احادیث و سخنان, سیره عملی و رفتاری

درسنامه – سیره و احادیث امام صادق (ع) – احسان به خویشتن

اشاره
و أحسنوا الی أنفسکم ما استطعتم، فان أحسنتم أحسنتم لأنفسکم و ان اسأتم فلها و جاملوا الناس [ ۱۷۴ ]؛ تا میتوانید به یکدیگر نیکی
کنید؛ زیرا هر چه خوبی کنید به خود کردهاید و اگر بدی کنید به خودتان بدی کردهاید. در کتابهای بلاغت، اصطلاحی به نام
معنای جمله این « باع القوم دوابهم » آمده است، یعنی جمله ظهور در کل فرد داشته باشد، مثلا وقتی گفته میشود « تقابل جمعین »
است که افراد قوم هر کدام به طور جداگانه حیوانات خود را فروختند، نه این که همه قوم تمام حیواناتشان را جمع کرده باشند، آن
گاه در یک معامله همه را یک جا فروخته باشند. فرمایش گرانبهای امام علیه السلام نیز در این جا مصداق تقابل جمع است. به این
معنا که منظورشان این بوده است که هر کدام از شیعیان باید در حق نفس خویشتن نیکی نماید، یعنی من به نفس خود نیکی کنم،
شما به نفس خود نیکی کنید، و همین طور همه مردم. امام علیه السلام در این بخش از سخنان خویش از شیعیان میخواهند که به
خود نیکی کنند. اما منظور از احسان و نیکی چیست؟ شاید در ابتدای امر انسان تصور کند این مطلب روشن است و نیاز به گفتن
ان أحسنتم أحسنتم » : ندارد. ولی امام در دنباله روایت آیهای را میخوانند که تا حدودی منظور ایشان را از احسان روشن میکند
لأنفسکم و ان أسأتم [صفحه ۱۱۸ ] فلها [ ۱۷۵ ]؛ اگر کار خوب انجام دهید، در حق خود خوبی کردهاید و اگر کار بدی را مرتکب
امام صادق علیهالسلام، قبل از ذکر این آیه میفرمایند هر اندازه میتوانید در حق خود خوبی .« شدید، در حق خود بدی کردهاید
از لحاظ معنا تفاوت دارند و در موارد « استطعت و شئت » را به کار میبرند. در روایات و آیات دو کلمه « ما استطعتم » کنید و تعبیر
مختلفی استعمال شدهاند. استطعت، ناظر به امر لازم و مهمی است و هر جا ذکر گردد، به این معنا است که تا هر قدر میتوانی انجام
فاتقوا الله ما استطعتم [ ۱۷۶ ]؛ تا جایی » : بده، یعنی تا زمانی که یک کار لازم است باید آن را انجام دهی. در قرآن کریم آمده است
یعنی هر چقدر که میتوانید تقوا داشته باشید، مگر در جایی که نمیتوانید، که در آنجا دیگر « که میتوانید تقوای الهی پیشه کنید
« و لله علی الناس حج البیت من استطاع [ ۱۷۷ ]؛ حج این خانه برای خدا بر کسی که میتواند واجب است » استثنای منفصل است. و
برای امور دلخواه و اختیاری است؛ برای مثال شیخ در مکاسب روایتی از حضرت امیر علیه السلام نقل کرده « شئت » ، ولی در مقابل
أخوک دینک فاحتط لدینک بما شئت [ ۱۷۸ ]؛ برادر تو دین تو است پس هر چه میتوانی برای دین » : است که در آن میفرمایند
« شئت » آبی که مشتبه است و انسان نمیداند پاک است یا جنس، بهتر است از آن پرهیز شود. بنابراین کلمه ،« خود احتیاط کن
متضمن امر لازم نیست، بلکه اگر در جایی ذکر شد نشان دهندهی آن است که هر اندازه که میخواهی این کار را انجام بده. در
استفاده شده است که متضمن امر لازم است. ناگفته نماند این قانون در امور اقتضایی « استطعت » این قسمت از رساله نیز از لفظ
یعنی تا جایی که دلتان ؛« ما شئتم » : وجوب، و در امور غیر اقتضایی استحباب را میرساند. در هر صورت امام در اینجا نفرمودهاند
میخواهد به خود احسان کنید، بلکه احسان به خویشتن را امری لازم دانستهاید که در صورت امکان انسانها نباید از آن دریغ
ورزند و غافل بمانند. [صفحه ۱۱۹ ] حضرت برای روشن شدن بهتر کلام خویش، آیهای از قرآن را شاهد آوردهاند که نشان میدهد
من به کسی » : هر که نیکی کند در حقیقت به خود نیکی کرده است. روایتی از امیرمؤمنان علیه السلام نقل شده است که فرمودند
عرض شد: یا امیرمؤمنان، شما در طول عمر خویش به همه احسان کردهاید و .« احسان نکردهام و کسی در حق من بدی نکرده است
صفحه ۵۳ از ۱۰۴
هر چه احسان کردهام به خود کردهام، و هر کسی به من بدی کرده به » : افرادی نیز به شما اسائه ادب کردهاند. حضرت فرمودند
انسان باید باور داشته باشد هنگامی که به دیگران کمک و نیکی میکند در واقع به خودش نیکی کرده .« خودش بدی کرده است
است. گر چه طرف مقابل از نیکی ما سودی میبرد، اما سود بیشتری نصیب خود ما میشود. در ظاهر آن که از ما درس میآموزد،
عالم میشود، آن که از ما پول میخواهد مشکلش حل میشود، اما ثوابی که در نامه اعمال ما ثبت میگردد، به مراتب بیشتر از
سودی است که آنها از نیکی ما بردهاند. چرا که در آخرت این نیکیها خریدار دارد و به کار میآید، اما کاربرد پول فقط در این
دنیای فانی است. کسی که در مقابل تندخویی برادر مؤمنش بردباری میکند و شکیبایی از خود نشان میدهد، به او احسان نکرده،
بلکه به خویشتن احسان کرده است. باید نیکی به دیگران در ما ملکه شود. باید در تمام ادوار زندگی، در توانگری و تنگدستی، در
مراد حضرت از این .« و احسنوا الی انفسکم؛ به خود احسان کنید » : گرفتاری و آسانی، در شادی و اندوه، این جمله در ذهن ما باشد
جمله این نیست که غذای خوب بخورید، پول بیشتری جمع کنید، و یا خوب استراحت کنید، بلکه میفرماید در مقابل بدی دیگران
[ بردبار باشید؛ چرا که این بردباری احسان به خودتان است. نقل شده است که مرحوم آیتالله العظمی بروجردی قدس سره [ ۱۷۹
از این که از اول ماه تا آخر ماه » : زمانی که زعامت حوزه علمیه با آن همه مسئولیتها و سختیها بر عهدهی ایشان بود فرموده بودند
با این که ایشان با آن پول شهریه طلاب را میدادند و قاعدتا باید «! از مردم پول بگیرم و قبضها را مهر کنم، دستانم خسته میشود
از وصول این وجوه خوشحال میشد؛ چرا که اگر این پولها نمیرسید باید [صفحه ۱۲۰ ] قرض میکردند و با مشکل مواجه
میشدند. در عین حال فرموده بودند، پول دادن برای من آسانتر از پول گرفتن است. انسان وقتی پول را میگیرد، مسئولیتی را
پذیرفته است و وقتی آن پول را، البته با رعایت ضوابط، میدهد از مسئولیت رهایی مییابد و بارش سبک میشود.
برگرقته از کتاب درسنامه امام صادق علیه السلام نوشته:آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی (دام ظله )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *