امامت و رهبری، حاکمان زمان

عایشه و عثمان

(۲) ام المؤمنین عایشه در مکه بود که اخبار مدینه را شنید، وی هنگامی که مدینه را ترک میگفت عثمان در محاصره بود. مردی اخضر نام بر عایشه وارد شد و عایشه از او پرسید: مردم چه کردند؟ گفت: عثمان مصریان را کشت، عایشه گفت: انا لله و انا الیه راجعون، آیا رواست که مردم حق طلب و مخالف منکر کشته شوند؟ به خدا سوگند چنین امری را رضا نخواهیم داد. در این لحظه او عثمان را محکوم کرد و نظرش این بود که مردم در اعتراض به عثمان بر حق بودند. پس از آن مرد دیگری را دیدار کرد و از او نیز پرسید: مردم چه کردند؟ گفت: مصریان عثمان را کشتند، گفت: عجب! اخضر گمان کرد مقتول خود قاتل است. تا اینجا هیچگونه تغییری در عایشه دیده نشده بود. اما زمانی که مکه را به قصد مدینه ترک میگفت، شنید که پس از کشته شدن عثمان مردم با علی (ع) بیعت کردهاند فریاد زد: مرا برگردانید عثمان مظلوم کشته شد، به خونخواهی عثمان برخیزید [۲۲] ای کاش زمین و آسمان به هم دوخته شود، اگر کار در دست علی (ع) بیفتد! برگردانید مرا، برگردانید مرا، به خدا سوگند عثمان مظلوم کشته شد و به خدا قطعا خون او را طلب خواهم کرد.
آن مرد به او گفت: چرا؟! به خدا نخستین کسی که سخنش را تغییر داد تو بودی، بیتردید این تو بودی که گفتی این احمق را بکشید که کافر شده است، عایشه گفت: گفتم و گفتند، اما گفته دوم من از گفته اول من بهتر است، آن مرد این شعر را برخواند:
آغاز و دگرگونی از توست باد از تو و باران از توست تو بودی که به کشتن خلیفه فرمان دادی و گفتی که او کافر شده است، امویان که به مکه گریخته بودند برگرد عایشه جمع شدند، طلحه و زبیر نیز این نظر را پسندیده به مکه آمدند و به عایشه پیوستند لشکر بصره این گونه پدید آمد؛ گریه بر عثمان اوج گرفت و با علی (ع) اعلان جنگ شد.
امام صادق و مذاهب چهارگانه ،ص:۵۰
نبرد جمل اتفاق افتاد [۲۳] و بعد از آن جنگ صفین روی داد. صفین مهم بود و به درازا کشید، و سرانجام معاویه به نیرنگ و خدعه متوسل شد و کار به حکمیت کشید و بر خلاف موازین الهی عمل شد؛ سپس جنگ نهروان به وقوع پیوست که مارقین [تهیشدگان از دیانت] و خروج کنندگان بر امام مسلمانان آن را پدید آوردند و امام پیروز شد و آنان را پراکنده ساخت.
(۱) پس از آن امام شهید شد، و به سرای جاویدان شتافت، در حالی که رسالت خویش را به بهترین شکل به پایان برد و عدالت را برقرار ساخت و بر سیرت پیامبر وفادار ماند و تعالیمش را به کار بست، درود و رحمت و مغفرت خداوند بر او باد.
پس از امام علی (ع) فرزندش حسن (ع) با وصایت پدر و نیز بیعت مردم به خلافت رسید. او «ریحانه» رسول خدا و فرزند او و جانشین او در میان امت بود.
معاویه با وی به مقابله برخاست و علیه او اعلان جنگ کرد؛ مقابلهای که مورد نفرت آن حضرت بود. معاویه شیوههای حیلهگرانهای در پیش گرفت که مردم را از گرد امام حسن (ع) پراکنده سازد و ضربت نهایی را وارد آورد، تا در نهایت پایههای قدرتش استوار و حکومتش با موفقیت قرین گردد.
از تدبیر و خردمندی حسن (ع) این بود که به منظور جلوگیری از پیروزی نهایی معاویه و متوقف کردن او، صلح را پذیرفت. اگر معاویه توانسته بود با خشونت و غلبه بر او پیروز شود قطعا دست به اعمال انتقامی میزد و چنانکه شیوه فاتحان است، هیچ مانعی قادر نبود جلو خشونتهایش را نسبت به مخالفان بگیرد. اما حسن (ع) با شرایطی که گذاشت معاویه را در موقعیتی قرار داد که هرگز احساس قدرت مطلق نکند تا هر چه خواست انجام دهد. وجود حسن (ع) بر معاویه گران میآمد و لذا به وسیله زهر راه نجاتی برای خود جست، انا لله و انا الیه راجعون، معاویه به خواستهاش رسید و: «ان ربک لبالمرصاد» (قطعا خدایت در کمین است).
(۲)
برگرفته از کتاب امام صادق علیه السلام و مذاهب چهار گانه نوشته آقای اسد حیدر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *