امامت و رهبری، حاکمان زمان

حرمسرای بنی عباس

در حرمسرای هارون ۲ هزار کنیز زندگی می کردند که تنها ۳۰۰ نفر آن نوازنده و آوازه خوان بودند.
مقتدر بالله خلیفه ی عباسی ۱۱ هزار خواجه از روم و سودان وارد کرده بود. [۱۳۰].
اگر کنیزکان زیبا بودند و ساز و آوازی می دانستند به زودی اختیار فرمانروائی را از خلیفه می گرفتند.
گاه هم این کنیزان را برای جاسوسی به حرمسرا می فرستادند. مأمون دسته ای از این کنیزان جاسوس را به حرمسراهای مختلف روانه کرده بود.
مسعودی می نویسد: در حرمسرای متوکل عباسی چهار هزار کنیز زندگی می کردند و متوکل با تمام آنها همخوابگی داشت. وزیران که این شور و شوق را در متوکل دیدند از اطراف برای او کنیز می فرستادند از آن جمله طاهر ۴۰۰ کنیز برای او فرستاد.
هارون در یک ضیافت که به عنوان ازدواج خود با زبیده تشکیل داد، ۵۵ میلیون درهم خرج کرد، او کنیزکی را به یک صد هزار دینار و دیگری را به ۳۶ هزار دینار
[صفحه ۱۵۳]
خریداری کرد، اما دومی را فقط یک شب نگه داشت. او یک بار به طرب آمد و دستور داد سه میلیون درهم بر سر حضار مجلس نثار کنند. [۱۳۱].
روزی هارون در حال خنده از قصر همسرش زبیده بیرون آمد از علت خنده اش پرسیدند، گفت: در منزل زبیده خوابیده بودم، صدای سکه ها مرا بیدار کرد، از مبلغ سکه ها سؤال کردم، گفتند: سیصد هزار است که به عنوان بیت المال از مصر آمده، همه آنها را به همسرم زبیده بخشیدم، وقت خروج شنیدم زبیده می گفت: این چه پول اندکی است که هارون به من داده، من هرگز از او خیری ندیدم. [۱۳۲].
هادی عباسی برادر هارون الرشید برای خوش گذرانی خود آن قدر به آوازه خوان زمانش «ابراهیم موصلی» از بیت المال داد که پسر ابراهیم گوید: اگر هادی چند صباحی بیشتر زندگی می کرد، ما دیوارهای خانه ی خود را از طلا و نقره می ساختیم. [۱۳۳].
مسئله بردگان و خواجگان در دربار خلفا و رجال آن روز ره آورد خطرناکی در بر داشت که یک باره به فساد و تباهی و بی عفتی آنان انجامید زیرا با راه یافتن پسرهای خواجه ی زیبارو در دربار، حس همجنس بازی در خلفا و رجال برانگیخته شد و کم کم تمایل سخت و عادتی پست و نکوهیده در آنها به وجود آمد.
امین پسر هارون الرشید از جمله ی آنهاست که به این اعمال اقدام کرد. وی غلامان زیادی به خصوص خواجگان را خریداری کرد و به آنها لباس زنانه پوشانید و در کاخهای خود جای داد.
هر یک از پادشاهان فرنگ که به دوستی با عباسیان علاقمند بودند برای آنها خواجه می فرستادند. چنانکه پادشاه بارسلن و پادشاه طرکونه در موقع تجدید صلح با المستنصر بالله تعداد ۲۰ خواجه صقلبی و بیست قنطار پوست سمور و اشیاء دیگر هدیه فرستاد.
[صفحه ۱۵۴]
برگرفته از کتاب بر امام صادق علیه السلام چه گذشت نوشته آقای محمد حسن موسوی کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *