اصحاب و شاگردان

اصحاب امام صادق سلیمان بن خالد

از اصحاب حضرت باقر و حضرت صادق علیهماالسلام بوده، و در آغاز زندگانی اش در ردیف یاوران زید بود و با او خروج کرد و انگشتانش در همان واقعه قطع شد [۱] ، لیکن پس از آن به مذهب حق بازگشت. و چون از دنیا رفت امام صادق (ع) بر مرگ او متأثر گردید. [۲] .
روزی حضرت باقر (ع) سواره به یکی از باغات مدینه می رفت، و سلیمان در ملازمت آن جناب بود، در راه، از حضرت سؤال کرد که آیا امام می داند آن چه در روز واقع می گردد؟ حضرت فرمود: ای سلیمان! سوگند به آن که محمد صلی الله علیه و آله را به نبوت مبعوث فرمود و او را به رسالت برگزید، امام می داند آن چه را که در روز و در ماه و در سال اتفاق می افتد. مگر نمی دانی که روح بر امام نازل می شود در شب قدر؛ و می داند آن چه در سال واقع می گردد، تا سال بعد، و آن چه در شب و روز رخ می دهد؛ و الان می بینی چیزی را که قلب تو به آن مطمئن شود. پس آن حضرت خبر داد از واقعه دو نفر دزد و فرمود که الساعه با آنان برخورد خواهیم کرد… [۳] .
در کافی، نقل شده که سلیمان بن امام صادق (ع) عرض کرد، من خانواده ای دارم که از من شنوایی دارند، آیا آنان را به امر امامت دعوت کنم؟ فرمود: آری، خدای عزوجل در کتابش می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس و الحجاره» [۴] – ای کسانی که ایمان آورده اید، خود و خاندان خود را از آتشی که آتش گیره آن مردم و سنگ است بر کنار دارید – [۵] .
روزی سلیمان بن امام صادق (ع) عرض کرد: گروه زیدیه مردمی معروف و با تجربه هستند، و در نزد آنان هیچ کس از خاندان پیامبر (ص) محبوب تر از شما نیست، اگر صلاح بدانید آنان را به خود نزدیک کنید. حضرت فرمود: ای سلیمان! اگر این کم خردان بخواهند ما را از علم خود باز داشته (انکار علم ما کرده) و ما را به سوی نادانی خود کشند، هیچ خوشامدی بر آنان مباد، ولی اگر بخواهند گفتار ما را گوش کنند و چشم به راه فرج ما باشند، بفرمایند. [۶] .
شیخ مفید، سلیمان را از بزرگان اصحاب حضرت صادق (ع) شمرده و او را از ثقات و فقهای صالحین می داند. [۷] .
نجاشی گوید: سلیمان مردی فقیه و وجیه بوده، و از حضرت باقر و حضرت صادق علیهماالسلام روایت کرده، و در زمان حیات امام صادق (ع) از دنیا رفت؛ حضرت بر مرگ او اندوهناک شد، و برای فرزندانش دعای خیر فرمود، و درباره آنان به اصحابش سفارش کرد. [۸] .
و از بعضی روایات ظاهر می شود که این سلیمان صاحب سر بوده؛ چنانچه در کافی از عمار روایت شده که گفت: امام صادق (ع) به من فرمود: آیا به کسی خبر داده ای آن چه را که به تو خبر داده ام؟ عرض کردم: نه، فقط به سلیمان بن خالد گفته ام. فرمود: احسنت! [۹] ، آیا نشنیده ای گفته شاعر را فلا یعدون سری و سرک ثالثا
الا کل سر جاوز الاثنین شاع راز من و تو به سومین کس نرسد
هر راز که از دو بگذرد فاش شود [۱۰] . سلیمان کتابی دارد که عبدالله مسکان [۱۱] ، که یک تن از اصحاب اجماع است [۱۲] ، از او روایت می کند. [۱۳] .
————
پی نوشت ها:
[۱] رجال الطوسی، ص ۲۰۷٫
[۲] رجال نجاشی، ص ۱۳۰٫
[۳] رجال کشی، ص ۳۰۴ – بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۷۲٫
[۴] سوره تحریم، آیه ۶٫
[۵] اصول کافی، ج ۲، باب دعوت خانواده به ایمان، ص ۱۶۸٫
[۶] روضه کافی، ج ۱۵۸، ص ۱۴۱٫
[۷] ارشاد، مفید، نص بر امامت موسی بن جعفر (ع)، ص ۲۶۴٫
[۸] رجال نجاشی، ص ۱۳۰٫
[۹] علامه مامقانی گوید: ظاهرا کلمه «احسنت» به قرینه استشهاد به شعر، توبیخی است. تنقیح المقال، ج ۲، ص ۵۷٫
[۱۰] اصول کافی، ج ۲، باب کتمان، ص ۱۷۷٫
[۱۱] مسکان بر وزن سبحان.
[۱۲] مرحوم میرداماد، عبدالله بن مسکان را در طبقه بندی اصحاب اجماع در دومین دسته فقهای اصحاب قرار می دهد (رواشح السماویه، راشحه سوم، ص ۴۵).
[۱۳] رجال نجاشی، ص ۱۳۰٫
برگرفته از کتاب دانشنامه امام صادق علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *