امامت و رهبری، حاکمان زمان

تصریح بامامت حضرت صادق علیه السلام

عیون اخبار الرضا ج ۲ ص ۴۰- ابی نضره گفت هنگام درگذشت امام باقر علیه السّلام که شد فرزند خود حضرت صادق را خواست تا باو وصیت کند برادرش زید بن علی عرضکرد آقا اگر روش امام حسن و امام حسین را بکار میبردی گمان نمیکنم کار بدی انجام داده بودی (منظورش این بود که مقام امامت را به برادر خود زید واگذار میکرد).
فرمود برادر امانت پروردگار را نمیتوان براه و رسم این و آن رفتار نمود پیمانی است که خدا گرفته و دستوری است که پیشوایان قبل داده اند از جانب خدای بزرگ.
ارشاد مفید- حضرت باقر علنی وصیت کرد بحضرت صادق و او را بامامت آشکارا منصوب نمود. هشام بن سالم از حضرت صادق نقل کرد که چون هنگام وفات پدرم شد، فرمود پسرم جعفر بتو سفارش میکنم که نسبت باصحاب من خوش رفتار باشی.
عرضکرد چنان در پیشرفت و تعلیم و تربیت آنها میکوشم که هر کدام از برجسته ترین افراد جامعه شوند و احتیاجی بدانش دیگران نداشته باشند.
ارشاد- ابو الصباح کنانی گفت حضرت باقر علیه السّلام نگاهی بحضرت صادق فرزند خود نموده فرمود این را می بینی از کسانی است که خداوند در باره آنها فرموده وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ تصمیم گرفته ایم که منت گذاریم بر کسانی که در زمین ضعیف شمرده شده اند آنها را پیشوا و وارث زمین قرار دهیم.
زندگانی حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، ص: ۱۰
ارشاد- جابر بن یزید جعفی گفت از حضرت باقر پرسیدند عهده دار امامت بعد از شما کیست؟ دست بر روی شانه حضرت صادق علیه السّلام نهاده فرمود بخدا سوگند این شخص قائم بامر امامت از میان خانواده محمّد صلّی اللَّه علیه و آله است. علی بن حکم نیز از طاهر دوست حضرت باقر نقل کرد که گفت خدمت حضرت باقر بودم که حضرت صادق علیه السّلام آمد فرمود این بهترین فرد روی زمین است.
ارشاد- عبد الاعلی آزاد شده آل سام از حضرت صادق نقل کرد که پدرم هر چه اینجاست بمن واگذاشت «۱» هنگام وفات فرمود چند نفر شاهد بیاور. من چهار نفر از قریش را آوردم که یکی از آنها نافع غلام عبد اللَّه بن عمر بود. فرمود بنویس این وصیتی است که یعقوب بفرزندانش کرد إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی لَکُمُ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ وصیت کرد محمّد بن علی بفرزندش جعفر بن محمّد که او را در بردی که با آن روزهای جمعه نماز میخواند کفن کند و عمامه اش را بسر ببندد و قبرش را چهارگوش نماید و چهار انگشت از زمین بلند کند. هنگام دفن لباسهای کهنه اش را بیرون آورد. (با لباسهای دوخته اش دفن نکند آنها را خارج نماید) پس از این وصیت بشاهدان فرمود آزادید میخواهید بروید. من بپدرم گفتم این کارها احتیاج بوصیت نداشت. فرمود پسرم من خواستم که با تو بنزاع برنخیزند و بگویند وصیت نکرده خواستم دلیلی برای امامت داشته باشی.
کفایه الاثر ص ۳۲۱- محمّد بن مسلم گفت خدمت حضرت باقر علیه السّلام بودم که پسرش جعفر علیه السّلام وارد شد بر سری گیسوانی داشت و در دست چوبی با آن چوب بازی میکرد حضرت باقر او را در آغوش گرفته فرمود پدر و مادرم فدایت بازی نکن بمن رو کرده فرمود محمّد این پیشوای تو است بعد از من از او پیروی کن و از علم و دانش او استفاده نما بخدا سوگند این همان صادقی است که پیامبر مژده او را داده که پیروانش در دنیا و آخرت پیروزند و دشمنانش بزبان پیامبران لعنت شده اند.
زندگانی حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، ص: ۱۱
حضرت جعفر علیه السّلام از شنیدن این سخنان لبخندی زده صورتش قرمز شد امام باقر علیه السّلام بمن توجه نموده فرمود از او سؤال کن عرضکردم یا ابن رسول اللَّه خنده از کجا است فرمود محمّد! عقل از دل است و اندوه از کبد و نفس از ریه و خنده از طحال است از جای حرکت کردم و پیشانیش را بوسیدم.
کفایه الاثر- همام بن نافع گفت حضرت باقر روزی باصحاب خود فرمود وقتی مرا نیابید از این پیروی کنید او امام و خلیفه بعد از من است اشاره کرد بحضرت صادق علیه السّلام.
برگرفته از کتاب زندگانی امام جعفر صادق علیه السلام نوشته آقای موسی خسروی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *