امامت و رهبری، حاکمان زمان

علی و بیعت معاویه با طلحه و زبیر

(۲) پس از آنکه عثمان کشته شد و مردم با علی (ع) به خلافت بیعت کردند، معاویه ۴ خود را در تنگنا دید. آیا مخالفتش را با علی (ع) آشکار کند؟ در حالی که مردم در بهترین شکل علی (ع) را انتخاب کرده و اصحاب پیامبر نیز وی را همراهی کرده بودند، و دلها نیز از امویان شدیدا تنفر داشت؛ یا اینکه به اکراه همرنگ جماعت شود، همانگونه که پیش از این او و پدرش ریاکارانه مسلمان شده بودند. او با مقام علی (ع) و منزلتش در اسلام ناآشنا نبود و میدانست که نخستین کسی است که اسلام آورده و در ایمان برترین است و پس از پیامبر والاترین مردمان و از همه به رسول نزدیکتر است.
علی (ع) سرشتش با عدالت آمیخته است و ملامت ملامتگران در روش و عمل الهیش اثری ندارد، و قطعا در حکومت علی (ع) معاویه نخواهد توانست به خواستههایش برسد. و او هرگز قادر نخواهد بود خود را تسلیم عدالت و مطیع حقیقت کند. او علی (ع) را میشناسد و روش سختگیرانه مملکتداریش را میداند.
امام صادق و مذاهب چهارگانه ،ص:۴۳
علی (ع) نیز معاویه را میشناخت، و سرشتش را میدانست که به کدام سو میل دارد، و از هر کسی به اهداف مرد زیرکی که پیش از این نظر عمر را جلب کرده و عثمان را فریب داده بود، آگاهتر بود.
(۱) بنابراین معاویه، زمانی که قدرت علی (ع) استوار میشد، چه میتوانست بکند؟ در این شرایط معاویه دچار حیرت و پریشانی بود و نمیدانست روزگار آبستن چه حوادثی است و فردا چه خواهد شد. معاویه به این نتیجه رسیده بود که مبارزه با علی (ع) را رها کند، زیرا در صورت اعلان جنگ با علی (ع) نه سلاحی در خور در اختیار داشت، و نه دلیلی که بتواند دلهای مردم را به خود جلب کند در دست. وی با کدام ادعا و با چه امیدی میتوانست در اندیشه خلافت بر مسلمانان باشد؟ او خود را میشناخت و هرگز از یاد نبرده بود که پسر هند ۵ و ابو سفیان ۶ پیشوای مشرکان و بسیج کننده جنگاوران علیه پیامبر اسلام است.
آری میرفت که معاویه عقبنشینی کند و هر چند با اکراه خلافت علی (ع) را گردن نهد، اما قیام و غائله ام المؤمنین عایشه ۷ و بیعتشکنی و طلحه ۸ و زبیر ۹ روزنه امیدی که پیش از این بسته مینمود به روی او گشود. لذا شتابزده این نامه را به زبیر نوشت: «من با تو به خلافت بیعت میکنم و پس از تو با طلحه بیعت خواهم کرد، عراق از دست نرود».
او با این بیعت هدفی جز گریز از علی (ع) و شورش بر حکومتش نداشت، چرا که وی در خود توان پیروی از علی (ع) را نمیدید (علی مع الحق و الحق مع العلی).
بیعت معاویه با زبیر و طلحه او را از مشکلات پیچیده رها میکرد، و اگر حزب مخالفان بر علی پیروز میگردید، گشایشی در کار پیدا میشد و راه تحقق آرمان دیرینش گشوده میگشت.
آیا ممکن است که مسئله خونخواهی عثمان، بمثابه سلاحی برای مقابله با علی (ع) و ابزاری که پیروزی وی را محقق سازد، از ذهن معاویه دور مانده باشد. در چنین احوالی، و با توجه به زیرکی و حیلهگری وی، بهانه خونخواهی نمیتوانست مورد غفلت معاویه بوده باشد. اما واقعیت این است که این اندیشه بیدلیل و خطا بوده است؛ عثمان به دست مسلمانان کشته شد، و معاویه نه ولی خون بود و نه ربطی به او داشت، و قطعا فرزندان عثمان در طلب خون سزاوارتر بودند. آدمی چون معاویه این را میدانست، ولی او به بهانهای احتیاج داشت که ادعایش را تقویت و شعار دروغینش را
امام صادق و مذاهب چهارگانه ،ص:۴۴
تأیید کند. با این همه وی این اندیشه را پنهان نگاه داشت و توانست آن را ابراز نکند مگر زمانی که دانست میتواند به دست فرد دیگری با تکیه بر همان اندیشه به کامیابی دست یابد، چنانکه گفتهاند: «تجربه بزرگترین دلیل است». شخصی که آرزوی معاویه را برآورده ساخت عایشه دختر ابو بکر بود که علی رغم تیمی بودنش به خونخواهی عثمان اموی برخاست. در حالی که عایشه خود باب انتقاد بر عثمان را گشود، و گروهی که به یاری عایشه برخاستند و خون عثمان را ریختند، امروز اشک تمساح میریزند و با حالتی دردناک فریاد میزنند: «وای که عثمان مظلوم کشته شد»، و از این فریادها شام بیقرار و آشفته گردید. مردم فقط با تحریک عواطف قیام کردند، در حالی که کورکورانه عمل میکردند و از حقیقت امر اطلاعی نداشتند.
آنان در گریه و زاری با قاتلان عثمان و با کسانی که دیروز عثمان را تنها گذاشته و دیگران را به کشتن وی تشویق میکردند، همداستان شدند.
(۱)
برگرفته از کتاب امام صادق علیه السلام و مذاهب چهار گانه نوشته آقای اسد حیدر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *