از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام صادق (ع) – نسیم سمت دمشق و عراق افتاده

نسیم سمت دمشق و عراق افتاده
به دست اوخبری داغ ِداغ افتاده

که جعفربن محمد به فکر ترویج ِ
اصول شیعه برای وفاق افتاده

چنان به بحث نشسته که بین مکتب ها
به غیر شیعه تماما فراق افتاده

به یک روایت قال النبی او حتی
سگ دوانقی از واق واق افتاده

هزار نخبه چنان جابربن حیان هم
به خاک پای تو با اشتیاق افتاده

ولی مدینه ی بعداز سقیفه در راه است
دری دومرتبه در احتراق افتاده

میان کوی بنی هاشم از دری دیگر
دوباره میخ به فکرطلاق افتاده

به بی پناهی گنجشک های شهرقسم
به یک درخت… نه…آتش به باغ افتاده

“رواق منظرچشم ِ”تو شد که زهرایی
در آستانه ی در…در رواق افتاده

شنیده اند اگر کوچه را پسرهایش
برای این پسرش اتفاق افتاده

برای آتشی آماده کرده اند آن را
شبیه جسم تو هرجا اجاق افتاده

مسیر زهر دراین سینه خوب معلوم است
به پنبه زار تن تو چراغ افتاده

بقیع گشت سرانجام کربلای شما
که مدتی ست بدون سراغ افتاده

به جای اینکه به روی دوپا بلند شود
بدون سردر و دیوار و طاق افتاده

بمیرم…آه…که حتی میان زوّارش
فضای دلهره و اختناق افتاده

شب شهادت تو این هم از غریبی توست
که سوی تو گذر یک کلاغ افتاده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *