احادیث و سخنان, سیره عملی و رفتاری

درسنامه – سیره و احادیث امام صادق (ع) – نعمتهای خداوند

گاهی در روایات به مطالبی درباره چگونگی استفاده از نعمتهای خدای بزرگ بر میخوریم؛ به عنوان مثال در روایت آمده است:
من أکل التمر علی شهوه رسول الله ایاه لم یضره [ ۱۰۷ ]؛ هر کس چون پیامبر خرما دوست داشت خرما بخورد، ضرر خرما »
آری، در روایات آمده است که رسول گرامی اسلام خرما را دوست میداشتند. پیامبری که در طول .« گریبانگیر او نخواهد شد
عمر خویش حتی یک بار هم شکم خود را از غذا سیر نکردند، خرما را دوست داشتند. درباره حضرت امیر علیه السلام نیز آمده
است که خرما را دوست داشتند و از آن میل میفرمودند تا قوای تحلیل رفته بدنشان باز آید. به هر حال برآوردن نیازهای طبیعی
انسان در حد لازم و ضروری نه تنها حرص نیست، بلکه در روایات از آن به قناعت تعبیر شده است؛ یعنی انسان در این حالت به
هر چیزی که به دست انسان میرسد معنایش این نیست که مال خود او » : مقدار مورد نیاز قانع است. یکی از علمای اخلاق میگوید
انسان نباید پول و [صفحه ۷۹ ] غذا و دیگر نعمتهایی که به دست او میرسد همه .« است و حتما باید آن را مورد استفاده قرار دهد
صفحه ۳۸ از ۱۰۴
و همه را به تنهایی مصرف کند. اگر کسی بخواهد هر آنچه دارد به تنهایی بخورد دچار سوء هاضمه و عواقب ناگواری میشود و
میمیرد. نباید فکر کند هر چه پول در اختیار دارد مال اوست. پول و خوراک و نعمتهای دیگر که اکنون در اختیار آدمی است
امتحانی بیش نیست. باید معلوم شود از این عزت و نعمتی که خداوند به انسان عطا فرموده چگونه استفاده میکند و آیا همه را برای
خود میخواهد یا به فکر همنوعان نیز هست. نعمتها و امکاناتی که در اختیار انسان قرار گرفته اگر از ضرورت و مقدار نیاز او
تبدیل « شره » بیشتر باشد و آن را فقط صرف خود نماید دچار حرص گردیده است. این حرص اگر ادامه یابد و مهار نشود کم کم به
فعل .« ایاکم أن تشره أنفسکم الی شیء » : میشود. حضرت در این بخش از نامه مبارکشان مؤمنان را از شره باز داشته و فرمودهاند
متعدی شده است. در کلام « الی » و در بیشتر جاها با ،« علی » متعدی شده است. در روایات گاهی این فعل با « الی » تشره، در این جا با
در این صورت معنای .« سرت من الکوفۀ الی البصره » : بر انتهای غایت دلالت میکند و مثال معروف آن این جمله است « الی » بلیغ
روایت این است که نهایت و غایت حرص و زیادهطلبی شره است. اما اگر با علی متعدی شود، شاید به این جهت باشد که در حالت
شره نوعی سلطه و سطوت خفته است. کسی که به جای پانصد گرم غذای مورد نیاز بدنش، ششصد یا هفتصد گرم غذا بخورد در
معنا نخواهد داشت، « علی » اختصاص دارد، استفاده از « الی » واقع مبتلا به نوعی سلطهطلبی و چیرگی خواهی است. در جایی که به
نهاد؛ چون شخصی که از شهری به شهر دیگر « علی » ،« الی » نمیتوان به جای « سرت من الکوفۀ الی البصره » همچنان که در جمله
بلامانع است « علی » میرود، بر آن شهر تسلط ندارد. اما اگر همین شخص که از کوفه به بصره میرود حاکم بصره باشد، استفاده از
به نفس نسبت داده شده است. « شره » و فعل « أن تشره أنفسکم » : متعدی میشود. در این کلام نورانی آمده است « علی » با « سرت » و
در واقع این نفس اماره است که انسان را به شره میاندازد. نوع انسانها معمولا [صفحه ۸۰ ] از شره در امان نیستند و از این نظر بین
عالم و غیر عالم فرقی نیست. حتی آن که دارای درجات بالای علمی است از این مسئله در امان نیست، و باید این مشکل را حل
نماید. شره در انسانها به گونههای متفاوت نمود مییابد: یکی در غریزه جنسی شره دارد، دیگری در غذا خوردن، و آن یکی در
خواب و استراحت. این صفت در افراد گوناگون متفاوت است. در کتابهای روایی و اخلاقی همچون حلیۀ المتقین و بحارالانوار،
حد و مرز هر یک از این غرایز به تفصیل بیان شده است. به طور کلی میتوان گفت در هر غریزه اگر پا از حد نیاز طبیعی بدن فراتر
نهاده شود، انسان دچار حرص میگردد و اگر این حرص مهار نشود و شدت یابد به شره منتهی میشود. شره نیز دنیا و آخرت انسان
کل داء من التخمۀ ما خلا الحمی » : را تلف میکند، و به کوتاه شدن عمر و نزدیک شدن اجل میانجامد. در روایات آمده است
کسانی که پر خوری میکنند و هنوز غذای قبلی هضم نشده، «. ۱۰۸ ]؛ همه بیماریها به جز تب از پر خوری و سوء هاضمه است ]
غذای دیگری را به معده خود تحمیل میکنند، در نتیجهی سوء هاضمه و مرضهای ناشی از آن به مرگ زودرس دچار میگردند.
همچنین افراط در غریزه جنسی منتهی به جنون میگردد. جوانی در همسایگی ما زندگی میکرد که انسان خوب و صالحی بود
ولی متأسفانه بر اثر این کار، کم کم دچار حواس پرتی شد و کارش به جنون کشید. از قضا پدر و مادر خوبی هم داشت. بندگان
خدا جوانشان را برای عوض کردن آب و هوا و بهبود به تفریحات گوناگونی میبردند. اما طاقت نیاورد و مرد. همان گونه که گفته
ایاکم » . شد حد و مرز تمام غریزهها در روایات معین شده است. و نباید در برآورده کردن غرایز و شهوات گوناگون زیادهروی کرد
در این جمله نکره در سیاق نفی است و افاده عموم میکند، هر چند « شیء » کلمه .« أن تشره أنفسکم الی شیء مما حرم الله علیکم
از ارتکاب اعمالی که ؛« احذروا » یعنی « ایاکم » . ادات صریح نفی قبل از آن قرار نگرفته است؛ ولی معنای جمله، معنای منفی است
فانه » . خداوند حرام کرده دوری نمایید. مبادا حرص و [صفحه ۸۱ ] طمع و در نهایت شره شما را به ارتکاب اعمال حرام وادار کند
.« من انتهک ما حرم الله علیه هاهنا فی الدنیا حال الله بینه و بین الجنۀ و نعمیها و لذتها و کرامتها القائمۀ الدائمۀ لأهل الجنۀ أبد الآبدین
یعنی پاره کردن پرده. خداوند پیرامون انسانها حدود و پردههایی قرار داده است. این حد و حدود دیوار نیست که عبور ،« انتهاک »
از آن غیر ممکن باشد، بلکه مانند پرده هستند در این بخش امام علیه السلام میفرمایند از ارتکاب محرمات الهی دوری کنید، نگاه
صفحه ۳۹ از ۱۰۴
حرام، گوش دادن به حرام، لمس حرام، فکر حرام، همه و همه حریمهایی هستند که نباید انسان به هیچ یک از اینها نزدیک شود.
مرحوم شیخ انصاری در مکاسب تمام اینها را ذکر کردهاند. در اینجا محرمات الهی به پرده تشبیه شدهاند که مؤمن نباید این پردهها
را بدرد و مرتکب حرام گردد. استفاده از کلمه انتهاک در این روایت، نوعی استخدام است، و استخدام از اقسام مجاز به شمار
میرود. آن که مرتکب محرمات میشود و پردهدری میکند خداوند بین او و بهشت دیوار نفوذناپذیری قرار خواهد داد. کسی که
با استفاده از قدرت و اختیار خدادادی حدود الهی را بشکند و حرمت نگاه ندارد، در روز قیامت خداوند بین او و بهشت دیوار
انسان میتواند خود را از .« فضرب بینهم بسور [ ۱۰۹ ]؛ در این هنگام میان آنها دیواری زده میشود » : نفوذناپذیری ایجاد میکند
بالای یک برج بیست طبقه پایین بیاندازد و برای این کار قدرت تکوینی دارد، اما شرع به او گفته است که چنین کاری را مرتکب
نشود. این جا شارع با گفتن این مطلب مانع ایجاد کرده و پردهای قرار داده است. در این روایت سه وصف برای بهشت ذکر شده
است که شره باعث از دست دادن آنها میشود: نعیم، لذت، کرامت. نعمتهای بهشتی لذت میآورد و لذت همراه و مصحوب
کرامت است. ولی دنیا چنین نیست و هیچ کس تا به حال در دنیا این سه امتیاز را یک جا نداشته است. حتی حضرت سلیمان
علیه السلام که خداوند او را استثنا قرار داده و همتایی برای او [صفحه ۸۲ ] قرار نداده است، قدرت و نعمتهایی که در اختیار او بود،
این اوصاف را نداشت؛ چرا که نعمتهای این جهان با نعیم جاودان آن جهان قابل مقایسه نیست. نعمتهای این دنیا مانند صحت،
غذاهای لذیذ و گوارا و تفریح، گاهی اوقات وجود دارند، اما با لذت همراه نیستند؛ به عنوان مثال شخصی را تصور کنید که در
حال میل کردن بهترین و خوشمزهترین غذاها است، اما فکرش مشغول دادگاهی است که پیش رو دارد. چنین کسی در حال
استفاده از بهترین نعمتهای دنیایی است، اما از این نعمتها کمترین لذتی نمیبرد. یکی از تجار بزرگ میگفت اهل علم از
دنیایشان لذت بیشتری نسبت به ما میبرند، چون صبح نان و پنیر و چای شیرین سادهای میخورند و لذت هم میبرند، اما میز
صبحانه ما آن قدر شلوغ و دارای غذاهای متنوع است که نمیدانیم از کدام یک از آنها میل کنیم. اگر بخواهیم سر همان میز شش
کیلو غذا در معده جا بدهیم میتوانیم، اما هیچ وقت از خوردن صبحانه لذت نمیبریم؛ چرا که اول صبح دل مشغولیهای ما نیز
شروع میشود. چون رادیو همزمان با وقت صبحانه قیمت اجناس را اعلام میکند و ما هم در حال خوردن صبحانه گوش میدهیم.
تا میگوید قیمت فلان چیز سقوط کرد ما با خود میگوییم ای وای! چقدر ضرر کردیم. ای کاش، دیروز این قلم جنس را فروخته
بودیم! و مرتب در حال فکر و خیال هستیم. آری، نعمتهای دنیا این چنین است و گاهی انسان از داشتن آنها لذتی نمیبرد، اما
نعمتهای بهشت چنین نیست و با کاملترین لذتها همراه است. آیا حیف نیست آن نعمتهای ابدی را با لذت چهار روزه دنیا
عوض کنیم؟ چهار روز دنیا در مقابل میلیاردها سال بهشت! در بهشت علاوه بر نعمت و لذت، کرامت نیز هست. گاهی ممکن است
در دنیا انسان از سلامت و بهترین نعمتها برخوردار باشد، اما در جامعه ارزش و احترام نداشته باشد، حال یا در واقع انسان
بیارزشی باشد و یا محیطی که در آن قرار داد برای او احترام قائل نباشد. کرامت امتیازی است که هیچ چیز جایش را پر نمیکند.
از این گذشته نعمت، لذت، و کرامت دنیایی، روزی تمام میشود و جاوید نیست، ولی بهشت نعمتهایش با لذت و کرامت همراه
است و تمام شدنی نیست. [صفحه ۸۳ ] حضرت میفرمایند شره پیدا نکنید تا از این نعمتهای ابدی محروم نگردید. شخصی برای
من نقل میکرد که روزی سر سفره فلان شخصیت سیاسی در عراق افراد زیادی از جمله سید صالح حلی که از منبریهای معروف
بود، مهمان بودند. روی این سفره غذاهای گوناگون و لذیذی قرار داشت اما برای میزبان، آبگوشت فلان حیوان حرام گوشت را
آوردند؛ آبگوشتی بدون هیچ ادویه و چاشنی و نمک. آقا سید صالح پرسید: چرا چنین غذایی میخوری؟ گفت: این غذاهای
گوناگون که سر سفره است هیچ کدام با طبع من سازگار نیست و به خاطر بیماریهایی که دارم فقط باید از این غذا استفاده کنم.
دنیا همین است گاهی نعمتهایش لذتی در بر ندارند. شخصی در جوانی با فقر و فلاکت زندگی میکرد، اما در ایام پیری آب
لای پوستش رفته بود و ثروتی به دست آورده بود. با خودش میگفت: من آن وقتی که دندان داشتم، نان برشته نداشتم و نان جو و
صفحه ۴۰ از ۱۰۴
خمیر میخوردم، اکنون که نان برشته دارم نمیتوانم بخورم. آن که پا را از حد خود فراتر گذارد بنا به فرموده امام صادق
یعنی مستمر. « الدائمۀ » . علیه السلام خدای متعال بین او و نعمتها و لذتها و کرامت بهشت که دائم و مهیا است حایل ایجاد میکند
یعنی آماده و حاضر. یعنی نعمتهای بهشتی هر لحظه در دسترسند و پشت سر هم ادامه دارند. در دنیا اگر کسی به عنوان ،« القائمۀ »
مثال جایی منظره زیبایی دیده باشد و دوباره بخواهد آن منظره را ببیند، گاهی لازم است یک هفته رنج سفر را تحمل کند تا به
مقصود خویش برسد، اما نعمتهای بهشت جاویدان و همیشه در دسترس و مهیا است. لازم است افراد گاهی روایات مربوط به
بهشت و نعمتهای آن را بخوانند، تا شوق بهشت به عنوان یک جزء سبب، مانع از دست و پا زدن آنها در باتلاق و زبالهدان دنیا
شود. نعمتهای بهشت جاوید و در دسترس اهل بهشت است و اهل جهنم نیز تا ابد در جهنم ماندگارند. در روایت آمده است که:
روز قیامت مرگ را به شکل حیوانی برای اهل قیامت مجسم میکنند و به آنها میگویند این مرگ است. این حیوان را به جایی
میبرند که تمام اهل بهشت و اهل دوزخ او را ببینند و آن گاه بین بهشت و جهنم آن را سر میبرند. و به [صفحه ۸۴ ] بهشتیان و
دوزخیان اعلام میشود، دیگر مرگ نیست [ ۱۱۰ ]. طبق مضمون روایتی: اگر مرگ وجود داشت اهل بهشت از شدت اندوه و اهل
جهنم از شادمانی میمردند [ ۱۱۱ ] چرا که نعمتهای بهشت برای بهشتیان ابدی است و اهل جهنم نیز تا ابد در عذاب خواهند بود و از
آن عذاب دردناک خلاصی ندارند. کلید این خوشبختی و بدبختی در حال حاضر در دست ما است. این کلید از دست مردگان
[ گرفته شده و پرونده هایشان بسته شده است، اما آنها که در قید حیاتند پرونده هایشان هنوز باز است. [صفحه ۸۵
برگرقته از کتاب درسنامه امام صادق علیه السلام نوشته:آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی (دام ظله )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *