از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت امام صادق – آتش کشد زبانه

آتش کشد زبانه ز دور و برم خدا
خاکسترش نشسته به روی سرم خدا

پور خلیلم و وسط شعله ها اسیر
این درد غربت است به جان می خرم خدا

دشمن غرور موی سپید مرا شکست
اما کسی نبود شود یاورم خدا

بی درد سر به شخصیتم لطمه زد عدو
مستانه خنده کرد به چشم ترم خدا

بیرون مرا چگونه ز خانه کشید و برد
پیداست از کبودی بال و پرم خدا

صد شکر نیمه شب سر من بی عمامه شد
یاد غرور آن سر بی معجرم خدا

وقتی که سوی چشم مرا ضرب او گرفت
دیدم چگونه خورد زمین مادرم خدا

با دست بسته در نظر اهل خانه ام
یاد آور شکستگی حیدرم خدا

گر چه کسی نبود تماشا کند مرا
در فکر کوچه گردی آن خواهرم خدا

غم های عمه عاقبت انداختم ز پا
دیدی که داغ غربتش آمد سرم خدا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *