امامت و رهبری، حاکمان زمان

ترفندهای منصور زمان امام صادق

از آنجا که منصور نمیتوانست به دلایلی بدون تهیهی مقدمات امام صادق علیهالسلام را از بین ببرد و از طرفی وجود آن بزرگوار برای او مایهی ناراحتی بود، راههای دیگری در پیش گرفت تا از شخصیت و عظمت آن حضرت
[صفحه ۲۸۸]
بکاهد که به برخی از آن ترفندها اشاره میکنیم.
رو در رو قرار دادن شاگردان امام صادق با آن حضرت
در گذشته یادآور شدیم که امام صادق علیهالسلام پنجاه سال از دوران زندگی خود را (۱۸۳-۱۳۳ هجری) در عهد خلفای اموی گذراند و در بخشی از این دوران فرصت مناسبی برای ایشان پیش آمد که توانست دانشگاه بزرگی تاسیس کند و شاگردان برجستهای پرورش دهد. منصور که نمیتوانست در آن شرایط به طور علنی با امام صادق علیهالسلام مبارزه کند، تدبیری اندیشید که شاید بتواند از این راه به مقصود برسد و خشم خویش را فرو نشاند و آن راه، تشکیل مجالس مناظره و رو در رو قرار دادن شاگردان امام صادق علیهالسلام با آن حضرت بود تا به گمان باطل خود به وسیلهی شاگردان ایشان بر آن حضرت پیروز شود و از وجههی اجتماعی امام بکاهد که در این مورد به دو نفر از شاگردان آن بزرگوار اشاره میکنیم:
۱٫ابوحنیفه:
وی یکی از شاگردان امام صادق علیهالسلام و یکی از ائمهی مذاهب چهارگانه به شمار میرود. میگوید: هنگامی که منصور امام صادق علیهالسلام را به عراق آورد، من از طرف او دعوت شدم که با امام به بحث بپردازم. برای این کار چهل مسئله آماده کردم تا از وی سوال کنم. وقتی بر منصور وارد شدم، دیدم جعفر ابنمحمد علیهالسلام طرف راست منصور نشسته است. سلام کردم و نشستم. آنگاه منصور مرا معرفی کرد، سپس به دستور وی مسائل را یکی پس از دیگری مطرح کردم و او همه را پاسخ داد.
امام ششم علیهالسلام در هر مسئله آراء و نظریات اهل مدینه و اهل عراق و سپس نظر خود را بیان میکرد که گاه با نظریهی آنها موافق بود و گاه مخالف. آنگاه ابوحنیفه گفت: من او را داناترین فرد تشخیص دادم، زیرا از تمام مردم
[صفحه ۲۸۹]
زمان خود نسبت به عقاید مردم آگاهتر بود. [۴۷۲].
۲٫ مالک بن انس:
شاگرد دیگر امام صادق علیهالسلام که منصور میخواست او را رو در روی امام صادق علیهالسلام قرار دهد و او نیز یکی دیگر از ائمهی مذاهب چهار گانهی اهل تسنن است، مالک بن انس بود، به همین دلیل منصور فوقالعاده این دو نفر را احترام میکرد تا آنجا که مالک بن انس را مفتی و فقیه رسمی و سخنگوی بنیعباس در شهر مدینه معرفی کرد و اعلام داشت که جز مالک بن انس و ابن ابیذئب کس دیگری حق ندارد در مسائل اسلامی فتوا دهد. [۴۷۳].
منصور دستور داد مالک بن انس کتاب حدیثی تالیف کند و آن را در اختیار محدثان قرار دهد. مالک از این کار خودداری کرد، ولی منصور در اینباره اصرار میورزید و یک روز به او گفت باید این کتاب را بنویسی زیرا امروز داناتر از تو وجود ندارد. مالک بر اثر پافشاری و اجبار منصور کتاب موطاء را تالیف کرد. [۴۷۴].
به دنبال این جریان حکومت وقت با تمام امکانات خود به طرفداری مالک و ترویج و تبلیغ وی و نشر فتاوی او پرداخت تا از این رهگذر مردم را از مکتب امام صادق علیهالسلام دور نگه دارد و افرادی را که خود مدتی شاگرد امام صادق علیهالسلام بودند، بر مسند فتوا نشاند و مرجع خلق معرفی نماید، همانطور که ابوحنیفه و مالک بن انس را بر مسند فتوا نشاند. [۴۷۵].
[صفحه ۲۹۰]
برگرفته از کتاب پرتوی از زندگانی امام صادق علیه السلام نوشته آقای نورالله علیدوست خراسانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *