ولادت، از کودکی تا بزرگسالی

امام صادق (ع) در کجا و چگونه پرورش یافت

مورخین قدیم عرب عادت نداشتهاند که در ضمن نوشتن تاریخ اعلام و رجال و احوال آنها را از حال طفولیت بررسی کرده و
بنویسند یعنی مراحل مختلف زندگی از کوچکی تا بزرگی و رجال احوال را مورد مطالعه قرار دهند [صفحه ۶۴ ] و یا کیفیت تربیت
رجال بزرگ را در سنین مختلف و یا تصادف و پیشامد های وارده بر آنها و حوادثی که در حیات آنها به آنها برخورده بنویسند
مثلا رفتار آنها را در حال کوچکی با همسالان و هم شاگردان و معاشرین از افراد خانواده و طرز رفتار و طرز خیال آنها را یاد
بیاورند یا رفتار خویشان و همدوشان و همپایگان آنها را بنویسند. ولی خوشبختانه مورخین و نویسندگان این دوره به دورهی بسیار
شیرین زندگانی رجال خود یا رجال دنیا توجه نموده و ترجمهی حال آنها را از ایام طفولیت و صباوت و جوانی همه را یادداشت
میکنند و علماء نفس هم در این یادداشت ها و از حوادث زندگانی رجال از طفولیت به بعد استفادههای فراوانی مینمایند و این
حوادث و اتفاقات را در تکوین شخصیت آنها مؤثر دانسته و از این راه بر حقایقی آگاه میگردند که احیانا بسیار بسیار مفید است و
به نتایج گرانبهائی از این طریق رسیده و فوائد علمی بسیاری بردهاند و من اتفاقا از این جهت در مورد این مرد نامی اسلام فوقالعاده
کوشش کردم و به کتب تاریخ مراجعه نمودم شاید به مطالبی مربوط به دورهی طفولیت ابا عبدالله جعفر بن محمد علیه السلام
برخورد کنم و طرز زندگی خصوصی او را در بین خانواده و همسالان و برادران و خویشان او بیابم تا از دورهی شیرین حیات او
بحث نمایم – ولی متاسفانه موفق نشدم و چیزی نیافتم که مطابق میل من باشد و خود و خواننده را از آن سرچشمه زلال سیراب کنم
لذا ناچار از آن دوره چیزی نمیگویم و به این جملات که باید گفت اکتفا مینمایم امام علیه السلام در مدینهی منورهی رسول
صلی الله علیه و آله و سلم به دنیا آمده و در آنجا نشو و نما کرد و تحت نظر و چشمان مهربان جدش زینالعابدین علی بن الحسین
علیه السلام و پدرش محمد بن علی علیه السلام بود تا پانزده ساله یا قدری کمتر شد، و مطمئنم که در [صفحه ۶۵ ] سالهای اولیهی
حیات او یعنی در طفولیت مانند اطفال دیگر خانوادههائی که مصیبتی بر آنها نرسیده و با ناز و دلال در دامان پدر و مادر و اقرباء
خود پرورش مییابند نبود و آیا در دنیا از بدو خلقت بشر خانوادهای شبیه به خانوادهی امام زینالعابدین علیه السلام دیده شده است
که آنگونه مصائب و گرفتاری و زجر و شکنجهی روحی دیده باشند؟ ابا عبدالله جعفر بن محمد علیه السلام در طفولیت خود به
منزلهی نسیم ملایم سحری نبود که به اطرافیان خود بوزد؟ و آنها را سرمست شیرین زبانی های خود نماید – طفلی بود که با مصائب
روزگار بزرگ میشد و حوادث دردناک وارده بر او و خانوادهاش در همان نزدیکیها همه را دچار اندوه و حزن عمیقی ساخته و
صفحه ۳۲ از ۱۰۲
حادثهی بزرگ و جانسوز کربلا در زمانی اتفاق افتاد که نزدیک به زمان طفولیت او بود و اگر بخواهیم تصوراتی برای آن طفل در
آن خانوادهی ماتمزده فکر کنیم شاید تصور انتقام باشد که در مغز این طفل خردسال از کشندگان جدش خطور میکرد آری
طفولیت او بسیار جانگداز و افسردگی دورهی صباوت او زیاد و در نهایت تلخی گذشت یادبود خون حسین بن علی علیه السلام و
فرزندان و آل او و اشکهای اطفال معصوم و اسیران اهلبیت رسول صلی الله علیه و آله و سلم همهی آن خانواده را در غم و اندوه و
غصهی فراوان و اشک حسرت دائم گذارده بود و اما دورهی مراهقت او، آیا انسانی را دیدهاید که افق جوانی او با یاد مصائب
گذشته خانواده و مشقات مستقبل به آن اندازه تاریک بوده است؟ ۱۵ سال یا قدری کمتر چشمان جد بزرگوارش و چشمان مبارک
پدرش او را حراست میکردند چشمانی (که اشک حسرت و خون در اثر دردهای گذشته آن را همیشه تر نگاه داشته بود) چشمانی
که به طور روشن آینده را [صفحه ۶۶ ] دیده و از آنچه روزگار در خود مخفی داشت آگاه بودند این چشمان روشن میدیدند که
این نوجوان در چه روزگاری مرجعیت پیدا کرده و چگونه پیرمردان معمر زودتر از جوانان و کهول به او ایمان میآورند جد و
پدری که امام علیه السلام را دوازده سال یا بیشتر حراست نموده و امام علیه السلام بین آن دو خورشید جهانتاب وارد اجتماع
میگردید در قلب این نوجوان مراهق عظمت خدا را جای داده و از اخلاق بشر او را آگاه و مزاج دنیا را به او تعلیم دادند و او را از
چشم غره روزگار و تفاوت فاحش بین ایام برحذر میداشتند این نوجوان عزیز از هر دو آن وجود مبارک استفادههای شایانی علما
و عملا نمود به درجهای که سینهی پیرمردان و مردان کامل استعداد ضبط آن همه علوم و اطلاعات را نداشت و فهم و هوش مردان
فهیم و باهوش استعداد درک آن مراتب را پیدا نمیکرد این جوان بزرگوار نوزده سال دیگر از سنین عمر شریف خود را بعد از
وفات جدش علی بن الحسین علیه السلام با پدر عظیم الشان خود امام باقر علیه السلام گذرانید و آن پدر بزرگوار علوم دین و شئون
دنیا و زندگی را به او میآموخت چنانکه در طفولیت او را در دامان محبت و مهربانی خود پرورش داد تا او را به حد اعلای دانش
رسانید که در هیچ انسانی چنین طاقتی نبوده و امکان وصول به این مقام برای هیچ مخلوقی به وجود نمیآید و دورهی امامت او بعد
از پدرش ۳۴ سال بود و این دوره از ادوار زندگی او است که بحث ما بیشتر مربوط به این دوره است
برگرفته از کتاب الإمام جعفر الصادق علیه السلام نوشته: احمد مغنیه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *