احادیث و سخنان

حدیث امام صادق در مورد صدقه

باکروا بالصدقه فان البلایا لاتتخطاها. [۱۴۷].
صبح تان را با صدقه آغاز کنید که بلایا از آن نمی گذرد.
امام صادق علیه السلام
حضرت امام صادق علیه السلام با عده ای که کالای زیادی برای فروش با خود داشتند، همسفر بود که بین راه اهل کاروان مطلع شدند که راهزنان در راهند؛ از اینرو آثار ترس در چهره ی همراهان حضرت نمایان شد؛ در این حال امام علیه السلام فرمود:
«ناراحتی شما از چیست؟ چرا اینقدر ترسیده اید؟»
ایشان گفتند:
«ترس آن داریم که این سرمایه و کالاهای تجاری مان را از دست بدهیم؛ آیا آنها را شما تحویل می گیرید؟ اگر راهزنان بدانند که آن کالاها از آن شماست، شاید چشم طمع نداشته باشند.»
در اینحال امام صادق علیه السلام فرمود:
«از کجا می دانید؛ شاید آنها برای سرقت اموال من آمده و شما بی جهت سرمایه ی خود را در معرض تلف شدن قرار دهید.»
ایشان اظهار داشتند:
[صفحه ۱۶۱]
«پس چه کنیم؟ آیا صلاح می دانید آنها را در زمین پنهان کنیم.»
حضرت علیه السلام فرمود:
«این کار بیشتر باعث تباهی آنها می شود؛ زیرا ممکن است کسی آنها را بردارد یا در بازگشت جایش را پیدا نکنید.»
در این حال آنان از حضرت راهکاری طلبیدند و امام صادق علیه السلام فرمود:
«اموالتان را به کسی بسپارید که آن را از هر گزندی محافظت نموده و به شما باز گردانده و چند برابر رشد می دهد؛ بطوریکه هر قسمت و جزئی از آن، بیشتر از دنیا و آنچه در اوست ارزش پیدا می کند و هنگامی به شما باز دهد که شدیداً به آن اموال، احتیاج داشته باشید.»
در این حال ایشان از حضرت علیه السلام خواستند که او را معرفی فرماید و از اینرو امام صادق علیه السلام فرمود:
«او پروردگار جهان است.»
ایشان از حضرت چگونگی انجام این کار را پرسیدند و امام صادق علیه السلام فرمود:
«بر فقرا و مستمندان مسلمانان صدقه دهید.»
اهل کاروان گفتند:
«اینجا بیچاره و مستمندی نیست که به آنها صدقه دهیم.»
امام صادق علیه السلام فرمود:
«تصمیم بگیرید یک سوم از این اموال را صدقه بدهید تا خداوند بقیه را از پیشامدی که می ترسید، نگه دارد.»
ایشان اینگونه تصمیم گرفتند و حضرت علیه السلام فرمود:
[صفحه ۱۶۲]
«اینک شما در پناه خداوند می باشید؛ به راه خود ادامه دهید.»
آنان مقداری آمدند و راهزنان نمایان شدند؛ از این رو ایشان را ترس فرا گرفت و حضرت علیه السلام فرمود:
«با اینکه در پناه خداوند متعال هستید، دیگر از چه می ترسید؟!»
همینکه چشم راهزنان به حضرت صادق علیه السلام افتاد، پیاده شده و دست آن جناب را بوسیده و گفتند:
«دیشب پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم و ما را امر فرمود که امروز به خدمتتان برسیم و در محضر شما و همراهانتان دشمنان و راهزنان را از شما دور کنیم.»
در این حال امام صادق علیه السلام فرمود:
به شما نیازی نداریم؛ کسی که ما را از شر شما محافظت فرمود، از گزند آنها نیز حفظ می نماید.»
سرانجام، مسافران به سلامت، سفر را به پایان رسانده و یک سوم از کالای خود را صدقه دادند و سرمایه ی تجاری شان با ده برابر سود مواجه شد وبه یکدیگر درباره ی وجود پر برکت امام صادق علیه السلام با شگفتی تمام سخن می گفتند که امام علیه السلام فرمود:
«این برکت را در معامله ی با خدا دیدید؛ از اینرو از این پس به همین روش ادامه دهید» [۱۴۸].
[صفحه ۱۶۳]
برگرفته از کتاب صبح صادق :قصه های زندگی امام صادق علیه السلام نوشته آقای محمد حسین مهر آیین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *