اخلاق و فضائل

برکات سفر امام صادق به عراق

سفاح و منصور در سیاست ایجاد رعب و وحشت و بدرفتاری با امام صادق علیه السلام بارها آن حضرت را به کوفه و بغداد جلب کردند اما عملا این سیاست آنها بر ضد خودشان تمام شد و شدیدا دچار اشتباه شدند و با این اعمال خود مسأله ی امامت و رهبری اهل بیت را در عراق بیش از پیش روشن ساختند.
اگر مردم عراق در ابتداء به حضرت صادق علیه السلام عشق می ورزیدند و به امامتش معتقد بودند؛ آنگاه که امام صادق علیه السلام قدم به خاک عراق گذاشت و با چشم خود شمایل و فضایل آن حضرت را دیدند با مشاهده ی این آیت بزرگ خدا دلهای مردم به سویش میل و توجه پیدا کرد.
از دیگر سو همه ی مردم نمی توانستند به حج روند و در این سفر با امام صادق علیه السلام دیدار کنند پس با آمدن آن حضرت به کوفه و بصره و بغداد بسیاری از شاگردان و راویان آن حضرت در عراق به خدمتش رسیدند و خوشه ها چیدند. از جمله ی ثمرات و آثار سفر امام صادق علیه السلام به عراق هدایت هشام بن حکم است. او نخست از فرقه ی «جهمیه» بود ولی پس از دیدار با امام صادق علیه السلام و گفتگو با آن حضرت، نور ایمان در دلش درخشید و به امامت آن حضرت معتقد گشت.
از دیگر فواید آمدن امام صادق علیه السلام به عراق آن است که آن حضرت جای قبر امیرمؤمنان علی علیه السلام را که حتی بیشتر شیعیان هم به یقین نمی دانستند کجاست، به خواص شیعه معرفی کرد. شیعیان فقط می دانستند که قبر حضرت علی علیه السلام پشت کوفه است.
کلینی از یزید بن عمرو بن طلحه روایت کرده که امام صادق علیه السلام در حیره بود. روزی به من فرمود آیا نمی خواهی به آنجا که وعده داده بودم برویم؟ (زیارت امیرمؤمنان علی علیه السلام) گفتم: بلی.
آنگاه امام سوار شد و اسماعیل و من هم همراه آنان راه افتادم تا به «ثویه» که
[صفحه ۱۶۰]
جائی است میان نجف و حیره رسیدیم. جائی بود شنزار و زمین می درخشید امام و اسماعیل پیاده شدند. من هم پائین آمدم. آنها نماز خواندند؛ من هم نماز گزاردم.
کلینی از ابان بن تغلب می گوید: همراه امام صادق علیه السلام بودم و از پشت شهر کوفه می گذشتیم. امام صادق علیه السلام پائین آمد و دو رکعت نماز گزارد. سپس کمی جلوتر رفت، باز دو رکعت دیگر نماز بجا آورد و بعد سوار شد. دیگر بار اندکی مسافت پیمود، باز پیاده شد و دو رکعت دیگر نماز خواند. آنگاه فرمود: ای ابان! جای نخست که دو رکعت نماز گزاردم، جای قبر امیرمؤمنان علیه السلام جای دوم رأس الحسین و جای سوم کنار منزل امام قائم علیه السلام است.
شیخ صدوق از صفوان بن مهران جمال روایت کرده که یک بار با امام صادق علیه السلام همراه بودیم از «قادسیه» عبور کردیم، به صحرای نجف نزدیک شدیم و به راه خود ادامه دادیم تا به «غری» رسیدیم. امام در آنجا توقف کرد و کنار قبری ایستاد و از آدم تا خاتم به همه ی انبیاء سلام و درود فرستاد و من نیز از آن حضرت تبعیت می کردم. وقتی سلامها را تمام کرد، خود را روی قبر انداخت و بر صاحب قبر سلام کرد و گریه و زاریش بلند شد.
پرسیدم: ای پسر رسول خدا؛ این قبر کیست؟
حضرت فرمود: قبر جدم علی بن ابی طالب علیه السلام.
آنگاه خطوطی روی قبر به عنوان علامت کشید و من سؤال کردم: چرا نیکان اهل بیت قبر علی علیه السلام را آشکار نمی کردند؟
حضرت صادق علیه السلام فرمود: از ترس مروانیان و خوارج، مبادا که صدمه ای بزنند. امام صادق علیه السلام در هر نوبت که به زیارت قبر امیرمؤمنان علی علیه السلام می رفت، یک یا چند نفر از اصحاب و یاران خود را به همراه می برد و هر بار افراد تازه ای همراه خویش می کرد تا قبر مولا را به همه بشناساند. پس در عهد امام صادق علیه السلام قبر امیرمؤمنان علی علیه السلام مشخص گردید.
از دیگر آثار سفر امام صادق علیه السلام به سرزمین عراق محرابی است در مسجد کوفه
[صفحه ۱۶۱]
که به آن حضرت منسوب است.
محراب دیگری نیز در مسجد سهله به امام صادق علیه السلام منسوب است که در وسط مسجد قرار دارد و برای آن نیز نماز و دعا وارد است. داستان این محراب از این قرار است که وقتی امام صادق علیه السلام در کوفه بود بشار مکاری به آن حضرت خبر آورد که پلیسی را دیده که زنی را تازیانه زنان و کشان کشان به حبس می برده و هر چه او از مردم یاری می طلبیده کسی او را کمک نمی کرده است.
امام صادق علیه السلام فرمود: چرا با او چنین رفتار می کردند؟
بشار عرض کرد: شنیدم مردم می گفتند بی احتیاطی کرده و گفته است: ای فاطمه! خداوند کسانی را که به تو ستم کردند لعنت کند، لذا پلیس با او چنین رفتار کرده است.
امام صادق علیه السلام که مشغول تناول خرمای تازه بود، دست کشید و شروع کرد به گریه کردن و آنقدر گریه کرد که دستمال و محاسن و سینه اش از اشک چشم خیس شد و فورا از جا برخاست و به سوی مسجد سهله به راه افتاد و بشار نیز امام را همراهی می کرد. امام صادق علیه السلام در مسجد سهله دو رکعت نماز گزارد و دست به دعا و نیایش برداشت و هنگامی که از مسجد بیرون می آمد، خبر آوردند که آن زن را آزاد کردند. امام صادق علیه السلام که از شنیدن این خبر خوشحال به نظر می رسید تحفه ای برای آن زن فرستاد.
و از آن زمان مردم به محلی که حضرت صادق علیه السلام در آن نماز و دعا گزارده، روی می آورند و با نیایش از درگاه ربوبی، طلب حاجت می نمایند.
برگرفته از کتاب بر امام صادق علیه السلام چه گذشت نوشته آقای محمد حسن موسوی کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *