سیره عملی و رفتاری

عفو و گذشت امام صادق

عفو و اغماض (روح گذشت از تقصیر دیگران و نادیده گرفتن خطایای
[صفحه ۳۱۹]
آنان) یکی دیگر از مکارم و محاسن اخلاقی اسلامی است، زیرا در زندگی اجتماعی کمتر کسی دیده میشود که حقی از او ضایع نشده باشد و دیگران به حریم وی تجاوز نکرده باشند. ادامهی حیات اجتماعی مبتنی بر عفو و گذشت است. چنانچه همهی مردم بخواهند در استیفای حقوق خویش سختگیر باشند و از کوچکترین لغزشی چشمپوشی نکنند، زندگی بسیار تلخ خواهد شد و روح صفا و صمیمیت بکلی از جامعه رخت بر خواهد بست و همکاری و همیاری میان آنها غیرممکن خواهد گردید.
قرآن در موارد متعددی دستور داده است که مردم این روش پسندیده را برای خود انتخاب کنند و اگر از برادر دینی خود لغزش و اشتباهی دیدند، از او درگذرند [۵۱۰].
در روایات نیز به مسئلهی عفو و گذشت توجه زیادی شده است که به عنوان نمونه یک حدیث را یادآور میشویم.
هنگامی که آیهی «خذ العفو و امر بالعرف» نازل شد، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دربارهی معنای آن از جبرئیل سوال کرد که چگونه با مردم رفتار کند. جبرئیل گفت: نمیدانم، باید از عالم (یعنی خداوند تعالی) سوال کنم. مرتبهی دیگر بر آن حضرت نازل شد و گفت: ای محمد، خداوند دستور میدهد از آنها که به تو ستم روا داشتهاند، بگذر و به آنها که تو را محروم ساختهاند، عطا کن و با آنها که از تو بریدهاند، بپیوند [۵۱۱].
[صفحه ۳۲۰]
امام صادق علیهالسلام نیز که اسوهی تقوا و اخلاق و از خاندانی است که شیوه و روش آنان عفو و گذشت است [۵۱۲]، اگر کسی به ایشان بدی میکرد یا خطایی از او سر میزد، با کمال رافت و مهربانی از وی در میگذشت و اشتباه او را نادیده میگرفت که برای نمونه دو مورد از نظرتان میگذرد:
۱٫ مردی خدمت امام صادق علیهالسلام رسید و عرض کرد: من پیش پسر عموی شما بودم، او اسم شما را برد و تا آنجا که توانست، بدگویی کرد و به شما ناسزا گفت.
حضرت به کنیز خود فرمود آب برای وضو حاضر کند، سپس وضو گرفت و مشغول نماز شد.
آن مرد گفت: من با خود گفتم که حضرت میخواهد او را نفرین کند، اما امام پس از اینکه دو رکعت نماز گذاشت، گفت: «ای پروردگار من، این حق من بود که او را بخشیدم و جود و کرم تو از من بیشتر است، او را ببخش و به کیفر اعمالش مجازات مکن» و مرتب برای او دعا میکرد و من از این کار حضرت تعجب کردم [۵۱۳].
۲٫ مرحوم کلینی از حفص بن عایشه نقل کرده است که حضرت امام صادق علیهالسلام خدمتگزار خویش را برای انجام کاری فرستاد و او دیر کرد. حضرت به دنبال او رفت و علت تاخیرش را جویا شد. وی را دید که در گوشهای خوابیده است. بر بالینش نشست و آهسته او را باد میزد تا از خواب بیدار شد. آنگاه فرمود: به خدا سوگند برای تو نیست که شب و روز بخوابی. شب برای تو و روز برای ما باشد [۵۱۴].
[صفحه ۳۲۱]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *