از دیدگاه قرآن

مبنای شرعی متعه

(۳) متعه و ازدواج موقت، قانونی بود که به وسیله خدا و رسول برای مسلمانان وضع شده بود، و پس از درگذشت پیامبر در میان اصحاب او نیز عمل میشد، و در روزگار ابو بکر و بخشی از دوران خلافت عمر نیز مجاز شمرده میشد. اما عمر گفت: «دو ازدواج موقت که در عهد رسول خدا حلال بود، من حرام دانستم و
______________________________
(۱) از آنجا که متأسفانه در مطالب منقول از «احسن التقاسیم» افتادگیهایی وجود داشت، بر اساس متن کتاب (چاپ لیدن، ۱۶۰۶ م، ص ۴۰) ترجمه صورت گرفت.
نیز گفتنی است که در مطالب فقهی مذاهب مورد اشاره، ابهاماتی وجود دارد که در اینجا چارهای جز این نبود که به متن و آوردن اصطلاحات بسنده کنیم. امید است که در مجلدات آینده همین کتاب اصطلاحات مذکور با توضیح آورده شوند و خوانندگان را فایدت بخشد.
امام صادق و مذاهب چهارگانه ،ص:۳۴۷
مرتکبین به آن دو را مجازات خواهم کرد: متعه حج و متعه زنان». بنابراین مباح و مجاز بودن متعه در روزگار پیامبر قطعی است و منسوخ شدن آن نیز ثابت شده نیست. این است که انصراف از متعه انصراف از شریعت الهی و نبوی است.
ابن عباس، عالم امت، مردم را به ازدواج موقت توصیه و سفارش میکرد، ولی ابن زبیر از آن نهی کرد. چون ماجرا را برای جابر گفتند، او گفت: در زمان رسول خدا متعه حلال بود، اما چون عمر آمد گفت: خداوند هر چه را بخواهد برای پیامبرش حلال میکند، پس حج تمتع و عمره را به پایان برید و بر استمرار ازدواج با زنان باقی بمانید، و اگر مردی به ازدواج موقت دست زد سنگسارش خواهم کرد.
مسلم از طریق صحیح از ابو نضره در مورد متعه این حدیث را استخراج کرده است که او گفت: نزد جابر بن عبد الله بودم، کسی وارد شد و گفت: ابن عباس و ابن زبیر در مورد متعه اختلاف دارند، جابر گفت: در زمان رسول خدا متعه حج و زنان را عمل میکردیم ولی عمر ما را از آن دو بازداشت و بار دیگر سنت گذشته تجدید نشد. [۳۶]
(۱) از گروهی از اصحاب پیامبر، از جمله علی امیر المؤمنین، نقل شده است که:
اگر عمر مردم را از ازدواج موقت بازنداشته بود، جز شقاوتمند، کسی مرتکب زنا نمیگردید.
(۲) از عبد الله بن عباس نقل شده است که او میگفت: ازدواج موقت رحمت الهی بود بر امت محمد (ص) و اگر عمر آن را نهی نکرده بود، جز شقاوتمند، کسی در دام زنا نمیلغزید.
امام احمد بن حنبل در مسند خود آورده است که کسی از عبد الله بن عمر در مورد متعه پرسید، او گفت: سوگند به خدا در روزگار رسول خدا نه زناکاری وجود داشت، و نه بیعفتی دیده شد.
(۳) عبد الله بن مسعود گوید: در یکی از جنگها که با پیامبر بودیم، از فشار غریزه در تنگنا بودیم، از او پرسیدیم که آیا مجازیم خود را از مردی بیندازیم؟ او ما را از این کار بازداشت، ولی اجازه داد ازدواج موقت کنیم. آنگاه ابن مسعود این آیه را برخواند:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ «۱» [۳۸]
______________________________
(۱) سوره مائده، آیه ۸۷٫ ای مؤمنان حرام مکنید خوردنیهای پاکیزهای را که خدا بر شما حلال کرده است، و ستم مکنید که خدا ستمکاران را دوست ندارد.
امام صادق و مذاهب چهارگانه ،ص:۳۴۸
(۱) بخاری روایتی از جابر بن عبد الله و سلمه بن اکوع آورده است که: ما در سپاه بودیم و رسول خدا آمد و فرمود: اگر بخواهید ازدواج موقت کنید مجازید. [۳۹]
به هر حال تشریع ازدواج موقت در اسلام قطعی است و شیعه و سنی در آن اتفاق دارند. علاوه بر آن قرآن نیز به آن دلالت دارد، آنجا که میگوید: فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً. «۱»
بنابراین، این حقیقت مورد قبول همگان است که در عهد پیامبر و ابو بکر و سالیانی از دوران عمر، ازدواج موقت مجاز و مشروع بوده و پس از آن عمر آن را تحریم کرده است. از آن زمان اختلاف پدید آمد، اما شیعه سنت نبوی را گرفت و نظر عمر را رها کرد.
افزون بر شیعیان گروهی از صحابه نیز به حلال بودن متعه اعتقاد داشتهاند، که میتوان به اینان اشاره کرد: جابر بن عبد الله، معاویه، عمرو بن حریث، اسماء دختر ابو بکر، ابو سعید و سلمه پسران امیه بن خلف و دیگران.
گروهی از تابعین نیز ازدواج موقت را درست و مشروع دانستهاند، مانند طاووس، عطاء، سعید بن جبیر و دیگر فقیهان مکه. [۴۰]
در جلدهای آینده این کتاب در این مورد باز صحبت خواهیم کرد.
(۲)
برگرفته از کتاب امام صادق علیه السلام و مذاهب چهار گانه نوشته آقای اسد حیدر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *