احادیث و سخنان, سیره عملی و رفتاری

درسنامه – سیره و احادیث امام صادق (ع) – سکوت و سخن گفتن

انسان به طور طبیعی دوست دارد سخن بگوید و درباره اموری که دوست دارد با دیگران گفت و گو کند. سخن گفتن
کارآمدترین ابزار برای معرفی شخصیت انسانها و تمایلات آنان است، اما باید از این قوه در جهت درست استفاده نمود و در جایی
که لازم است آن را به کار بست. سکوت با قطع نظر از ملازمات زمانی و مکانی کار پسندیدهای است، اما در برخی موارد صحبت
کردن لازم است؛ مثلا اگر در یک جمع علمی کسی مطلبی میداند که دیگران نمیدانند، این جا دیگر جای سکوت نیست و باید
سخن گفت تا دیگران استفاده نمایند. هم چنین در باب امر به معروف و نهی از منکر، صحبت کردن از لوازم کار است و گاهی
بدون سخن گفتن امر به معروف و نهی از منکر تحقق نمییابد. در چنین جاهایی نه تنها سخن گفتن اشکالی ندارد، بلکه سکوت
حرام و سخن گفتن واجب است. همانطور گاهی سکوت کردن واجب میشود. برای مثال اگر ظالمی از انسان نشانی مظلومی را
بخواهد، واجب است سکوت اختیار شود تا جان مظلوم محفوظ بماند. محمد بن ابیعمیر از یاران امام موسی بن جعفر علیه السلام و
از محدثان بزرگ امامیه بود که در زمان هارون الرشید به سختی شکنجه و زندانی شد. او به دستور هارون الرشید هفده سال از عمر
خود را در زندان سپری کرد و تمام اموالش مصادره گردید. بلاهایی که بر سر ابن ابیعمیر آمد در طول تاریخ بنیالعباس سابقه
ندارد. تمام این شکنجهها برای آن بود که هارون از او اسم یاران حضرت موسی بن جعفر علیه السلام را میخواست ولی او از
افشای نام آنان خودداری میکرد. کافی بود ابن ابیعمیر اسم کسی را بگوید تا آن شخص کشته شود. خود ابن ابیعمیر میگوید:
روزی زیر شکنجه به قدری به تنگ آمده بودم که نزدیک بود نام شیعیان را بر زبان آورم، یک دفعه محمد بن یونس بن
یا محمد بن أبیعمیر، أذکر موقفک بین یدی الله؛ ای محمد بن ابیعمیر، روزی را به » : عبدالرحمن [ ۷۸ ] را دیدم که به من میگفت
از این سخن نیرو گرفتم و اقرار نکردم. آری ابن ابیعمیر [صفحه ۶۰ ] شکنجه را تحمل کرد و .« یادآر که باید در برابر خدا بایستی
دم بر نیاورد؛ چرا که سکوت در آنجا واجب بود. مختصر این که نفس سکوت پسندیده است، اما اگر پای مسئله مهمتری به میان
آمد حکم عوض میشود و گاهی سکوت حرام، و گاهی واجب میشود، اما در غیر این موارد و در جاهایی که نه سکوت واجب
است و نه صحبت کردن، سکوت پسندیده است. نباید کلام را بدون استفادهی اخروی هدر داد. گاهی هدف از سخن گفتن
خودنمایی و ارضای شهوت سخن گفتن است. شهوت سخن به مراتب از شهوت جنسی قویتر است. گاهی دانشمندی برای
فخرفروشی به سخن گفتن در مسئلهای میپردازد و داد سخن میدهد، اما دریغا از یک جو ثواب که پس از خستگی فراوان نصیبش
گردد. تأمل در سخن گفتن، وقتگیر نیست. گاهی باید یک ثانیه تأمل کنیم و از خودمان بپرسیم: آیا این سخن که میخواهم بر
زبان آورم، به درد آخرتم میخورد یا نه؟ بزرگان ما این نکته را رعایت میفرمودند و در بسیاری از مواقع علی رغم میل باطنی
سکوت اختیار میکردند. نقل شده است که پدر شیخ عباس قمی [ ۷۹ ] به مسجد امام حسن عسکری علیه السلام رفته بود. در آن
مسجد واعظی منبر میرفت و داستانهای کتاب منازل الآخره، نوشتهی شیخ عباس قمی را از روی کتاب برای مردم میخواند و افراد
صفحه ۳۱ از ۱۰۴
زیادی پای منبر او حاضر میشدند. روزی پدر شیخ عباس به شیخ میگوید: ببین فلان واعظ که در مسجد امام حسن عسکری
علیه السلام منبر میرود، چه زیبا موعظه میکند، تو نیز از او یاد بگیر و سعی کن مثل او منبر بروی. شیخ عباس قمی چیزی نمیگوید
و پدرش چندین بار این سخن را تکرار میکند. مرحوم شیخ حتی یک بار هم نگفت آن که تو در پای منبرش حاضر میشوی، به
[ سبب خواندن کتاب من منبرش چنین رونقی گرفته است. [صفحه ۶۱
برگرقته از کتاب درسنامه امام صادق علیه السلام نوشته:آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی (دام ظله )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *