دیدگاه های دیگران

امام صادق (ع) از نظر تاریخ

قبلا گفتیم که مورخین با اختلاف مشرب و هواهای مختلف خود همگی اتفاق دارند که پیشوایان و ائمهی هدی از اهلبیت رسول
اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نخبهی مردم و قدم هیچ یک از آنها در هیچ مورد نلغزیده و همیشه رهبر فضیلت بوده و هیچگاه
کاری را بر خلاف رضای خدا نکرده و همیشه به بندگان خدا خدمت کردهاند و آراء و نظریات و کلمات بعضی از آنها را با آنکه
یک سلیقه نداشته و مشرب و امیال مختلفی داشتهاند برای تأیید نظر خود نقل کرده و عقیده و آراء آنها را همانطور که نوشتهاند
بیان میکنیم تا خوانندهی عزیز هم با ما در این عقیده شریک شود ولو آنچه را که حالا نقل مینمائیم جزئی از بیانات آنها است
زیرا نمیتوانیم همهی آنها را در این مختصر بگنجانیم و همچنین باید دانست آن قیافه و صورتی را که مورخین از ابا عبدالله صادق
علیه السلام بما نشان میدهند عینا در مورد هر امامی از ائمهی اهلالبیت نشان دادهاند نهایت آنکه انتشار فضایل و علوم آنها و اظهار
این مراتب برای مردم از حیث بلندی و کوتاهی عمر شریف آنها و اوضاع و احوال و حکام روز تفاوت میکند به هر حال بعضی از
نصوص مورخین که علامهی مظفری در کتاب خود به نام امام صادق علیه السلام نقل میکنند به این شرح است ( ۱) ذهبی در میزان
الذهب مینویسد: جعفر بن محمد علیه السلام بن علی بن الحسین هاشمی ابو عبدالله یکی از ائمهی اعلام و از نیکان و صادق و
عظیمالشان بود ( ۲) نووی در کتاب (تهذیب الاسماء و اللغات) مینویسد: محمد بن اسحق [صفحه ۵۷ ] و یحیی انصاری و مالک و
سفیان و ابی جریح و شعبه و یحیای قطان و جمع دیگر از امام صادق علیه السلام روایت کرده و تمام آنها در جلالت قدر و سیادت و
آقائی و امامت او اتفاق دارند عمر بن ابی المقداد مینویسد هر وقت به جعفر بن محمد علیه السلام نگاه میکردم میفهمیدم که او
از سلالهی انبیاست ( ۳) ابن خلکان مینویسد: امام صادق علیه السلام یکی از ائمهی اثناعشر در مذهب امامیه و از سادات اهلبیت
رسالت بود و از آن جهت به او صادق میگفتند که هر چه میگفت درست بود و فضیلت او مشهورتر از آن است که گفته شود و
جابر بن حیان که از شاگردان او بود کتابی تألیف کرده است مشتمل بر هزار ورق و پانصد رساله و این رسالهها نامههائی است که
جعفر بن محمد علیه السلام انشاء نموده است امام صادق علیه السلام در بقیع در جوار قبر پدرش محمد باقر علیه السلام و جدش
زینالعابدین علیه السلام و عموی جدش حسن بن علی علیه السلام مدفون گردیده و چه قبر شریف و ضریح و آرامگاه مقدسی است
۴) شبلنجی در نورالابصار مینویسد: مناقب او (امام صادق علیه السلام) زیاد است و نمیشود آنها را شماره کرد و در انواع مناقب )
او مردم باهوش و نویسندگان زبردست متحیر میمانند ( ۵) ابن قتیبه در کتاب (ادب الکاتب) مینویسد (کتاب الجفر) کتابی است
که جعفر بن محمد علیه السلام گفته و آنچه مورد احتیاج بشر تا روز قیامت است در آن نوشته شده و ابوالعلاء معری به همین معنی
اشاره کرده و گفته است (لقد عجبوا لآل البیت لما – اتاهم علمهم فی جلد جفر – فمرآت المنجم و هی صغری – تریه کل عامره
وقفر) یعنی از اهلبیت رسالت تعجب میکنند که علوم آنها را در پوست بزغالهای آورده است در حالی که آئینه منجم با آن
کوچکی [صفحه ۵۸ ] هر آباد و خرابی را نشان میدهد ( ۶) محمد صبان در (اسعاف الراغبین) مینویسد: اما جعفر بن محمد
علیه السلام امامی بسیار عالی قدر و مستجاب الدعوه بود و اگر از خدا چیزی میخواست حرفش تمام نشده حاجتش برآورده شده
بود ( ۷) شعرانی در (لواقح الانوار) مینویسد اما (امام) سلام الله علیه اگر محتاج چیزی میشد میگفت (یا رباه) بفلان چیز احتیاج
دارم و دعایش تمام نشده آنچه خواسته بود به او میرسید ( ۸) محمد بن طلحه در (مطالب السؤال) مینویسد امام صادق از بزرگان
و سادات اهلبیت و دارای علوم بسیار بود عبادت و او را دو اذکار او دائم و زهد فوقالعاده داشت و تلاوت زیاد او از قرآن مجید
مشهور است و معانی آن را به خوبی میدانست و از دریای عمیق کتاب الهی گوهرهای گرانبهائی استخراج میفرمود و عجایب آن
را واضح میساخت و اوقات خود را تقسیم میکرد و به انواع عبادت مشغول و از خود حساب میکشید قیافهی او انسان را به یاد
آخرت میانداخت و استماع گفتار او انسان را در دنیا زاهد میساخت و پیروی او موجب رفتن به بهشت میگردید و طلعت نورانی
او نشان میداد که او ذریهی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است و مناقب و صفات او قابل شماره نبود و و هوش مردان
هوشمند و بینا در مورد او حیران میگردید و علوم منقوله از او بسیار است که بر قلب مبارکش میرسید و احکام مسائلی را درک
میکرد که برای عموم قابل درک نبود و علومی از او نقل شده است که فهم مردم از درک آنها کوتاه بود و همه را روشن
میساخت، ( ۹) ابن حجر در صواعق مینویسد: مردم از علوم او به قدری نقل کردهاند که از این شهر به شهر دیگر و از دهانی به
دهانی دیگر میگردد و نام شریفش در [صفحه ۵۹ ] تمام شهرها و رد زبان مردم است ( ۱۰ ) شیخ عبدالرحمن سلمی در (طبقات
المشایخ الصوفیه) مینویسد: جعفر صادق علیه السلام از تمام اقران خود از اهلبیت رسالت برتری داشت و دارای علم زیاد و زهد
فراوان و ورع کامل از شهوات و ادب کامل در حکمت است ( ۱۱ ) حافظ ابونعیم در (حلیۀ الاولیاء) مینویسد، یکی از آنها امام ناطق
ابو عبدالله جعفر بن محمد الصادق علیه السلام است که به عبادت و خشوع اقبال کرده و کنارهگیری را ترجیح داده و از ریاست و
اجتماع دوری میجست ( ۱۲ ) هیاج بن بسطام میگوید: جعفر بن محمد علیه السلام به مردم میخورانید به قسمی که برای زن و
بچهاش چیزی نمیماند ( ۱۳ ) ابن الصباغ مالکی در (فصول المهمه) مینویسد: امام صادق علیه السلام در بین برادران خود وصی و
جانشین پدر شد و بعد از پدرش امام بود و در بین جماعت خود به فضل و عظمت بروز و ظهور داشت (یعنی در بین اهلبیت) و
قدر او اجل از همهی مردم بود و از علوم او بسیار نقل کردهاند به قسمی که در تمام شهرها مشهور و نام او همه جا انتشار یافت –
مناقب ابو عبدالله بسیار و صفات او در مشرق در حد کمال و شرف او در روزگار بر همه واضح و مجامع علمی و آقائی و عزت به
نام او افتخار میکنند ( ۱۴ ) سویدی در (سبائک الذهب) مینویسد: امام صادق علیه السلام در بین برادران خود جانشین پدر و وصی
– او بود و علوم بسیاری از او نقل شده که برای هیچ کس به آن درجه نقل نشده و در حدیث پیشوای همه و مناقبش بسیار است. ۱۵
جلالالدین داودی حسینی در (عمده الطالب) مینویسد: او را (امام صادق علیه السلام) عمود الشرف میگفتند و مناقب او بسیار و به
طور تواتر در [صفحه ۶۰ ] بین مردم انتشار داشت و خاص و عام از آن آگاه بودند و منصور دوانیقی چند مرتبه تصمیم به قتل او
گرفت و خداوند او را حفظ کرد ( ۱۶ ) شهرستانی در ملل و نحل مینویسد او (امام صادق علیه السلام) علم بسیاری در دین و ادب
داشت و در حکمت کامل و زهد او در نهایت درجه و به هیچ وجه دنبال تمایلات نفسانی نمیرفت و مدتی در مدینه ماند و شیعیان
منسوب به خود را هدایت و ارشاد میکرد و بر موالیان خود اسرار علوم را میآموخت و امام علیه السلام مدتی به عراق رفت و به
هیچ وجه خود را برای امامت عرضه نکرد و با هیچ کس در امر خلافت نزاعی نداشت و البته کسی که در دریای معرفت غوطهور
صفحه ۳۰ از ۱۰۲
است طمع به امری نمیکند و کسی که به قلهی شرف و حقیقت رسیده باشد از افتادن نمیترسد و گفتهاند کسی که به خدا انس
گرفت از مردم دوری میکند و کسی که با غیر خدا مأنوس باشد البته در وسواس و ناراحتی خواهد بود ( ۱۷ ) یافعی در (مرآت
الجنان مینویسد) و در آنجا یعنی در مدینه امام و آقا و سید جلیل سلالهی رسول صلی الله علیه و آله و سلم و معدن جوانمردی ابو
عبدالله جعفر بن محمد الصادق علیه السلام وفات نموده است و در بقیع در جوار قبر پدرش دفن شد چه قبر با کرامت و شرف و چه
محل پاک و مقدس که مدفن اشراف بزرگوار و صاحبان مناقب زیادی میباشند و از آن جهت به او صادق گفتند که در بیان خود
همیشه صادق بوده و فرمایشات گهرباری در علوم توحید و غیره دارد و شاگرد او جابر بن حیان صوفی کتابی تألیف کرده است که
مشتمل بر هزار ورق است و متضمن پانصد نامه از امام صادق علیه السلام میباشد ( ۱۸ ) مالک بن انس کسی که مذهب مالکی
منسوب به اوست و یکی از ائمهی اربعه میباشد میگوید: من خدمت جعفر بن محمد صادق علیه السلام میرسیدم و برای [صفحه
۶۱ ] من مخده میآورد و به من احترام میکرد و او از سه خصلت خالی نبود یا روزه یا در حال عبادت و نماز یا مشغول ذکر بود و
او از بزرگان عباد و زهادی بود که از خدای عزوجل میترسید – امام صادق حدیث بسیاری داشت و نقل میکرد و بسیار خوش
صحبت و دهان گرم و محضرش بسیار مفید و قابل استفاده بود و هر وقت میگفت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چنین
فرمود رنگش زرد و گاهی سبز میشد و قیافهاش تغییر مینمود و به قسمی که شاید در آن حال شناخته نمیشد -مالک میگوید با
صادق علیه السلام سفری به حج رفتم و چون شترش به محل احرام رسید امام علیه السلام حالش تغییر کرد و هر چه میخواست
صدا در گلویش گیر میکرد و نزدیک بود از راحلهاش بیفتد – به او گفتم یا ابن رسولالله ناچار باید « لبیک اللهم لبیک » بگوید
چگونه جسارت کنم و بگویم لبیک و میترسم خداوند در جوابم بگوید: لا لبیک و لا سعدیک » در جوابم فرمود « لبیک » بگوئی
۱۹ ) ابن شهر آشوب در کتاب (مناقب) خود از مالک بن انس روایت میکند که گفت هیچ چشم و هیچ گوش مانند جعفر بن )
محمد علیه السلام را ندیده و نشنیده و بر قلب هیچ بشری نیامده است که کسی افضل از جعفر بن محمد علیه السلام باشد و یا در علم
و یا در عبادت و تقوی نظیری بتوان برای او پیدا کرد ( ۲۰ ) حسن بن ریان از (مسند ابوحنیفه) نقل میکند از ابوحنیفه شنیدم در
جواب کسی که از او پرسید فقیهترین مردم از کسانی که شما دیدهای کیست ابوحنیفه گفت. جعفر بن محمد علیه السلام ابوحنیفه
میگوید و چون منصور خلیفه عباسی به این حدود آمد دنبال من فرستاد و به من گفت مردم به جعفر بن محمد علیه السلام علاقمند
شدهاند میل دارم برای او مسائلی که بسیار مشکل باشد در نظر بگیری و با او در آن مسائل بحث نمائی – منهم چهل مسئله از مسائل
مشکله را جمعآوری کرده در نظر گرفتم و [صفحه ۶۲ ] بعدا منصور که در حیره بود دنبال من فرستاد و نزد او رفتم به او سلام کردم
و محلی را به من نشان داد نشستم سپس رو به جعفر بن محمد علیه السلام که در مجلس او بود کرد و گفت: یا ابا عبدالله این مرد
ابوحنیفه است جعفر بن محمد علیه السلام فرمود بلی او را میشناسم سپس به من گفت: ای ابوحنیفه از مسائلی که داری بر ابو
عبدالله عرضه کن من یک یک آن مسائل را طرح میکردم و او جواب میداد و میگفت شما در این مسئله این طور میگوئید و
اهل مدینه این طور و ما اینطور میگوئیم و در بعضی از مسائل ممکن است تابع شما و در بعضی از مسائل نظر اهل مدینه را بپذیریم
و احیانا مخالف نظر یکی از شما و اهل مدینه یا هر دو میشویم و من تمام آن چهل مسئله را طرح کردم و حتی یکی از آنها را هم
بلا جواب نگذارد و به شرح فوق جواب میداد – و در این وقت ابوحنیفه گفت مگر نه آن کس که اعلم مردم است به اختلاف
مردم آگاهتر است؟ ( ۲۱ ) منصور خلیفه عباسی گفت: این (یعنی امام صادق علیه السلام) استخوانی است که در گلوی من گیر کرده
و او اعلم مردم زمان خود میباشد – و باز گفته است: در هر دورهی از خانوادهی نبوت حتما یک محدث خواهد بود و جعفر بن
محمد علیه السلام محدث امروز ما است – و مرتبهی دیگر در وقتی که با امام علیه السلام صحبت میکرد گفت: یا ابا عبدالله ما
همیشه از دریای تو برمیداریم و به سوی تو میآئیم و چون نزدیکتر میشویم از کوری و بی بصیرتی خارج شده و تاریکیهای ما به
نور تو روشن میگردد و در ابرهای قدس تو فرو رفته و تشنهی آبهای زلال معرفت تو هستیم – و در جای دیگر گفت: حق اینها
صفحه ۳۱ از ۱۰۲
(اولاد فاطمه علیهاالسلام) را فقط مردمان جاهل و کسانی که به شریعت آگاه نیستند نمیدانند ( ۲۲ ) ابن المقفع میگوید: این خلق
[ (و اشاره به مردمی کرد که در طواف بودند) هیچ یک شایستهی لقب انسانیت نیستند مگر آن پیرمردی که نشسته است [صفحه ۶۳
یعنی امام صادق علیه السلام ( ۲۳ ) ابن ابی العوجاء میگوید: این مرد (یعنی امام صادق علیه السلام) بشر نیست ولو آنکه در دنیا دیده
میشود او روحانی است و هر وقت بخواهد دارای جسد خواهد شد و اگر خواست مبدل به روح میگردد و اشاره به امام صادق
علیه السلام نمود ای خواننده گرامی آیا این ثروت گرانبهائی که تاریخ به ابو عبدالله جعفر بن محمد علیه السلام تقدیم میکند
چنانکه پیش از او به پدران او اولیاء حق تقدیم کرده و بعد از او به فرزندان او داده است به کسی غیر از آنها داده است؟ و آیا
شنیده یا در جائی خواندهاید که در مردان دنیا کسی به این پایه از علم و خلق نیکو و به این درجه از علو همت و مقام و به این
درجه از عظمت و طهارت رسیده باشد؟ آیا اینهائی که او را شناخته و این طور از او یاد کردهاند چه کسانی بودند این دسته از
بزرگان در عقیده و مذهب و سلیقه اختلاف داشته و حتی بعضی از آنها را زندیق و کافر میدانند که به دیانت اسلام و ادیان دیگر
اساسا عقیده نداشتهاند و در بین آنها کسی که به عقیدهی امام صادق معتقد باشد کم است و اگر استشهاد به قول شاعر درست باشد
باید بگوئیم (الفضل ما شهدت به الاعداء) فضیلت آنست که مورد تصدیق دشمن باشد
برگرفته از کتاب الإمام جعفر الصادق علیه السلام نوشته: احمد مغنیه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *