احادیث و سخنان

سوالات از امام صادق و جواب حضرت

امام صادق(ع) می داند که ما چیزهای دیگری را به اسم دین شنیده ایم، برای همین به ما اجازه می دهد تا سؤلات خود را از او بپرسیم و او با روی باز به همه سؤلات پاسخ می دهد.
اکنون من از امام اجازه می گیرم و می گویم: آقای من! عدّه ای می گویند که خدا مانند انسان ها، چهره و دست دارد، آنان برای این سخن خود به آیه ای از قرآن استدلال می کنند، آنجا که خدا می گوید: «ای ابلیس! چرا بر آدم که من او را با دست خود خلق کرده بودم، سجده نکردی؟».
امام سر خود را به سوی آسمان می گیرد و می گوید: «بار خدایا! بخشش تو را می طلبم».
بعد رو به من می کند و می گوید: «هر کس اعتقاد داشته باشد که خدا چهره و صورت دارد، کافر شده است، هر کس اعتقاد داشته باشد که خدا اعضا و دست و پا دارد، کافر است، خدا از آنچه اینان می گویند، بالاتر و والاتر است».
این سخن امام خیلی روشن است، امّا اگر خدا دست ندارد، پس معنای این آیه چه می شود، آنجا که خدا در قرآن می گوید: «ای ابلیس! چرا بر آدم که من او را با دو دست خود خلق کرده بودم، سجده نکردی؟».۱۶۶
اکنون امام در جواب می گوید: «منظور از دست خدا در این آیه، قدرت خداست. خدا به شیطان می گوید که چرا بر آدم که من او را با قدرت خود آفریدم، سجده نکردی».
اکنون همه ما متوجّه شدیم که معنای این آیه چیست: (یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ): «دست خدا بالای همه دست ها می باشد»، یعنی قدرت خدا بالاتر از همه قدرت هاست!
سؤل دیگری به ذهنم می رسد، به راستی منظور از چهره خدا چیست؟
امام در پاسخ می گوید: «منظور از صورت خدا، پیامبران و اولیای او می باشند».
آری! خدا دوستانِ خوب خود را به عنوان چهره خود «وجه اللّه» معرّفی کرده است.۱۶۷
آری! خدا دوستانِ خوب خود را به عنوان چهره خود «وجه اللّه» معرّفی کرده است.
هر کس دین خدا و معرفت و شناخت او را می خواهد، باید نزد پیامبران و نمایندگان خدا برود، فقط آن ها هستند که می توانند معرفت و شناخت واقعی را برای مردم بیان کنند.
بار دیگر به این جواب امام فکر می کنم، اکنون می فهمم که «وجه اللّه: چهره خدا»، لقبی است که خدا به دوستان خوب خود داده است.
وقتی من به دیدار بزرگی می روم، با کمال احترام روبروی چهره آن شخص می ایستم و سلام می کنم، هیچ وقت نمی روم به چهره او پشت کنم و سلام بنمایم.
خدا حجّت خود را، چهره خود معرّفی کرده است، حجّت خدا همان پیامبر و دوازده امام پاک می باشند، اگر کسی می خواهد به سوی خدا برود باید از راه آنان برود.

یکی از دوستانم به من گفته بود که روزی پیامبر به مسلمانان گفت: «من خدا را به شکل جوانی زیبا دیدم ، در صورت خدا هیچ مویی نبود، بر سر او تاج زیبایی بود و موهای سرش از دو طرف گوش او آویزان بود. خدا کفشی از جنس طلا پا کرده بود و بر فرشی از طلا ایستاده بود».۱۶۸
این چیزی است که مردم به عنوان حدیث پیامبر آن را قبول دارند.
من با خود فکر می کنم، آیا خدا را می توان با چشم دید؟ آیا خدا سر و پا و مو دارد؟
باید این مطلب را به امام صادق(ع) بگویم و از او جواب صحیح را بشنوم. وقتی امام سخن مرا می شنود می گوید: «پیامبر هرگز خدا را با چشم سر ندید، او با قلب خویش خدا را دید، هر کس خیال کند که خدا را می توان با چشم سر دید، کافر شده است، اگر خدا را می شد با چشم دید، دیگر او خدا نبود، بلکه یک آفریده بود، هر چه با چشم دیده شود، مخلوق است. هر چیزی که با چشم دیده شود، یک روز از بین می رود و تو می دانی که خدا هرگز از بین نمی رود.
خدا صفات و ویژگی های مخلوقات را ندارد، اگر او یکی از این صفات را می داشت، می شد او را با چشم دید، امّا دیگر او نمی توانست همیشگی باشد، گذر زمان او را هم دگرگون می کرد.
خدای یگانه هیچ صفتی از صفات مخلوقات خود را ندارد، برای همین هرگز نمی توان او را حس کرد و یا او را دید. در دنیا و آخرت هیچ کس نمی تواند خدا را با چشم سر ببیند.۱۶۹
اکنون من متوجّه می شوم آن سخنی که به پیامبر نسبت داده اند، دروغ بوده است. آری! ما باید شنیده های خود را به امام عرضه کنیم، خیلی از شنیده های ما اساسی ندارد، ما باید دین را از نو بشناسیم.
امام صادق(ع) برای ما ملاکی برای شناخت حدیث صحیح از حدیث دروغ بیان می کند و می گوید: «هر حدیثی که شنیدید اگر آن را مطابق قرآن یافتید، آن را قبول کنید، امّا اگر آن را مخالف قرآن یافتید، آن را رد کنید».
قرآن در سوره انعام، آیه ۱۰۳ می گوید:
(لاَّ تُدْرِکُهُ الْأَبْصَـرُ…): «چشم ها نمی توانند خدا را ببینند».
هر سخنی که با این آیه مخالف باشد، ما باید آن را رد کنیم.

امروز امام صادق(ع) به شاگردان خود رو می کند و می پرسد:
ــ آیا می توانی برای من جمله «اللّه اکبر» را معنا کنی؟
ــ خدا بزرگ تر از همه چیز است، هر چه در جهان می بینم، همه، آفریده های خدا هستند، خدا بزرگ تر از همه آفریده ها می باشد.
ــ اگر این چنین بگویی، تو خدا را محدود فرض کرده ای! این سخن تو درست نیست.
ــ پس منظور از «اللّه اکبر» چیست؟
ــ خدا بزرگ تر از این است که به وصف بیاید.۱۷۰
وقتی من این سخن را می شنوم، به فکر فرو می روم، خدا بزرگ تر از این است که به وصف بیاید.
اگر من بگویم: «خدا از همه هستی، بزرگ تر است»، شاید من بتوانم همه هستی را درک کنم، امّا آیا می توانم خدا را هم ببینم؟ آیا می توانم بزرگی او را احساس کنم؟ آیا می توانم حقیقت خدا را در ذهن خود تصوّر کنم؟
وقتی من نمی توانم حقیقت خدا را حس کنم و ببینم، چگونه می خواهم بگویم خدا از همه هستی بزرگ تر است؟
آیا می توان حقیقت خدا را با چیزی مقایسه کرد؟
به راستی که سخن امام چقدر دقیق است. خدا بالاتر و والاتر از این است که در فهم و درک من بگنجد. هیچ کس نمی تواند حقیقت خدا و چگونگی او را درک کند.
هر چه از خدا در ذهن خودم تصوّر کنم، باید بدانم که خدا غیر از آن می باشد، من فقط می توانم با فکر کردن به آنچه خدا آفریده است، به عظمت او پی ببرم، امّا نمی توانم حقیقت او را بشناسم.
آری! هیچ کس نمی تواند خدا را وصف کند، چرا که ذهن بشر فقط می تواند چیزی را وصف کند که آن را با حواس خود درک کرده باشد، خدا را هرگز نمی توان با حواس بشری درک کرد.
خدا بالاتر از این است که به وصف و درک درآید.

وقتی در کوفه بودم، این آیه را می خواندم: (وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَـوَ تِ وَالْأَرْضَ): «تخت خدا همه آسمان ها و زمین را فرا گرفته است»؟۱۷۱
می خواستم بدانم معنای «تخت خدا» چیست. از بعضی ها سؤل کردم، آن ها به من گفتند: خدا تخت بزرگی دارد و بر روی آن نشسته است و فرمان می دهد. آن ها به من گفته اند که وقتی روز قیامت فرا می رسد خدا بر تخت پادشاهی خود می نشیند و مردم به او نگاه می کنند و گروهی هم در پای آن تخت به سجده می افتند.
حالا وقت آن است که از امام صادق(ع) معنای این آیه را بپرسم. امام در پاسخ چنین می گوید: «منظور از تخت خدا، علم و دانش خداست، علم و دانش خدا همه زمین و آسمان ها را فرا گرفته است. هیچ چیز از علم خدا پوشیده نیست».۱۷۲
آری! وقتی پادشاهی بر روی تخت خود می نشیند، در واقع او قدرت و احاطه خود را به حکومت خود نشان می دهد.
تخت پادشاه، نشانه قدرت او بر کشورش است. خدا هم با علم خودش به همه هستی احاطه دارد، هیچ چیز بر خدا پوشیده نیست. هر برگ درختی که از درختان می افتد خدا از آن آگاهی دارد.
خدا تختی ندارد که بر روی آن بنشیند و بر آفریده های خود فرمان بدهد، خدا بالاتر و والاتر از این است که بخواهد در مکانی قرار گیرد. خدا از همه صفاتی که آفریده ها دارند، پاک و منزّه است.
اکنون دیگر می دانم که چگونه باید قرآن را به مطمئن ترین شیوه بفهمم، آری! خدا اهل بیت(ع) را برای هدایت ما معیّن کرد و از همه ما خواست تا قرآن را از آنان بیاموزیم.
برگرفته از کتاب صبح ساحل نوشته آقای مهدی خدامیان آرانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *