گسترش و ترویج علوم

تلاش‌های فکری امام صادق

امام صادق علیه‌السلام در آن برهه حساس برای رویارویی با مشکلات به پا خاست. در مرحله اول، مدارس علمی خود را تشکیل داد و شاگردانی را برای هدایت مردم و پاسخ‌گویی به شبهه‌ها تربیت کرد. خود نیز در مدینه به ارشاد مردم و مناظره با شبهه افکنان پرداخت.
ابوزهره، عالم معاصر اهل سنت با نقل مناظره‌های بی‌شماری از امام صادق علیه‌السلام در کتابش می نویسد: حضرت در مدینه به رد شبهات اقدام می کرد و به شبهه‌ها پاسخ می داد و راه راست را به مردم نشان می داد. [۸۲].
تلاش‌های فکری امام صادق علیه‌السلام در رویارویی با مشکلات و مناظره با اصحاب اندیشه‌های انحرافی چنان گسترده بود که شهرت جهانی داشت. حتی گاهی افرادی از راه‌های دور آهنگ مدینه و مناظره با حضرت می کردند.
عبدالحلیم جندی از هشام بن حکم نقل می کند که در مصر فردی ملحد و کافر بود. خبرهایی از امام صادق علیه‌السلام به او رسیده بود. از این رو، آهنگ مدینه کرد تا با حضرت مناظره کند. در آن زمان، حضرت به مکه رفته بود. آن مرد نیز به مکه رفت و حضرت را دید. سپس جندی، مناظره میان حضرت صادق علیه‌السلام
[صفحه ۴۴]
و آن مرد را نقل می کند و در پایان می نویسد: «در آخر آن مرد ایمان آورد و گفت مرا از شاگردان خود قرار دهید» و حضرت به هشام بن حکم فرمود: «به او دانش یاد بده» و هشام به او دانش یاد داد. سپس آن مرد رهسپار دیار خود شد و مردم مصر و شام را به ایمان فراخواند. [۸۳].
حضرت صادق علیه‌السلام در برابر فتنه غلات هم به شدت برخورد می کرد و شیعیان را از آلوده شدن به افکار انحرافی آنان باز می داشت. شهرستانی در الملل و نحل می نویسد:
ابی الخطاب بن ابی زینب الاسدی کسی بود که خود را به امام جعفر بن محمد الصادق نسبت می داد. وقتی حضرت صادق از غلو او باخبر شد، از او برائت جست و او را لعن کرد و اصحاب خود را به دوری از او دستور داد … ابوالخطاب گمان می کرد ائمه، پیامبر هستند و سپس به الوهیت آنها و الوهیت جعفر بن محمد اعتقاد پیدا کرد. [۸۴].
در روایت دیگری که علامه سهمی در کتاب خود آورده، نقل شده است که عیسی حجرانی گفت:
از جعفر بن محمد الصادق پرسیدم:
آیا آنچه را از این قوم شنیده‌ام، باز گویم؟
امام فرمود:
بگو. گفتم: «دسته‌ای تو را عبادت می کنند و تو را خدایی به غیر از الله می دانند و طایفه‌ای دیگر تو را تا درجه نبوت بالا برده‌اند» .
حضرت آن قدر گریست که محاسنش خیس شد.
سپس فرمود:
«اگر خدا مرا بر آنان مسلط کند و خون آنان را نریزم، خدا خون فرزندم را به روی دستم بریزد» . [۸۵].
همچنین امام صادق علیه‌السلام در برابر افرادی که در اصول و فروع دین خدا بر مبنای قیاس فتوا می دادند و با این کار، ارکان دین را متزلزل می ساختند و
[صفحه ۴۵]
اندیشه‌های خود را به عنوان حکم خدا و پیامبرش به مردم می آموختند، ایستادگی می کرد؛ زیرا قیاس در نظر امام صادق علیه‌السلام، گمراهی از مسیر حق و پیروی از شیطان بود. ایشان قیاس را از عوامل تهدید کننده دین خدا و نابود کننده اصول و ارکان دین محمدی می دانست. از این رو، حضرت با ابوحنیفه که پیشوای قیاس کنندگان بود و فتوا به قیاس می داد، مناظره هایی داشت و او را از این کار باز می داشت و به پیروی از قرآن و سنت پیامبر خدا فرامی‌خواند و روی آوردن به قیاس را به جای قرآن و سنت، خطایی بزرگ می دانست.
در ملاقاتی که میان امام صادق علیه‌السلام و ابوحنیفه رخ داد، حضرت به وی فرمود:
ویحک یا نعمان، ایاک و القیاس فان اهل القیاس لا یزالون فِی الْتِبَاس. [۸۶]
وای بر تو ای نعمان! از قیاس بپرهیز که بی‌گمان، اهل قیاس همیشه در اشتباه و گمراهی به سر می برند.
برگرفته از کتاب امام صادق علیه السلام نوشته آقای مهدی لطفی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *