از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت امام صادق (ع) – بازهم بی کسی یک آقا(محمد حسین رحیمیان)

بازهم بی کسی یک آقا
باز هم ماجرای دست و طناب

پیش چشمان آسمانی ها
باز شهر مدینه گشته خراب

باز هم زنده شده در این کوچه
قصه ی تلخ آتش و خانه

خودشان را به زور جا کردند
شعله ها روی بال پروانه

آبرو دار این دیار چرا ؟
شده بی تکیه گاه و بی یاور

نا نجیبانه سوی او آمد
بی کسی و غریبی حیدر

پیرمرد قبیله شد هدفِ
آتش و تازیانه و تهدید

مَرد ها مرده اند در این شهر
به غریبیش دشمنش خندید

حرمت کعبه ی مدینه شکست
تا شده ظالمانه زانویی

شکر حق در میان این خانه
بار شیشه نداشت بانویی

بی خدا ها نگه نمی دارند
حرمت سن و سال آقا را

وای من باز هم در آوردند
اشک های دو چشم زهرا را

بچه های سقیه در دل شب
«عزت و احترام را بردند »

پا برهنه بدون عمامه
وحشیانه امام را بردند

بس دویده به پشت یک مرکب
نفس پیرمرد گشته تمام

قد او را خمیده تر کرده
ناسزا و جسارت و دشنام

کربلا را به چشم خود می دید
روضه خوان امام کرببلا

کرده داغ رقیه را زنده
پشت مرکب دویدن آقا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *