از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت امام صادق – گفتیم با خجالت

گفتیم با خجالت دل بعد بوتراب
معصوم دیگری نشود بسته در طناب

دیدیم دست هرچه امام است بسته شد
شیعه چرا نمیرد از این شرم بی حساب

گفتیم زهر کین به امامی نمی دهند
دیدیم هر زمان جگر دیگری کباب

گفتیم احترام به سجّاده می کنند
دیدیم سجده را ششمین بار در عذاب

گفتیم شب، دگر مه نو سر برهنه نیست
دیدیم ماه، پای برهنه زند رکاب

گفتیم دیگر از سر عمامه نمی کشند
دیدیم بی عمامه، امامی شود عتاب

گفتیم بر سه ساله دگر زجر و غصّه نیست
دیدیم پیر مرد شد از زجر و غصّه آب

گفتیم خانه را دگر آتش نمی زنند
دیدیم خانه سوخت دوباره در آن مذاب

آن سیل آتشین که از آن کوچه شد شروع
تا کعبه تا نرفته بگیریدش از شتاب

تنها رسول اعظم اسلام، با غضب
نگذاشت تا دوباره سر از خون شود خضاب

از آن مسیر کوچه ی باریکتر ز مو
عکسی به سینه مانده خدایا بدون قاب

گفتیم شیعه حقّ ولی را ادا کند
شد قرن ها که دعوتتان مانده بی جواب

گفتیم محض غیبتتان شیعه می شویم
دادیم امتحان بدی باز در غیاب

گفتیم دوره دوره ی غربت زدایی است
ماندیم و ماند غربت هر تربت خراب

سرداب و سامرا و بقیع تلّ خاک شد
انگار رفته امّت قالو بلی به خواب

دیدیم و هیچ دم نزدیم این چه شیعگی ست
دشمن هر آنچه خواست روا داشت در نقاب

وهّابیت کمر به صف شیعه بسته است
تا در صفوف شیعه کند طرح انشعاب

ما شیعیان صادق آل محمّدیم
سر خط گرفته ایم از آن مالک الرّقاب

تا کی نشسته ایم و بگوییم: ای دریغ
قرآن ناطق است پسِ پرده ی حجاب

رهبر، سران امّت دین را پیام داد
شد در میان عالم اسلام، انقلاب

سستی به خویش راه نباید دهیم، هیچ
باید کنیم قافله را باز انتخاب

از نهضت عدالت و از معنویّت است
ای شیعیان، دعای فرج هست مستجاب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *