امامت و رهبری، حاکمان زمان

سخنان عمر بن عبد العزیز در مکه

(۳) برخی از تاریخنگاران آوردهاند: عمر بن عبد العزیز روزی در مکه بر منبر گفت:
«مردم، هر کس از شما که ستمی به او رسیده پیش آید. علی بن حسین بن علی (ع) جلو آمد و گفت: من از تو ستم دیدهام. عمر گفت: کدام ستم از من به تو رسیده است؟
علی بن حسین گفت: این جایگاهی که در آن نشستهای. عمر گفت: من چنین تصوری ندارم، ولی اگر مردم چنین چیزی را قبول دارند، به خدا سوگند حکومت را رها میکنم.» [۴۳]
انکار نمیکنیم که عمر بن عبد العزیز به حقانیت اهل بیت برای تصدی
امام صادق و مذاهب چهارگانه ،ص:۱۶۱
حکومت معترف بود، و نیز انکار نمیکنیم که اهل بیت از هر فرصت مناسبی برای احقاق حقشان استفاده میکردند، چرا که آنان مظلوم بوده و همواره از حق خود محروم بودهاند.
اما این مطلب را انکار میکنیم که کسی چون امام زین العابدین، از چنان شیوهای برای احقاق حق خود استفاده کند؛ زیرا او، امام عصر خویش و سید و سرور اهل بیت بود و بیش از هر کس به اوضاع و احوال زمان و شرایط و زمینههای جاری عصر آگاه بود.
افزون بر این، از نظر تاریخی نیز، چنین برخوردی غیر قابل قبول است، چرا که وفات امام زین العابدین در ۹۵ ه. است. و حال آنکه عمر بن عبد العزیز در سال ۹۹ ه. به خلافت رسیده است.
برخی دیگر اشتباهی نظیر همین اشتباه را مرتکب شدهاند. آوردهاند که علی بن حسین (ع) از مروان بن حکم چهار هزار دینار قرض گرفت. کسی از مروانیان آن پول را طلب نکرد تا اینکه هشام به خلافت رسید. او به علی بن حسین (ع) گفت: پولی که از ما پیش تو بود چه سرنوشتی دارد؟، گفت: فراوان و توأم با سپاس؛ هشام گفت: آن را بتو بخشیدم.
این مطلب نیز از جهاتی نمیتواند درست باشد، که مهمترین آن شهادت تاریخ است. میدانیم که هشام در سال ۱۰۵ ه. خلیفه شد و حال آنکه علی بن حسین (ع) در سال ۹۵ ه.، یعنی ده سال پیش از خلافت هشام، درگذشته است. [۴۴]
(۱)
برگرفته از کتاب امام صادق علیه السلام و مذاهب چهار گانه نوشته آقای اسد حیدر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *