مدعیان دروغین

روی آوردن ابو حنیفه به علم

(۳) در شرایطی که گفته شد، ابو حنیفه پرورش یافت. خود او از کسانی بود که در اوضاع آن روزگار آزار دید، و از رنجهایی که همنوعانش دیده بودند آگاهی داشت، و این آزارها و تحقیرها بر او سخت گران بود. او که در کوفه و جاهای دیگر شاهد کردارهای زشت و اعمال مخالف اسلام بود، طبعا تحت تأثیر قرار میگرفت.
پس از آنکه حکومت و قدرت از امویان به عباسیان انتقال یافت، موالیانی که سهم مهمی در انقلاب داشتند، و حتی عباسیان آنان را از خالصترین یاران خود میدانستند و پیشوایان انقلاب نیز به آنان توجه خاص داشته و به آنان کمک میکردند، از جایگاه و موقعیت برجستهای برخوردار شده و چشمها را با شگفتی متوجه خود کردند. در این حال عناصر غیر عرب گرد ابو حنیفه، که پس از استادش حماد که او نیز از موالیان و پیشوای حوزه علمیه شده بود، گرد آمده و از شخصیت او یاری طلبیدند.
ابو حنیفه مردی بود که به خویشتنداری، بلندهمتی، دلاوری، و هوشمندی شهره بود او دارای شیوه و روش ویژهای در برخورد با مشکلات زندگی و حل آنها بود. او چون اهل مبارزه و خطر کردن بود، مردم از او سخن گفته و بدین ترتیب
امام صادق و مذاهب چهارگانه ،ص:۳۸۸
نامش بلند آوازه شد. با این همه او با دشمنانش نیز مدارا و سازش میکرد. با وجود اینکه مخالفانش او را ناسزا میگفتند و انتقادات تند و تلخ از او میکردند، در عین حال با آنان به نرمی برخورد میکرد. او با شاگردانش به نیکی رفتار میکرد، و از نظر مادی به آنان یاری میرساند، و ثروت فراوانش نیز چنین امکانی به او میداد و راه کامیابیش را هموار میکرد. مساور او را چنین هجو کرد: (۱) پیش از این در دین آسایش و آرامش داشتیم تا اینکه بلای طرفداران قیاس فرود آمد چون کسبشان کساد شد از بازار برخاستند آنگاه پس از تلاش سخت از رأی یاری گرفتند ابو حنیفه به دیدار مساور رفت، و به او گفت: ای مساور تو ما را هجو کردی، ولی ما تو را خشنود و راضی خواهیم کرد و مقداری پول به او داد. پس از آن مساور در مدح او سرود:
اگر روزگاری فرا رسد که مردمی بیایند و فتاوا برای آنان بیاعتبار گردد ما بر اساس قیاس صحیح و درست از نوع قیاس ابو حنیفه بر آنان عرضه خواهیم کرد اگر فقیهی آن را بشنود و به آن آگاه گردد، آن را بر صفحات ثبت خواهد کرد.
اصحاب حدیث در پاسخ او چنین گفتند:
اگر طرفدار رأی به دفاع از قیاس برخاست و بدعت سخیفی را به کار گرفت، ما از گفته خداوند و بازمانده سنت برای آنان خواهیم آورد.
این ابیات و ابیات دیگری که به دنبال دارد، ابن قتیبه [۴۶] و ابن عبد ربه [۴۷] آوردهاند. در اینجا مجال آن نیست که به دستاورد اختلافات بین اهل رأی و اهل حدیث و بدگوییها و تهمتهای دو طرف به هم اشارتی بکنیم، اختلافاتی که حکومت و دستگاه خلافت آنان را تشویق میکرد و پشت پرده به قصد دستیابی به اهداف خود به عوامل تفرقهافکن دامن میزد.
به هر حال ابو حنیفه، پس از آنکه سالیانی به تجارت و سپس آموختن علم
امام صادق و مذاهب چهارگانه ،ص:۳۸۹
کلام گذراند، به فقه روی آورد و نزد عالمان روزگارش علم آموخت. او عطاء بن رباح را (که از موالیان بود) در مکه، و نافع مولی ابن عمر را در مدینه دیدار کرد و از آنان دانش فرا گرفت، و نیز از عاصم بن ابی نجود، عطیه عوفی، عبد الرحمن بن هرمز مولی ربیعه بن حارث، زیاد بن علاقه، هشام بن عروه و دیگران فقه و حدیث آموخت. اما در این میان به طور کامل و بیش از همه از حماد بن ابی سلیمان اشعری بهره برد و از درس و دانش او سود جست و لذا ابو حنیفه بیش از همه از حماد روایت کرده است.
در سال ۱۲۰ ه. که حماد درگذشت، ابو حنیفه چهل سال داشت.
(۱) خود ابو حنیفه در مورد دیدارش با حماد چنین میگوید: چون به بصره رفتم، گمانم این بود که هر سؤالی از من بکنند پاسخ خواهم گفت، اما وقتی که از من سؤالاتی شد در پاسخ درماندم. این بود که عهد بستم تا زمانی که استادم حماد زنده است او را رها نکنم، و مدت هجده سال همراه او بودم.
البته در این مدت نیز گاه ابو حنیفه از استادش حماد جدا میشد و از دیگران نیز علم میآموخت. ابو حنیفه بارها به سفر حج رفت، و در آنجا با برخی از تابعین دیدار کرد و از آنان حدیث شنید. همچنین با پیشوایان اهل بیت مانند زید بن علی، امام محمد باقر، فرزندش جعفر صادق و عبد الله بن حسن بن حسن ملاقات میکرد و از آنها روایت میکرد.
(۲)
برگرفته از کتاب امام صادق علیه السلام و مذاهب چهار گانه نوشته آقای اسد حیدر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *