جایگاه مفضّل از نظر دانشمندان اسلامی‌

بسیاری از دانشمندان علم رجال و شرح حال نگار، فقهای عالیقدر و محدثان بزرگوار به مرتبه «شامخ» این مرد بزرگ اشاره کرده‌اند. در اینجا تنها به بخش اندکی از این دیدگاهها می‌پردازیم:
«شیخ صدوق (ره)» در جایی جای کتابهای گرانقدر خود احادیث و روایاتی آورده که «مفضّل» در طریق آنها قرار گرفته است. از آنجا که بنای شیخ صدوق آن بوده که بویژه در «کتاب من لا یحضره الفقیه» تنها به احادیث معتبر و آنها که بین او و خدا حجت است بپردازد، از طرفی بارها به احادیث مفضّل استناد جسته می‌توان نتیجه گرفت که مفضّل در نزد شیخ صدوق از جایگاه و اعتبار بالایی
______________________________
(۱) «رجال کشّی»، شرح حال مفضّل بن عمر جعفی.
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۱۸
برخوردار بوده است. «۱» «محمد بن یعقوب کلینی» نیز در جای جای کتاب «کافی» به احادیثی پرداخته که «مفضّل» راوی آنهاست. بویژه روایت «یونس به یعقوب» «۲» که بوضوح دلیل بر جلالت شأن و منزلت عظیم مفضّل است.
«شیخ مفید»- رحمه اللَّه علیه- در باره مفضّل می‌گوید:
«او از کسانی است که نصّ امامت امام موسی کاظم- علیه السّلام- را از پدر بزرگوارش، امام صادق- علیه السّلام- نقل نموده. وی از یاران خاص و جلیل القدر امام صادق- علیه السّلام- و از فقیهان صالح و مورد وثوق- رحمه اللَّه علیهم- بوده است.» «۳» «شیخ طوسی»- رضوان اللَّه علیه- هم مفضّل بن عمر جعفی را از اصحاب امام صادق و امام کاظم- علیهما السّلام- شمرده است. «۴» نیز در کتاب «الغیبه» می‌گوید:
«وی از اصحاب و یاران واقعی ائمه- علیهم السّلام- و در نزد آنان مورد وثوق و اعتماد بوده و همواره پوینده طریق آنان بوده است.» «۵» یکی از دانشمندان بزرگ اسلامی، در توضیح یکی از احادیث شیخ طوسی- رضوان اللَّه علیه- که از مفضّل بن عمر نقل کرده، می‌گوید:
«این سخن شیخ طوسی، دلیل قاطع و صریحی است که شیخ بر مفضّل
______________________________
(۱) «کتاب من لا یحضره الفقیه»، ج ۱، ص ۳٫
(۲) «اصول کافی»، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۶٫
(۳) «الارشاد فی معرفه حجج اللَّه علی العباد»، ص ۲۰۸٫
(۴) «رجال شیخ طوسی»، اصحاب امام صادق و امام کاظم- علیهما السّلام- بترتیب، صفحات ۳۱۴ و ۳۶۰٫
(۵) «الغیبه»، ص ۲۱۰٫
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۱۹
اعتماد داشته و نزد او ضعیف و مطعون نیست.» «۱» «ابن شهر آشوب»- رضوان اللَّه علیه- او را از خواصّ اصحاب امام صادق- علیه السّلام- شمرده است. «۲» «سید بن طاوس»- رحمه اللَّه علیه- در باره کتاب مفضّل می‌فرماید:
«از جمله آداب مسافر آن است که کتاب» توحید مفضّل» را که در باره شناخت حکمتها، تدابیر و اسرار نهفته در آفرینش این جهان است و وی آن را از امام صادق- علیه السّلام- نقل کرده، به همراه داشته باشد.» «۳» همچنین خطاب به فرزندش می‌گوید:
«در نهج البلاغه و اسرار آن و در کتاب مفضّل بن عمر که امام صادق- علیه السّلام- در باره آفرینش خدای جلّ و علا بر او املا فرموده، بنگر و اندیشه کن.» «۴» «علّامه مجلسی»- رضوان اللَّه علیه- نیز به خاطر ارزشی که برای این دو حدیث «۵» قائل بوده، هر دو را به طور کامل در جلد سوم «بحار الانوار» «۶» آورده است و جای جای آنها را شرح و توضیح داده است.
وی در آغاز ذکر آنها می‌گوید:
«مرسل «۷» بودن توحید مفضّل و رساله هلیله که از امام صادق- علیه السّلام-
______________________________
(۱) «معجم رجال الحدیث»، ج ۱۸، ص ۲۹۴٫
(۲) «المناقب»، ج ۴، باب امامت امام صادق- علیه السّلام-.
(۳) «الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان»، ص ۷۸٫ نیز نگاه کن: «سفینه البحار»، ج ۲، ص ۳۷۲٫
(۴) «کشف المحجه لثمره الحجه»، ص ۵۰٫
(۵) مقصود، «حدیث توحید مفضّل» و «اهل حدیث اهلیجیه (هلیله)» است.
(۶) «بحار الانوار»، ج ۳، ص ۵۷ و ۱۵۲٫
(۷) «حدیث مرسل» آن است که اسناد آن متصل نباشد، در مقابل، حدیث مسند است و آن حدیثی است که «محدّث» با ذکر همه اسناد، آن را به معصوم- علیه السّلام- نسبت دهد. برای توضیح بیشتر ر. ک: سبحانی، جعفر، «اصول الحدیث و احکامه»، ص ۹۵٫
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۲۰
روایت شده‌اند، زیانی ندارد؛ زیرا انتساب آنها به مفضّل در میان دانشمندان اشتهار دارد. از جمله «سید بن طاوس» و دیگران آنها را تأیید کرده‌اند. نیز ضعیف شمردن «محمد بن سنان» و «مفضّل بن عمر» هم زیانی ندارد؛ زیرا ما این ضعفها را نمی‌پذیریم؛ چون در روایات فراوانی به جلالت قدر و منزلت آن دو اشاره شده است. وانگهی متن دو خبر، شاهد صدقی بر صحت آنهاست و علاوه بر این نوع متون نیازی به صحیح بودن خبر ندارد» «۱» نیز در اول ترجمه توحید مفضّل، این دو کتاب و راوی آنها را این گونه ستایش می‌کند:
«چون حدیث شریفی در اثبات صانع قدیر و توحید و سایر صفات کمالیه او- جلّ شأنه و تعالی سلطانه و عظم برهانه- [از] شیخ جلیل، مفضّل بن عمر جعفی که از خواص اخیار، سلاله اطهار، امام المغارب و المشارق، ابو عبد اللَّه، جعفر بن محمد صادق- علیهما السّلام- بود … و رشاقت مضامین و وثاقت براهینش شهادت می‌داد و می‌دهد که از منبع وحی و الهام جاری گردیده … و کافّه شیعیان در تقویت بیقین ایقان و ایمان به آن محتاج بودند و … آن را به فارسی ترجمه کردم.» «۲» «علّامه سید صدر الدین عاملی» «۳»- رحمه اللَّه علیه- می‌گوید:
______________________________
(۱) «بحار الانوار»، ج ۳، ص ۵۵ و ۵۶٫ دلیل سخن آخر مرحوم مجلسی آن است که:
احادیثی باید صحیح السّند باشند که بیانگر حکمی عبادی و یا غیر عبادی باشند اما چنین حدیث روشنی که عقل تمام مضامین آن را تأیید می‌کند چه نیازی دارد که سند آن صحیح باشد.
(۲) «ترجمه توحید مفضّل»، ترجمه مرحوم مجلسی (ره)، ص ۳ و ۴٫
(۳) برای شناخت این عالم بزرگ اسلامی نگاه کن: منتهی الآمال، ج ۲، ص ۴۱۰٫
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۲۱
«کسی که بدقت در حدیث مشهور مفضّل از امام صادق- علیه السّلام- بنگرد، در می‌یابد که امام- علیه السّلام- این سخنان بلیغ و معانی شگفت و الفاظ غریب «۱» را جز با مردی بزرگ، جلیل القدر، دانشمند، با ذکاوت، هوشمند و شایسته حمل اسرار دقیق و ظریف و بدیع با کس دیگر در میان نمی‌نهد. این مرد در نزد من بسیار رفیع المقام و جلیل القدر است، رضوان اللَّه علیه.» «۲» محدث بزرگ اسلامی، «حاج شیخ عباس قمی (ره)» نیز اگر چه در کتاب گرانقدر «سفینه البحار» با اینکه آراء مختلف را بیان نموده امّا گویی عقیده خویش را ذکر ننموده و لیکن در کتاب شریف «منتهی الآمال» هنگام بحث در اصحاب امام موسی کاظم- علیه السّلام- به طور مفصّل در باره مفضّل بحث نموده و از جمله در ستایش از این مرد بزرگ می‌گوید:
«از کتاب شیخ معلوم می‌شود که او از «قوّام ائمّه» و پسندیده نزد ایشان بوده و بر منهاج ایشان از دنیا گذشته و هم دلالت دارد بر جلالت و وثاقت او بودن او از وکلای حضرت صادق و کاظم- علیهما السّلام- و «کفعمی» «۳» او را از بوّابین
______________________________
(۱) توحید مفضّل در دو بخش است، یک بخش همین مقدار که در عالم سفلی است و در میان دانشمندان به «توحید مفضّل» مشهور است و در چهار مجلس تدوین یافته و بخش دیگر همان معارف ملکوتی و ما وراء الطبیعی است که «صادق الوعد- علیه السّلام-» به مفضّل وعده کرد. این بخش بمراتب مهمتر و شگفت‌تر از توحید مفضل مشهور است.
چنان که از سخنان مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی بر می‌آید، شخصی به نام «سید میرزا ابو القاسم ذهبی» اخیرا به آن دست یافته و همه آن را در کتابی به نام «تباشیر الحکمه» گرد آورده است. هنگامی بیشتر به عمق و درستی سخن مرحوم صدر پی می‌بریم که به این نکته نیز توجه کنیم. (ر. ک: الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج ۴، ص ۴۸۸).
(۲) «اعیان الشیعه»، ج ۱۰، ص ۱۳۲ و ۱۳۳ و «سفینه البحار»، ج ۲، ص ۳۷۲٫
(۳) مرحوم کفعمی آنگاه می‌گوید: «گویا مقصود از باب امام، باب اسرار و دانشهای اوست.» «ر. ک: المصباح، ص ۲۷۷) نیز مرحوم نوری در «مستدرک الوسایل»، ج ۳، ص ۵۷۰ و ابو علی در ص ۳۱۹ رجالش و صاحب «اعیان الشیعه» در ج ۴، ص ۵۴۴، این سخن را نقل کرده‌اند.
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۲۲
ائمه شمرده است.» «۱» آنگاه به چند حدیث «۲» که در فضیلت «مفضّل» آمده اشاره می‌نماید و در پایان در باره احادیثی که در ردّ مفضّل است و نیز ضعیف بودن وی در نزد برخی از علما، سخنانی دارد که ما این سخنان را- ان شاء اللَّه- در پایان این بخش می‌آوریم.
«شیخ آقا بزرگ تهرانی» در فضیلت مفضّل و کتابش چنین می‌نگارد:
«این کتاب از آن ابو عبد اللَّه یا ابو محمد، مفضّل بن عمر جعفی کوفی است.
«نجاشی» در رجالش آن را کتاب «فکر» نامیده و یکی از دانشمندان بر آن، نام «کنز الحقائق و المعارف» (گنجینه حقایق و معارف) نهاده است. «سید بن طاوس» در کتاب «کشف المحجه» و «امان الاخطار» امر نموده که این کتاب همراه باشد و در آن اندیشه شود … نیز به خاطر جلیل و شریف بودن این دو کتاب «۳»، مرحوم مجلسی عینا هر دو را در «بحار الانوار» «۴» آورده است.» «۵» صاحب مستدرک- رضوان اللَّه علیه- نیز از جمله عالمانی است که از جایگاه رفیع او دفاع کرده و به شبهات برخی از روایات پاسخ داده است. «۶» «آیت اللَّه خویی»- رضوان اللَّه علیه- مفسّر، فقیه و رجالی بزرگ در باره مفضّل می‌گوید:
«در جلالت و عظمت مفضّل همین قدر بس که امام صادق- علیه السّلام- او را مورد چنین لطف و عنایتی قرار داد و کتاب مشهور به «توحید مفضّل» را به او
______________________________
(۱) «منتهی الآمال»، ج ۲، باب نهم، فصل هفتم، ص ۴۴۲ و ۴۴۳٫
(۲) این احادیث را در بخش مفضّل از دیدگاه روایات آوردیم.
(۳) کتاب «توحید مفضّل» و «توحید هلیله».
(۴) «بحار الانوار»، ج ۳، ص ۵۷ و ۱۵۲٫
(۵) «الذّریعه الی تصانیف الشیعه»، ج ۴، ص ۴۸۲ و ۴۸۳٫
(۶) در صفحات بعد، سخن مرحوم حاج شیخ عباس قمی در این باره می‌آید.
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۲۳
املا نمود. «۱» این کتاب همان است که «نجاشی» آن را کتاب «فکّر» (اندیشه کن) نامیده. این امر خود دلیل واضحی است که مفضّل از خواص اصحاب و مورد عنایت امام صادق- علیه السّلام- بوده است. گذشته از این، «ابن قولویه» و «شیخ مفید» به وثاقت او تصریح کرده‌اند و شیخ مفید او را از سفراء ممدوح شمرده است.» «۲»
پاسخ به یک شبهه‌
پس از ذکر این دیدگاهها باید مسأله‌ای را روشن کنیم و آن این است که:
اگر مفضّل از اصحاب خاص، بوّاب ائمّه، از قوّام آنان، حامل و محرم اسرار آنان و خلاصه از چنین مرتبت و جلالت قدری برخوردار است، چرا روایاتی در ذم و ردّ او رسیده «۳» و شماری او را ضعیف الایمان، فاسد و … دانسته‌اند؟
هنگامی می‌توان به پاسخی قطعی و درست رسید که انسان از اوضاع عصر امام صادق- علیه السّلام- و فشارهای عباسیان آگاه باشد.
به خاطر فشارهای دستگاه بنی العباس بر امام- علیه السّلام- و یارانش، «تقیّه» یکی از کارهای رایج آنان بوده است. گاه امام- علیه السّلام- نزدیکترین
______________________________
(۱) باید دانست که لطف و عنایت امام- علیه السّلام- به مفضّل از این هم بالاتر است؛ زیرا در پایان مجلس چهارم این کتاب، امام- علیه السّلام- به مفضّل وعده می‌دهد که در مجالسی دیگر، معارف و حقایق ملکوت را برایش بگوید، بی‌شک امام، صادق الوعد است و باید به دنبال آن کتاب نیز گشت. البته سخن مرحوم آقا بزرگ تهرانی را در باره یافتن آن کتاب نیز ذکر کردیم. در هر حال این وعده و عمل به آن خود بیانگر جایگاه و گنجایش مفضّل در نزد امام صادق- علیه السّلام- است.
(۲) نگاه کن: «معجم رجال الحدیث»، ج ۱۸، ص ۳۰۳ و ۳۰۴٫
(۳) نگاه کن: «معجم رجال الحدیث»، ج ۱۸، ص ۳۰۰ و «رجال نجاشی» و «رجال ابن غضائری».
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۲۴
افرادش را متهم می‌کرد تا آنان را از مرگ و نابودی به دست دشمنان برهاند. این است راز احادیثی که در ذم اصحابی رسیده که عدالت و وثوق آنها جای هیچ شکی ندارد. «مفضّل» نیز از همین گروه است که باید احادیث در ردّ او را حمل بر «تقیّه» نمود.
امام صادق- علیه السّلام- به «عبد اللَّه بن زراره بن اعین» می‌گوید:
«به پدرت سلام برسان و به او بگو: اگر سخنی علیه تو می‌گویم بدان که برای دفاع از توست. مردم و دشمنان همواره تلاش می‌کنند افرادی را که در نزد ما جایگاه دارند و به ما نزدیکند، بیازارند. آنان این افراد را به خاطر دوستی ما به آنان، نکوهش می‌کنند و می‌کشند. در عوض، هر که را که ما نکوهش می‌کنیم و ردّ می‌نماییم ستایش می‌کنند. [بگو به پدرت:] اگر در ظاهر تو را نکوهش و ردّ می‌کنم به خاطر آن است که تو به ولایت ما شناخته‌شده‌ای و همه می‌دانند که طالب مایی؛ از این رو در نزد مردم مذموم و ناپسندی چون که ما را دوست داری و به جانب ما مایلی پس خواستم تو را در ظاهر ردّ و نکوهش کنم تا در نزد مردم محبوب باشی و بدین ترتیب به دینت آسیب نرسد و شرّ آنان از تو برداشته شود.» «۱» در این باره شیخ عباس قمی- ره- می‌گوید:
«و امّا روایات قدح در مفضّل قابل معارضه با اخبار مدح او نیستند. شیخ ما در خاتمه مستدرک، کلام را در حال او بسط داده و از روایات قدح در او جواب داده و کسی که رجوع کند به توحید مفضّل که امام صادق- علیه السّلام- برای او فرموده، خواهد دانست که مفضّل نزد آن حضرت، مرتبه و منزلتی عظیم داشته و
______________________________
(۱) «وسائل الشیعه»، ج ۳، ص ۵۸۴ و «رجال کشی»، ص ۹۱٫
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۲۵
قابل تحمل علوم ایشان بوده است.» «۱» صاحب «معجم الرجال» نیز پس از تحلیل و بررسی محققانه احادیث مدح و ذمّ مفضّل و وارسی سخنان دانشمندان رجالی، در پایان بحث این گونه نتیجه می‌گیرد (نقل به مضمون):
«روایات فراوانی در جلالت شأن و عظمت قدر مفضّل رسیده که غالبا علم اجمالی به صدور آنها از معصوم- علیه السّلام- پدید می‌آید. اگر چند حدیث نیز در ذم و ردّ او رسیده باید گفت: در میان این احادیث تنها سه حدیث، سند تامّ دارند و این احادیث اندک در برابر آن همه حدیث معتبر تاب نمی‌آورد. همچنین در باره این احادیث باید همان حکمی را صادر کنیم که در باره احادیث ردّ «زراره بن اعین» بیان نمودیم «۲» و علم واقعی این احادیث را در اختیار اهل آن بدانیم.» «۳»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *