از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت امام صادق – مرغ دلم که شاخه ی

مرغ دلم که شاخه ی طوباست جای او
ویرانه ی بقیع بوَد مدّعای او

خواهد در آن دیار مقدّس کند مقام
اندر جوار صادق و نالد برای او

خواهد به تربتش که خراب است و بی چراغ
سوزد چو شمع و گریه کند در هوای او

خواهد به گرد مرقد بی زائرش مدام
پروانه وار گردد و جوید رضای او

خواهد ز داغ خون شده با قطره های اشک
آید برون ز چشمِ ترم در عزای او

آن کس که بود لطف و وفا پای تا به سر
زهر جفا بسوخت ز سر تا به پای او

یا رب چه کرده بود که منصور کینه جوی
خون کرد از ستم دلِ غم مبتلای او

در نیمه شب که دیده ی مردم به خواب بود
دشمن ز بام خانه شد اندر سرای او

بیرون کشید با سر و پای برهنه اش
رحمی نکرد بر تن درد آشنای او

شرح مصائبش نتوانم که هیچ کس
آگاه نیست از غم او جز خدای او

یا رب به حقّ فاطمه دست امید ما
کوته مکن ز دامن مهر و ولای او

هر کو گریست همچو «مؤید» از این عزا
بخشد خدا به حضرت صادق خطای او

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *