از دیدگاه اهل سنت و ..., امامت و رهبری، حاکمان زمان, حوادث، وقایع، هجرت

زوایای مختلف شخصیت امام صادق علیه السلام از منابع اهل سنت

مقدمه
رسالت امام صادق علیه السلام در میان ائمه اطهار علیهم السلام رسالتی است که با توجه به خصوصیات زمانی خویش می توان در نوع خود کم نظیر دانست. نقش آن امام بزرگوار در ایجاد یک انقلاب فرهنگی در سطح جهان اسلام بگونه ای که همه مذاهب اسلامی را تحت تأثیر خود قرار دهد از نکات قابل توجه در شخصیت و زندگی آن امام بزرگوار است.
سیره عملی و علمی امام علیه السلام باعث شد که امام صادق علیه السلام در ایفای نقش خود یعنی انقلاب فرهنگی در جهان اسلام موفق نشان دهد. تأثیرپذیری ائمه اربعه اهل سنت از آن شخصیت ارزنده از لابلای نوشته ها و آثار تاریخی و کلامی و تفسیری اهل سنت بوضوح نمایان است این مقاله درصدد است تا باغور و تعمق در منابع اصیل اهل سنت هم جایگاه و مکانت امام صادق علیه السلام را روشن نماید و هم با این کار گامی هر چند کوچک در جهت تقریب مذاهب اسلامی و ایجاد بستر مناسب برای پذیرش فقه جعفری در میان مذاهب اسلامی فراهم نماید.
علی هذا در دو بخش عملی و علمی شخصیت آن بزرگوار را مورد ارزیابی قرار می دهیم.

مبارزه منفی با ظلم و ظالم
امام صادق علیه السلام همچون سایر اجداد طاهرینش پرچم مبارزه با ظلم را هیچگاه بر زمین نگذاشت و از مظلومین حمایت می نمود اما شکل و قالب مبارزاتی امام صادق علیه السلام مبارزه با شمشیر نبود، او قلم و زبان خویش را در این مسیر به کار می گرفت و گاه که سکوت خود را می شکست آشکارا خلافت بنی عباس را به نقد می کشید، محمد بن احمد بن عثمان بن قایماز الذهبی (متوفای ۷۴۸هـ.ق) می نویسد: انّ ابا جعفر المنصور وقع علیه ذباب فذبه عنه فالح فقال لجعفر لم خلق الله الذباب؟ قال لیذل به الجبابره
/پاورقی ۱- سیر أعلام النبلاء ـ محمد بن احمد بن عثمان قایماز الذهبی ـ ج ۶ ص ۲۶۳ نشر مؤسسه الرساله بیروت چاپ ۹./
تعبیر امام علیه السلام از منصور دوانیقی به جبابره با توجه به اینکه روی سخن امام علیه السلام به او بود نشان می دهد که منصور را طاغوت معرفی نموده و دستگاه خلافت را با یک جمله کوتاه به نقد کشانده است. و یا در حمایت از قیام های علویان همچون قیام زیدبن علی بن الحسین برای تجلیل و تکریم از رهبر قیام از هر فرصتی استفاده می نمود. امام صادق علیه السلام با بینش و دوراندیشی منحصر به فرد خود نیک می دانست که قیام و انقلاب با شمشیر در آن مقطعی که جامعه با یک خلاء جدی فرهنگی روبرو بود نتیجه ای در بر نداشته و همه قیام ها را محکوم به شکست می دید تا جائی که پیش بینی شکست قیام زید بن علی بن الحسین عموی خود را نیز کرده بود .
ابن خلدون در مقدمه تاریخش پس از ذکر قیام زید می نویسد: کان جعفر الصادق اخبرهم بذلک کله و هی معدوده فی کراماته
/پاورقی ۲- مقدمه ابن خلدون ـ عبدالرحمن بن محمد خلدون، دارالعلم بیروت. طبع الخامسه./
امام صادق علیه السلام به زید بن علی بن الحسین از آینده قیام خبر داد و این مطلب در زمره کرامات امام صادق علیه السلام شمرده می شود.

علل و عوامل این سکوت امام علیه السلام را در چند چیز می توان جستجو کرد.
۱- علم امامت:
اطلاع عمیقی که امام علیه السلام نسبت به وقایع حال و آینده و گذشته داشتند، همان چیزی بود که از سرچشمه های صفای باطنی امام علیه السلام فوران می کرد ابن خلدون با اذعان به همین حقیقت است که وقتی از علم جفر سخن می گوید می نویسد:
اعلم ان کتاب الجفر کان اصله انّ هارون بن سعید العجلی و هو راس الزیدیه کان له کتاب یرویه عن جعفر الصادق علیه السلام و فیه علم ما سیقع لاهل البیت علی العموم و لبعض الاشخاص منهم علی الخصوص وقع ذلک لجعفر و نظائره من رجالاتهم علی طریق الکرامه و الکشف الذی یقع لمثلهم من الاولیاء
/پاورقی ۳- همان ج ۱ ص ۳۳۴./
بدان که کتاب جفر متعلق به هارون بن سعید عجلی از بزرگان زیدیه، کتابی است که او از امام جعفر صادق علیه السلام روایت کرده است و در آن کتاب آنچه که در آینده برای عموم اهلبیت علیهم السلام رخ می دهد را ذکر کرده است و برای بعضی از اشخاص نیز بطور اختصاصی از وقایع آینده آنان خبر داده شده است. این علمی است که از امثال امام جعفر صادق علیه السلام می تواند سر بزند علمی که به طریق کرامت و کشف از چون او قابل ظهور است.

۲ـ هدفمند بودن خط امامت
در حرکت های مکتبی و هدفدار همیشه عقربه به سمت آن هدف نشانه رفته و همه برنامه هایشان را با آن می سنجند. وضعیت اسفبار فرهنگی در جامعه آن روز، فاصله و شکاف عمیقی که با آرمان های اصیل مکتب در جامعه ایجاد شده بود از یک سو و از سوی دیگر فقدان یک تحلیل و بینش عمیق فرهنگی و سیاسی، امام را بر آن داشت تا دست به یک انقلاب فرهنگی بزرگی بزند که محصول آن انقلاب حفظ مکتب اصیل اسلام از اوهام و خرافات و تبیین دائره المعارف ارجمند فقه اسلام بود حضور فقیهان بزرگی در مذاهب اهل سنت و تشیع در مکتب علمی آن بزرگوار نتیجه همین خلاء فکری و فقهی در جهان اسلام بود. بنابر این انقلاب فرهنگی را بر انقلاب سیاسی مقدم می پنداشت و جز او کسی نمی توانست دست به این انقلاب عظیم فرهنگی بزند.

۳ـ مقابله با انحرافات فکری در جامعه اسلامی
شرایط زمانی و موقعیت سیاسی عصر امام صادق علیه السلام بگون های بود که جامعه اسلامی پس از یک تقابل جدی بین بنی امیه و بنی عباس و مشغول بودن حاکمیت به مسائل داخلی و حفظ خود در زمان امام باقر علیه السلام باعث شد فضای سیاسی جامعه اسلامی را کمی از حالت انقباض خارج نموده و زمینه مباحث فکری، ترجمه کتب از دانشمندان یونانی و گسترش بحث و مناظره میان افکار نو ظهور الحادی تحت عناوین دهریون و پیدایش نحله های مختلف مذهبی در درون جامعه اسلامی فراهم شود این مهم به نوبه خود موجب گردید یک تهاجم همه جانبه فکری و عقیدتی علیه اسلام شکل بگیرد. پر واضح است که امام جعفر صادق علیه السلام به عنوان شخصیتی فرهنگی و مذهبی از اولاد رسول خدا صلی الله علیه و آله که امامت امت را به عهده داشت اولی به دفاع در مقابل این هجوم فرهنگی بود لذا استراتژی خط امامت در این برهه از تاریخ اسلام امام صادق علیه السلام را بر آن داشت تا زمینه های بسط و گسترش یک مکتب فکری برای تبیین اسلام ناب محمد صلی الله علیه و آله را فراهم نماید تا هم پاسخگوی شبهات فکری باشد و هم پدید آورنده یک دائرهالمعارف جامع فقهی و حقوقی بر اساس کتاب خدا و سنت نبوی صلی الله علیه و آله . باز بودن این فضای فکری و طرح سئولات بصورت آزادانه حتی در مورد خداوند نشان از همین حقیقت است که توانست شکوفایی کلام اسلامی را بدنبال داشته باشد.
رُوی أنَّ قدریاً دخل علی الصادق جعفر بن محمد علیهما السلام فقال له: یا بن بنت رسول الله! تعالی الله عن الفحشاء؟ فقال له جعفر الصادق: یا اعرابی و جل ربنا أن یکون فی ملکه ما لایشاء، فقال القدری: یابن بنت رسول الله أیحب ربنا أن یعصی؟ قال: یا أعرابی أفیعصی ربنا قهراً؟ قال … آنقدر سؤال کرد تا اینکه دارد فأفحم القدری و بهت و لم یجد جواباً
/پاورقی ۴- حز الفلاصم ج۱ ص۱۸، الفرق بین الفرق ج۱ ص۱۱۵./
روایت شد که مردی قدری مسلک بر امام جعفر صادق وارد شد و پرسید ای پسر دختر پیامبر آیا خداوند از فحشا مبراست؟ فرمود: ای اعرابی منزه است خدای ما در ملکش چیزهایی باشد که او نخواهد. (اشاره به صفات سلبیه).
مرد قدری مسلک پرسید: ای پسر دختر پیامبر آیا پروردگار ما دوست دارد که عصیان شود؟ فرمود آیا خدای متعال قهراً مورد عصیان قرار می گیرد؟ سئولات دیگری تابدانجا که قدری مبهوت و متحیر شد و پاسخی به سخنان جعفر الصادق علیه السلام نداشت.
شخصیت علمی آن امام به گونه ای بود که چون او می توانست حلاّل مشکلات و معضلات فکری باشد.
ابوالوفاء (متوفای ۷۷۵) در طبقات الحنفیه می نویسد: عن ابی یوسف ان الامام (ابا حنیفه) کان یفتی فی المسجد الحرام اذ وقف علیه الامام جعفر الصادق بن محمد بن الباقر رضی الله عنهما و عن آبائهماالکرام فقطن الامام فقام فقال یا ابن رسول الله لو علمت اول ما وقفت لما قعدت و انت قائم فقال علیه السلام اجلس و افت الناس علی هذا ادرکت آبائی
/پاورقی ۵- طبقات الحنفیه ج۱ ص۴۶۳، عبدالقادر ابن ابی الوفاء محمد ابی الوفاء القرشی./
ابوالوفاء در کتاب طبقات الحنفیه نقل میکند: از ابویوسف که امام حنیفه در مسجد الحرام فتوا میداد که ناگاه امام جعفر صادق فرزند امام محمد باقر رضی الله عنه توقفی در آنجا کرد امام ابوحنیفه از جای خود بلند شد و ایستاد و گفت: ای پسر پیامبر اگر میدانستم موقعی که شما در اینجا توقف کردید هرگز من نمینشستم در حالی که تو ایستاده باشی، پس امام صادق علیه السلام گفت: بنشین و فتوا بده که همانا تو پدران مرا درک کرده ای
/پاورقی ۶- ظاهر این است که روایت بر فرض صحت یا باید حمل تقیه شود و یا اینکه با توجه به رواج فتوا در میان علمای عصر امام علیه السلام میخواسته ضمن تأیید لزوم اخذ علوم از آل محمد علیهم السلام مانع رایج در این عصر نیز نشوند./
این روایت تاریخی مبین این معنی است که بزرگانی چون ابوحنیفه در برابر مقام علم و دانش و شخصیت آن بزرگوار تعظیم می کردند.
امام علیه السلام بگونه ای بود که بعضی از جعال از نام او برای نقل روایات مجعوله سوء استفاده می کردند و یا اینکه در صدد تخریب شخصیت آن فرزانه دهر بودند صاحب وفیات الاعیان (متوفای ۶۸۱ هـ.ق) نقل می کند: ابوالبختری از شعرای مشهور عصر خود از اهالی بصره و از موالی بنی لیث بن بکر است و تفکر معتزلی داشته است این شخص روایتی را به دروغ به امام صادق علیه السلام نسبت می دهند که او درباره پیامبر صلی الله علیه و آله چنین گفته است: معافی تمیمی لب به اعتراض می گشاید و می گوید: ویل وغول لابی البختری اذا توافی الناس للمحشر من قوله الزور و اعلانه بالکذب فی الناس علی جعفر والله ما جالسه ساعه للفقه فی بدو ولا محضر ولارآه الناس فی دهر یمّر بین القبر والمنبر وای بر ابوالبختری آن هنگام که در محشر احضار و بازخواست می شود از گفتار کذبی که در میان مردم به جعفر صادق نسبت داده است شخصیتی که به خدا قسم لحظه ای برای فقه نشسته و در محضر مردم حاضر نبوده و مردم او را نمی دیدند جز اینکه بین مرقد مطهر پیامبر صلی الله علیه و آله و منبر در حرکت بود… .
بعد از این قتیبه در کتاب معارف نقل میکند که: (کان ابوالبختری ضعیفاً فی الحدیث) و از احمد نیز نقل می کند که: ما روی هذا الا ذاک الکذاب ابوالبختری
/پاورقی ۷- وفیات الاعیان و ابناء الزمان، ابوالعباس شمسالدین احمد بن محمد ابن ابیبکر ج۶ ص۴۰ نشر داراالثقافه بیروت./
این نقل تاریخی نشان می دهد که جایگاه شخصیتی امام جعفر صادق علیه السلام در موضوعات مهم دینی نشان از همین جایگاه فکری اوست .
ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه می نویسد:و قد استفاض عن جعفر الصادق انه سئل عن القرآن خالق هو أم مخلوق؟ فقال: لیس بخالق و لا مخلوق و لکنه کلام الله و هذا مما اقتدی به الامام احمد فی المحنه.
فان جعفر بن محمد من ائمه الدین باتفاق اهل السنه
/پاورقی ۸- منهاج السنه النبویه، ابن تیمیه، ج ۲ ص ۲۴۵، موسسه قرطبه چاپ اول./
بطور مستفیض وارد شده از امام صادق که از آن جناب سئوال شد: آیا قرآن خالق است یا مخلوق؟ امام علیه السلام فرمود: نه خالق است و نه مخلوق، و لکن کلام و سخن خداست. و این نظریه ای است که امام احمد در المحنه به آن اقتدا کرده است چون جعفر بن محمد از پیشوایان دینی است به اتفاق اهل سنت.
این حکایت از جایگاه و مکانت امام صادق علیه السلام نزد بزرگان اهل سنت است ابن حجر آنجا که از امام باقر علیه السلام سخن می راند می گوید: و خلف سته اولاد افضلهم و اکملهم جعفر الصادق و من ثم کان خلیفته و وصیه و نقل الناس عنه من العلوم ما سارت به الرکبان و انتشر صیته فی جمیع البلدان. و روی عنه الائمه الاکابر کیحیی بن سعید و ابن جریج و السفیانین و ابی حنیفه و شعبه و ایوب السجستانی
/پاورقی ۹- الصواعق المحرقه ـ ابن حجر هیثمی، ج ۲ ص ۵۰۸ موسسه الرماطه، بیروت چاپ اول./
ابن حجر می گوید: از امام باقر علیه السلام شش فرزند ذکور بجای ماند که افضل و کاملترین آنها جعفر صادق علیه السلام بود به همین خاطر جانشین پدر و وصیی او بود و مردم علومی را از او نقل و روایت کردهاند که سواران با آن سیر می کنند و آوازه جبروتش در تمام بلاد پیچیده و از او بزرگانی چون یحیی بن سعید و ابن جریح و السفیانین و ابوحنیفه و شعبه و ایوب سجستانی نقل روایت کردهاند.
تعبیر ابن حجر (انتشر صیته فی جمیع البلدان) نشان میدهد که امام صادق علیه السلام تنها در حجاز از شهرت بر خوردار نبوده بلکه آوازه علم دانش و شخصیت او تمام بلاد اسلام را پر کرده بود.
شهرستانی در ملل و نحل می گوید: (ابی عبدالله جعفر بن محمد الصادق هوذو علم عزیز فی الدین و ادب کامل فی الحکمه)
/پاورقی ۱۰- و فیات الأعیان ـ شمس الدین احمد بن محمد بن ابیبکر ـ ج ۱ ص ۳۲۷ ـ دارالتفاقه بیروت چاپ اول./
(ابی عبدالله جعفر بن محمد الصادق صاحب علم محکمی در دین و دارای تربیت کاملی در حکمت بود).
گستره علوم صادق آل محمد صلی الله علیه و آله بگونه ای بود که صاحب وفیات الاعیان (متوفای ۶۸۱هـ . ق) درباره اش چنین می نویسد: (جعفر الصادق احد ائمه الاثنی عشر علی مذهب الامامیه، و کان من سادات اهل البیت و لقب بالصادق لصدقه فی مقالته، و فضله اشهر من ان یذکر و له کلام فی صنعه الکیمیاء و الزجر و الفال، و کان تلمیذه ابوموسی جابر بن حیان الصرفی الطرسوسی قد الف کتابا یشتمل علی الف ورقه تتضمن رسائل جعفر الصادق و هی خمس مائه رساله).
/پاورقی ۱۱- و فیات الاعیان ـ شمس الدین احمد بن محمد بن ابیبکر ـ ج۱ ص ۳۲۷ ـ دارالتفاقه بیروت چاپ اول./
امام صادق یکی از ائمه اثنی عشر نزد شیعیان است از بزرگان اهلبیت است و بخاطر صداقت در گفتارش به صادق لقب یافت. فضیلت و مقام او بالاتر از آن است که ذکر شود. او دارای سخنانی در علم کیمیا و زجر (تفأل به پرندگان) وفال می باشد شاگردش جابرابن حیان کتابی با هزار صفحه تألیف کرده که متضمن و در برگیرنده رساله های امام صادق است و آن پانصد رساله است.
اشاره این نویسنده قرن هفتم به رساله های (خمسمائه) از امام صادق علیه السلام بیانگر وجود رسائل بسیاری از امام در موضوعات مختلف و متنوع می باشد که معالاسف به مرور زمان و تحت عوامل مختلف سیاسی و اجتماعی، جامعه اسلامی از آن گنجینه های ارزشمند دینی بی بهره مانده است.
چه می توان گفت درباره شخصیتی که وارث همه فضائل و کمالات انبیاء الهی بوده حقیقتی که ابوبکر بن احمد بن محمد بن قاضی شهبه بدان اعتراض نموده و میگوید سیدالعلماء و وارث خیرالانبیاء جعفر الصادق رضی الله عنه
/پاورقی ۱۲- طبقات الشافعیه الکبری، ابوبکر بن احمد ج ۹ ص ۸۵، عالم الکتب بیروت./
(سرور علماء و وارث بهترین پیامبران امام جعفر صادق رضی الله عنه است).

جامعیت علمی امام صادق علیه السلام
بسیاری از شخصیتهای علمی آن عصر را اگر نگاه کنیم در علوم خاصی تبحری داشته اند چون فقه، تفسیر، ادبیات، عقائد و کلام و… اما شخصیت امام صادق علیه السلام بگونه ای بود که در همه علوم سرآمد بود و جامع همه علوم و فنون بود.
در علم کیمیا (شیمی) جابر ابن حیان از شاگردان برجسته آن امام همام است. جابر بن حیان از شخصیتهایی است که طبق نقل ابن ندیم برخی او را متخصص در علم فلسفه و منطق و برخی دیگر در علم کیمیا می دانند اما شیعه بیشتر او را از یاران امام صادق علیه السلام می دانند این اختلافات ناشی از این است که امر خود را مکتوم نگه داشته بود و در مسائل عقیدتی کمتر اظهار نظر می کرد
/پاورقی ۱۳- الفهرست، ابن ندیم، ج ۱ ص ۴۹۹./
علم جفر از جمله علومی است که منسوب به امام جعفر صادق علیه السلام است. صاحب کتاب کشف الظنون می نویسد: کتاب الجفر للامام جعفر الصادق ابن الامام محمد الباقر المتوفی سنه ۱۴۸ (ثمان و اربعین مائه)
/پاورقی ۱۴- کشفالظنون، مصطفی بن عبدالله القسطنتینی الرومی الحنفی، ج۲ ص۱۴۰۹، دارالکتب العلمیه بیروت./
حضرت در علم فقه و تفسیر نیز سرآمد بود مکتب کلامی او بگونه ای بود که بنابر نقل ابن تیمیه بزرگان اهل سنت همچون احمد بن حنبل به او اقتدا می کردند
/پاورقی ۱۵- منهاج السنه النبویه، ابن تیمیه ج ۲ ص ۲۴۵./
اعتراف ابن تیمیه و استفاده از تعبیر (اقتدا به او) نشان از جایگاه علمی امام صادق علیه السلام نزد بزرگان اهل سنت است.
اگر چه تلاش های زیادی برای تحقیر شخصیت آن امام عظیم الشأن صورت می گرفت ولی هیچگاه خورشید وجودش در پس ابرهای ظلمت و تاریکی پنهان نماند و چه در روزگار خویش و چه امروز همیشه به عنوان مشعلدار دین و مکتب جلوه نمایی نموده است.
دشمن به بهانه های مختلف مترصد این هدف شوم بود اما هیچگاه موفق نشد. احمد بن علی بن حجر عسقلانی شافعی می نویسد: حکیم بن عیاش کلبی اعور از شعرای بنی امیه بوده که دائماً اشعارش بنی تمیم را هجومی کرده است وکمیت ابن زید اشعار او را رد می نموده و پاسخ داده است. این مرد کسی است که به بهانه های مختلف ابزار شعر و ادب را به عنوان اهرمی علیه اهل بیت عصمت و طهارت بکار میگرفته او می نویسد:
روی الکوکبی فی فوائده باسناده: انّ رجلا جاء الی جعفر الصادق فقال هذا حکیم بن عیاش الکلبی ینشد الناس هجاءکم بالکوفه، فقال علیه السلام : هل علقت منه بشیء؟ قال: نعم، قال: صلبنا لکم زیداً علی راس نخله و لم أر مهدیاً علی الجذع یصلب
/پاورقی ۱۶- الاصابه: ابن حجر عسقلانی، ج۲ ص۳۱۴، دارالجبل بیروت چاپ اول./
کوکبی در فوائد با اسناد خود روایت کرده که مردی به حضور امام صادق علیه السلام آمد به او گفتند این حکیم بن عیاش کلبی است که در میان مردم کوفه اشعاری علیه شما می سراید امام علیه السلام فرمودند: آیا بر اشعار آن … تعلیقیه ای داری؟ گفت: بله این شعر را در مقابلش سرودم که به صلیب بردیم ما بخاطر شما زید را بر بالای چوبه دار بردیم ولی من ندیده ام که مهدی علیه السلام بر شاخه نخل به صلیب کشیده شود.
نمونه دیگر این تهاجم شخصیتی به این عالم آل محمد صلی الله علیه و آله را در کتاب تاریخ حلب می بینیم او چنین نقل می کند که: سالم بن علی بن تمیم الکفر طابی، نحوی معروفی است که به ابن الحمامی شهرت داشت نسبت به ادبیات عرب فرد عارف و آشنائی بود (و کان سنّی المذهب) این مرد با شیعیان حلب در روز عاشورا مشاجره ای پیدا کرد که منجر به فتنه و آشوب بین شیعه و سنی شد. او تا توانست از ابزار شعر علیه امام صادق علیه السلام سود جست، وی می نویسد: والابیات هذا لابن تمیم فی الکفر معضله لم یأتها قبله من البشر لقوله فی الامام جعفر الصادق زین الائمه الزهر بانه کان فی امامته یوقع مثل القیان باالوتر لذا برئ الله قبح صورته فاصبحت عبره من العبر
/پاورقی ۱۷- بغیه الطلب فی تاریخ حلب ج۹ ص۴۱۵۶./
این ابیات ابن تمیم در کفر و ضلالت معضلی است که قبل از آن از بشری سر نزده است بخاطر سخنی که علیه امام جعفر صادق زیور ائمه انور گفته است، و لذا خداوند با زشتی صورتش از او تبری جست و عبرتی برای دیگران شد این گوشه هایی از تهاجم به این شخصیت والای جهان اسلام است که بزرگان علمای اهل سنت با اعتراف به این حقیقت تلخ با تجلیل از شخصیت آن امام به دفاع از او برخاسته اند.

مقام زهد و تقوای امام صادق علیه السلام
او چنان مستغرق در دریای معرفت الهی بود که گرایش او به دنیا قابل تصور نیست. شهرستانی در ملل و نحل به نحو زیبایی مقام زهد و تقوای امام علیه السلام را می ستاید و می گوید: ابوعبدالله جعفر بن محمد الصادق هوذو زهد بالغ فی الدنیا و ورع تام عن الشهوات … و یفیض علی الموالین اسرار العلوم … ولا نازع احداً فی الخلافه قط و من غرق فی بحرالمعرفه لم یطمع فی شط و من تعالی الی ذروه الحقیقه لم یخف من حط و قیل من آنس باالله توحش عن الناس و من استأنس بغیرالله نهبه الوسواس
/پاورقی ۱۸- الملل والنحل، شهرستانی، ج ۱ ص ۱۶۵ ـ دارالمعرفه بیروت./
ابو عبدالله جعفر بن محمد الصادق دارای زهد بالایی در دنیا و ورع و تقوای تام از شهوات است … منازعه با احدی در امر خلافت نکرد و کسی که به قله های حقیقت بالا رفته از بالای بلندی نمی هراسد و گفته شده که کسی که با خدا انس گرفت از غیر خدا وحشت می کند و کسی که به غیر خدا انس بگیرد مورد هجوم وسوسه ها قرار می گیرد.
او حقیقتاً مستغرق در دریای عبودیت و بندگی بود بقول عطار نیشابوری در تذکره الاولیاء این یکی دوازده است و آن دوازده یکی.
کرامات صادره از آن بزرگوار تا بدانجاست که ابن خلدون درباره کتاب جفر که به هارون بن سعید العجلی منسوب است می گوید: کان له کتاب یرویه عن جعفر الصادق و فیه علم ما سیقع لاهل البیت علی العموم و لبعض الاشخاص منهم علی الخصوص وقع ذلک لجعفر و تطائره فی رجالاتهم علی طریق الکرامه و الکشف الذی یقع لمثلهم من الأولیاء
/پاورقی ۱۹- مقدمه ابن خلدون ج۱ ص۳۳۴ دارالقلم، بیروت، طبعالخامسه./
(این سخن ابن خلدون مبین این معناست که شخصیت معنوی و عرفانی امام علیه السلام با بینش و بصیرت ولایی تا بدانجا رسیده بود که وقایع نظام تکوین و حوادث و پدیدههای آن احاطه داشته و به مرحله کشف شهود باطنی نائل آمده بود و این حاکی از اوج مقام تقوا و معنویت او و قدر و منزلت او نزد خداوند است).
و هم او درباره اخبار امام صادق علیه السلام از جریان قیام زید بن علی و عبدالله صاحب نفس زکیه در حجاز می گوید کان جعفر الصادق اخبرهم بذلک کله و هی معدوده فی کراماته
/پاورقی ۲۰- همان ج ۱ ص ۲۰۰./
ظهور کرامات از آن بزرگوار معلول زهد و تقوای آن صادق آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم بوده که گوشههایی از آن از لابلای کتب تاریخی به چشم می خورد.
ائمه اطهار علیهم السلام از نظر بندگی در منتهای قله رفیع عبودیت و بندگی بودند آنهم عبادتی که با معرفت همراه بود عبودیت و بندگی آن رادمردان معلول همان چیزی است که خود امام صادق علیه السلام در آن فراز نورانیشان به فضیل بن عیاض میفرمایند که: العبودیه جوهره کنهها الربوبیه.
/پاورقی ۲۱- شجره الطوبی: ج ۱ ص ۳۸./
اتصال آن حضرت به منبع ربوبی بود که آثار خضوع و خشوع در حالات بندگی، آنان را هویدا می نمود.
این حقایق هرچند اندک که از لابلای کتب و منابع عامه در خصوص شخصیت ارزنده امام صادق علیه السلام صادر شده است گویای این واقعیت که خورشید نورانی ولایت هرگز در پشت ابرهای تیره پنهان نمی ماند و انسانهای منصفی هستند که اجازه نمی دهند دستهای ننگین حکام جور و ظلم این نور را پنهان نمایند.

خلاصه مقاله
در این نوشتار سعی شده است زوایای مختلف شخصیت امام صادق علیه السلام مورد بررسی قرارگرفته ضمن ارائه تصویری از آن امام علیه السلام در نزد رؤسای مذاهب تلاش شده است که ابعاد، علمی زهد و تقوا، و نقش آن بزرگوار در احیای تفکر دینی زدودن انحرافات عقیدتی و فکری جامعه اسلامی با توجه به منابع دست اول اهل سنت به حوزه فکر و اندیشه تقدیم می شود نگارنده بر این اعتقاد است که این مهم به نوبه خود می تواند نقش مؤثری را در تقویت مذاهب اسلامی و افزایش موقعیت و شأن و جایگاه آن امام در اذهان اهل سنت ایفاء نماید و نتیجه و پیامد این امر می تواند پیروان مذاهب اربعه را جهت رویکرد فقهی به آن امام سوق داده و مذهب فقهی امام صادق علیه السلام را که دائرهالمعارف جامعی است و از سرچشمه وحی صادر شده، به عنوان یک الگوی وحدت آفرین مورد توجه مسلمین قرار دهد. توجه به این مهم که رؤسای مذاهب اربعه خود از شاگردان آن امام راستین بودهاند می تواند شأن فقاهتی امام صادق علیه السلام را در انظار مسلمین برجسته تر نموده و مسلمین را آماده پذیرش مکتب فقهی او نماید.
فتوای شیخ محمود شلتوت اگر با بسترسازی در جامعه اهل سنت همراه می بود می توانست تأثیر بسزایی در تقریب بینالمذاهب داشته باشد. این مقاله تلاش می نماید که با تبیین حقایق نهفته در لابلای منابع متنوع اهل سنت و جماعت بستر مناسب را در این راستا بوجود آورد امید که این گام کوچک بتواند مورد عنایت امام عصر عجل الله تعالی فرجه و مورد نظر اهل علم و معرفت قرار گیرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *