داغ دلش روضه مثل مرهم بود

همیشه در وسط کوچه ی بنی هاشم
پر از تلاطم و اشک و مصیبت و غم بود

شبی که در تب آتش، بهشت او می سوخت
شکسته قامت و آشفته حال و در هم بود

شتاب مرکب و پای برهنه ی آقا
میان کوچه زمین خوردنش مسلّم بود

کبودِ زخمِ طناب و اسارت و غربت
چقدر در نظرش کربلا مجسّم بود

خلاصه لحظهه ی آخر، زمان تدفینش
بساط غسل و بساط کفن فراهم بود

در آن زمان به خدا هر دلی پریشان شد
شهید بی کفن وادی محرّم بود

به زخم پیکر گل، بوریا نمی پیچید
اگر که پیرهن پاره پاره ای هم بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *