مشابهت توحید مفضّل با قرآن کریم‌

این یک شیوه قرآنی است که مردم دعوت شوند به تأمل و تدبّر در باره اشیا و موجودات پیرامون خود. با یک نظر اجمالی در می‌یابیم که قرآن کریم بارها و بارها مردم را به تدبر و نگریستن در چیزهایی فراخوانده که مردم در طول روز و بلکه هر لحظه و هر ساعت با آن در تماس هستند.
قرآن کریم مردم را تشویق می‌کند که به «شتر»، «آسمان»، «کوهها» و «زمین» بنگرند. راستی مگر مردم آنها را ندیده‌اند؟ در پاسخ باید گفت: آری دیده‌اند، اما در آنها درنگ و اندیشه نکرده‌اند. اگر مردم در همین امور «به ظاهر بدیهی» بنگرند و براستی در آنها اندیشه و تدبر نمایند، به شگفتیهای تمام اجزای آفرینش پی می‌برند. امام صادق- علیه السّلام- نیز که قرآن ناطق است مردم را به تأمل در کوه، دشت، دریا، آسمان، زمین، حیوان، انسان، پرنده، درنده و … فرا می‌خواند.
نظم، تدبیر، حکمت، اندازه‌گیری و هماهنگی در اشیا محیّر العقول است.
در این جهان هستی همه اجزا، از ستاره تا ذرّه با حکمت شگفتی همراه است. امّا چون انسان تدریجا با این جهان هستی آشنا می‌شود برای او همه چیز عادی و طبیعی جلوه می‌کند. هنگامی که انسان به دنیا می‌آید هیچ چیز نمی‌فهمد. «۱» اندک اندک رشد می‌کند و با پیرامون خود آشنا می‌شود. این شناخت چنان آرام و
______________________________
(۱) حکمتهای فراوان این امر نیز در سخنان امام- علیه السّلام- آمده است.
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۲۷
تدریجی است که ملموس نیست. اگر انسان در آغاز تولّد از درک بالایی برخوردار بود و ناگاه وارد این عالم هستی می‌شد، حیرت و شگفتی مانع حیات طبیعی او می‌شدند.
خواننده عزیز، سخنان امام- علیه السّلام- را دست کم و آسان مگیر. راه نجات همین است که با اندیشه در همین نظم و حکمت حاکم بر همه عالم، به مبدأ متعال پی ببری و نیک‌فرجام شوی.
امام- علیه السّلام- مفضّل و همه مردم را به اندیشه در آفاق و انفس فرا می‌خواند؛ زیرا آیات الهی را در آنها می‌توان مشاهده کرد. قرآن کریم می‌فرماید:
«بزودی آیات قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان خواهیم داد تا بر ایشان آشکار شود که او حق است.» «۱» پس اندیشه در سخنان امام صادق- علیه السّلام- انسان را به سوی حقیقت رهنمون می‌سازد و انسان وجود خدا را در همه جا می‌یابد. خداوند در ادامه آیه مذکور می‌فرماید:
«آیا اینکه پروردگار تو در همه جا حاضر است، کافی نیست» گویی اگر انسان در آفاق و انفس بیندیشد بر اثر حکمتهای شگفت، خدای را نیز در همه جا جلوه‌گر می‌بیند.
باید انسان عادت کند که در همه چیز بیندیشد. اگر کسی دیده عبرت‌بین داشته باشد، به قول حضرت علی- علیه السّلام- همه چیز آفرینش عبرت‌آور است.
پس بی‌جهت نیست که در روایات ساعتی تفکر برتر از هفتاد سال عبادت
______________________________
(۱) سوره فصّلت، آیه ۵۲
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۲۸
شمرده شده است «۱»؛ زیرا تفکر و اندیشه، انسان را به خدا می‌رساند. گاه انسان چیزی را می‌داند ولی دانستن کافی نیست باید در دانسته‌ها اندیشید. امام صادق- علیه السّلام- در همین کتاب، بارها مفضّل را چنین خطاب می‌کند: «انّک تری …»؛ یعنی: «تو می‌بینی که …» براستی اگر مفضّل «می‌داند» و بالاتر اینکه «می‌بیند» امام از او چه می‌خواهد؟ امام از او اندیشه و عبرت می‌خواهد؛ از این رو همواره می‌فرماید: «ای مفضّل در … اندیشه کن و از … درس عبرت بگیر».
همه مردم می‌دانند که چوب بر روی آب می‌ماند و این در نظر آنان امری عادی است و مسأله خاصی در آن نیست امّا امام- علیه السّلام- می‌فرماید: در همین امر اندیشه کنید عادی بودن یک امر نباید مانع اندیشیدن شود، انسان از اندیشه در همین امور به ظاهر ساده به مسائل بزرگی می‌رسد.
همه مردم بارها سقوط سبیب را از درخت دیده‌اند و ای بسا گاه بر سر عده‌ای خورده باشد و آخی! هم گفته باشند امّا چرا در این میان تنها «نیوتن» از سقوط سیب بر زمین و طرح پرسشهای فراوان به یک قانون بزرگ علمی (جاذبه عمومی) پی می‌برد؟؛ زیرا بدیهی بودن و ساده بودن امور مانع اندیشیدن او نشده است. باید همه اجزای این عالم را به چشم اندیشه بنگریم.
غالب مردم از شگفتیهایی چون، کهکشانها، آسمان، موشک، هواپیما، سفر انسان به کرات دیگر، شکافتن اتم و دیگر امور خارق العاده عبارت «جلّ الخالق» را بر زبان جاری می‌سازند، در حالی که «جلیل» و «حکیم» بودن خدا در
______________________________
(۱) در باره فضیلت «تفکر»، «تدبر» و «تأمل» رجوع کن به: «المحجه البیضاء»، ج ۸، کتاب التفکر، ص ۱۹۲ و بعد از آن.
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۲۹
همه چیز، جاری و ساری است و این همان چیزی است که امام از مفضّل و همه انسانها می‌طلبد.
به مضمون آیه برگردیم، در جهان طبیعت و آفاق و در جهان درون و انفس اندیشه کنید تا پی به وجود «حق» ببرید.
معجزات کلام امام صادق (ع)
«معجزه» عملی است که دیگران از آوردن آن عاجز باشند، همیشه وقتی که مردم بخواهند از معجزه‌های ائمه- علیهم السّلام- نام ببرند، فکرشان به سوی، زنده کردن مرده، برگرداندن خورشید، رام کردن حیوان درنده، شفا دادن بیمار لا علاج و دیگر امور می‌رود.
در حالی که «نهج البلاغه» معجزه است، «صحیفه سجادیه» معجزه است، و «توحید مفضّل» نیز معجزه است و ضرورتی ندارد که آنها را بکاویم تا یک سخن از آینده و یک پیشگویی ببینیم.
این کتاب یک معجزه است، امام صادق- علیه السّلام- به فلسفه و اسرار آفرینش کاملا احاطه داشته و در القای این درسها به صورت فیلسوفی الهی، دانشمندی کلامی، پزشکی حاذق، تحلیلگری شیمیدان، تشریح‌کننده‌ای متخصص، کارشناس کشاورزی و درختکاری و به یک کلام، «عالم و آگاه از همه پدیده‌های میان آسمان و زمین» جلوه‌گر شده است. «۱» براستی چه اعجازی از این بالاتر؟! ناگفته نماند، از همان نوع معجزهای «جلیّ» که درک اعجاز در آن به تدبر
______________________________
(۱) محمد حسین المظفر، «حیاه الامام الصادق»، ص ۲۴۸٫
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۳۰
و اندیشه زیاد نیاز ندارد در این کتاب وجود دارد؛ از جمله:
۱- هنگامی که امام- علیه السّلام- در باره عجایب آفرینش ماهی سخن می‌گویند، می‌فرمایند: «ماهی، آب را از دهان می‌گیرد و از دو گوش بیرون می‌کند تا چون دیگر حیوانات از فواید هوا بهره ببرد».
این سخن بروشنی بیانگر استفاده ماهی از «اکسیژن» هواست که قرنها پس از سخن امام کشف شده است.
۲- هنگامی که امام- علیه السّلام- در باره ستارگان و حرکت آنها سخن می‌گوید، برای هر ستاره دو حرکت را ذکر کرده‌اند، آنگاه این دو حرکت را به حرکت کردن مورچه بر روی سنگ آسیاب به سمت چپ و حرکت سنگ به سمت راست تشبیه کرده‌اند. در چنین صورتی سنگ به جانب راست می‌گردد و مورچه با اینکه با سنگ می‌گردد امّا خود نیز به جانب مخالف و از راست به چپ می‌گردد.
از سخن و مثال امام- علیه السّلام- می‌توان به حرکت «وضعی» و «انتقالی» و جهت حرکت ستارگان پی برد. البته امام- علیه السّلام- در این بخش و بسیاری از قسمتهای دیگر مفصّلا بحث کرده‌اند و اگر دانشمندان متخصص هر رشته به گرد هم آیند و به بحث بنشینند بی‌شک دهها و صدها قانون حتی کشف نشده را در می‌یابند. اما افسوس که بشر با بی‌اعتنایی به سخنان معصومین- علیهم السّلام- بزرگترین ستم را بر خود روا می‌دارد.
۳- امام- علیه السّلام- در بحث «هوا»، آن را عامل حرکت امواج صدا دانسته‌اند، امروز نیز به اثبات رسیده که در مکان بی‌هوایی (خلأ) امواج به حرکت در نمی‌آیند. نیز مرکّب بودن هوا و جسم بودن آن بدرستی از سخن امام- ع- فهمیده می‌شود در صورتی که در آن اعصار مردم به مرکّب بودن هوا و جسم بودن آن
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۳۱
پی نبرده بودند.
۴- می‌توان «حرکت زمین» و «کروی» بودن آنها را از عبارات امام در این بخشها فهمید. امام- علیه السّلام- فرموده است:
«فجعلت تطّلع اوّل النّهار من المشرق فتشرق علی ما قابلها من وجه المغرب»؛ یعنی: خورشید چنین آفریده شد که از جانب مشرق طلوع کند و بر آنچه که از جانب مغرب با آن رو به رو می‌شود بتابد.
بویژه تکیه ما بر روی «ما قابلها من وجه المغرب» است. و اینکه امام- علیه السّلام- نفرمود: «قابلته» که ضمیر به خورشید برگردد و این نشان از آن است که بر اثر گردش زمین نور خورشید به همه جای آن می‌رسد.
نیز در جای دیگر هنگام ذکر فواید غروب کردن خورشید از جمله می‌فرماید: «و غروب می‌کند تا بر آنچه که در آغاز صبح نتابیده بتابد» براستی چه عبارت شگفتی است! شما اگر درست دقت کنید می‌یابید که در این جمله کروی بودن زمین و حرکت آن نهفته است.
در جای دیگر می‌فرماید «و خورشید بر زمین می‌تابد تا هر بخشی از زمین نصیب خود را از نور آن بگیرد.» این جمله نیز هم بیانگر کروی بودن زمین و هم حرکت آن است؛ زیرا در عبارت امام- علیه السّلام- «قسط» است که ما آن را «نصیب»، ترجمه کردیم. و «قسط» بیانگر نوعی همانندی نسبی است و این در حالت کروی بودن زمین درست است.
در هر حال سرتاسر کتاب اعجاز است و شگفتی و تنها باید در آن اندیشید و به مبدأ اعلی یقین پیدا کرد.
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۳۲
رفع یک شبهه‌
ممکن است کسی عبارتی را بخواند و خیال کند که با علم جدید نمی‌سازد.
چنین فردی باید به چند نکته توجه کند:
۱- دانش انسان عادی محدود و اندک است و خداوند می‌فرماید: وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا «۱»؛ یعنی: جز اندکی، به شما دانشی نداده‌ایم. پس انسان نباید بر منبع نور و دانش الهی یعنی سخن امام معصوم خرده بگیرد؛ زیرا ما دانش اندک داریم و هنوز به جایی نرسیده‌ایم، به عبارت دیگر معیار علم، علم امام- علیه السّلام- است نه علم ما. اگر نکته‌ای را در نیافتیم بدانیم که هنوز به حکمت دانش امام نرسیده‌ایم.
۲- بسیاری از سخنان امام صادق- علیه السّلام- در گذشته‌ها غریب می‌نمود ولی امروزه با کشفهای تازه حقیقت آنها روشن شده. ای بسا این سخنان نیز امروزه معلوم نگردد و بشرهای آینده با پیشرفت دانش به آنها دست یابند، مگر همه دانش را در اختیار این نسل گذاشته‌اند تا قضاوت نهایی با ما باشد؟
۳- هر جا که شبهه‌ای پیش آمد باید از دانشمندان اسلامی و متخصصان لغت‌شناس پرسش نمود؛ زیرا بسیاری از رازها با «الفاظی» بیان شده که قابل تدبر و اندیشه است و چه بسا در مرحله اول معنی خاصی ندهد ولی وقتی در آن لغت و معنای آن در آن اعصار و … تدبر شود به کشف عظیمی دست یابیم.
در جایی امام- علیه السّلام- سردی زمین را یکی از شگفتیها شمرده‌اند. ای بسا کسی به محض دیدن این عبارت- العیاذ باللَّه- بر منبع علم الهی خرده بگیرد که درون زمین داغ و سوزان است، این شخص غافل، به عمق سخن امام و اینکه با قرینه‌های فراوان مقصود امام همین پوسته زمین بوده است، بدرستی پی نبرده و
______________________________
(۱) سوره اسراء، آیه ۸۵٫
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۳۳
توجه نکرده است. براستی شگفت نیست که کره‌ای بیرون و درونش آتش باشد اما مردم از پوسته سرد و مناسب آن بهره ببرند؟
در جای دیگر، امام- علیه السّلام- فرموده‌اند: «درس عبرت بگیر که اگر زمین ثابت و آرام نبود، مردم …» باید دانست که ثابت بودن دو معنی دارد، یکی در برابر لرزش و حرکتهای نامتعادل و دیگری در برابر مطلق حرکت. امام- علیه السّلام- در این قسمت تصریح نموده‌اند که اگر زمین همواره در لرزه و اضطراب بود …» پس این ثبات و آرامش با حرکت دورانی و متعادل زمین تضادی ندارد.
هرجا که عبارتی از امام را در نیافتیم باید این گونه در معانی کلمات و قرائن آن اندیشه کنیم و به حقیقت برسیم و اگر نرسیدیم دانش خود را اندک بشماریم نه خاندان وحی و علم مطلق را متهم نماییم.
شرحها و ترجمه‌های توحید مفضّل‌
تاکنون دانشمندان و علمای اسلامی چنان که شاید، به شرح و ترجمه این کتاب بزرگ نپرداخته‌اند. با این حال چندی از آنان آن را شرح و یا ترجمه کرده‌اند و عده‌ای نیز بر آن تعلیقه‌هایی زده‌اند. مناسب با این مجال به چند شرح و ترجمه اشاره می‌کنیم:
۱- شرح «مولی باقر بن مولی اسماعیل کجوری تهرانی»، شیخ محمد که برادر شارح مذکور است، در کتاب «زبده المآثر» در باره شرح برادرش می‌گوید:
«این شرح بسیار بزرگ در سی مجلس با عنوانهای «ای مفضّل!» سامان
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۳۴
داده شده و بیش از بیست هزار بیت است.» «۱» ۲- شرح فارسی «مولی فاضل فخر الدین ما وراء النهری» «۲» ۳- مرحوم مجلسی- رضوان اللَّه علیه- هنگام روایت این حدیث بلند در «بحار الانوار» بسیاری از کلمات و عبارات آن را شرح کرده‌اند. «۳» ۴- آقای «کاظم مظفر» نیز کوشیده‌اند که کتاب را تحقیق کنند و با افزودن مقدمه‌ای مفید و پاورقیهایی سودمند تا حدودی در کار خود موفق بوده‌اند «۴» ۵- «اسماعیل بن حسین تبریزی»، با تخلّص «تائب» و مشهور به «مسأله‌گو»، تمام کتاب توحید مفضّل را در دو هزار بیت به شعر در آورده است. «۵» ۶- ترجمه «علّامه محمد باقر مجلسی»، صاحب «بحار الانوار». این ترجمه در عین پر فایده بودن آن و گذشته از آنکه مترجم جلیل القدر، در جای جای کتاب با عنوان «مترجم گوید» نکات سودمندی را ذکر کرده است و لیکن در بسیاری از جاهای دیگر، سخنان سودمندی از خود اضافه کرده‌اند و با سخنان امام- علیه السّلام- آمیخته شده؛ به عبارت دیگر: می‌توان ترجمه مرحوم مجلسی را شرحی مختصر و «مزجی» دانست که باز شناختن سخنان شارح و متن، تنها با مقابله با اصل ممکن است. «۶»
______________________________
(۱) «الذریعه الی تصانیف الشیعه»، ج ۴، ص ۴۸۲٫
(۲) همان مأخذ، ج ۴، ص ۴۸۲٫
(۳) «بحار الانوار»، ج ۳، ص ۵۷ و ۱۵۲٫
(۴) «توحید المفضل»، مکتبه الداوری، ج سوم، با مقدمه و پاورقی آقای کاظم مظفر.
(۵) «الذریعه الی تصانیف الشیعه»، ج ۴، ص ۲۸۸٫
(۶) نگارنده، نسخه خطی این ترجمه را ندیده و قضاوتهای او تنها بر اساس چند نسخه چاپی پر غلط است، چه بسا مرحوم مجلسی در نسخه اصلی همه جا سخن و توضیح خود را از اصل جدا کرده باشد. رضوان اللَّه علیه و اسکنه اللَّه فسیح جناته.
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۳۵
۷- ترجمه «مولی محمد صالح بن محمد باقر قزوینی روغنی.» «۱» ۸- ترجمه «شیخ فخر الدین ترکستانی ما وراء النهری» «۲» ۹- ترجمه آقای «زین العبادین کاظمی خلخالی». این ترجمه همراه ترجمه دیگر مترجم (اخلاق نزد امام صادق- علیه السّلام) در یک مجلد چاپ شده است «۳» به اقتضای کار، صفحاتی از اوایل، اواسط و اواخر این ترجمه را با ترجمه مرحوم مجلسی- رضوان اللَّه و برکاته علیه- مقابله نمودم. نتیجه، رضایت‌بخش نبود؛ زیرا تفاوت چندانی میان دو ترجمه مشاهده نشد؛ به عبارت دیگر: همان ترجمه مرحوم مجلسی (ره) بود با اختلافهای بسیار ناچیز.
۱۰- ترجمه آقای «علی اصغر فقیهی». این کتاب کوچک، ترجمه کاملی از توحید مفضّل نیست، بلکه مترجم محترم کوشیده که با حذف برخی از مطالب و همراه کردن کتاب با چند تصویر و قلمی نسبتا روان نوشته‌ای مناسب برای «دانش‌آموزان» تهیه کند
______________________________
(۱) «الذریعه الی تصانیف الشیعه»، ج ۴، بخش ترجمه‌ها.
(۲) همان.
(۳) این کتاب توسط انتشارات حجر در سال ۱۳۶۱ به چاپ رسیده است.
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۳۶
ترجمه حاضر
«شگفتیهای آفرینش از زبان امام صادق (ع)». این عبارت عنوان ترجمه این قلم از «توحید مفضّل» است. در این باره ذکر چند نکته خالی از سود نیست:
الف- تلاش کرده‌ام که سلیقه‌های شخصی را وارد متن نکنم و کلمه یا عبارت توضیحی خود را درون [] بگذارم.
ب- سعیم آن بوده که هم جانب امانت و پایبندی به متن حدیث را نگاه دارم و هم این تقید و توجه به متن، قلم را از قواعد نگارشی دور نسازد و تا حدّ امکان روانی و رسایی آن حفظ شود.
ج- هر گاه به خاطر عدم توانایی‌ام نتوانسته‌ام هر دو ویژگی را گرد آورم، روانی قلم را فدای تقید و پایبندی به متن نموده‌ام.
د- از آنجا که این کتاب، یک حدیث بلند است و دسترسی به مطالب آن اندکی دشوار می‌نمود، کوشیده‌ام که با انتخاب سر فصلها و فهرست مناسب، کار را بر خواننده اندکی آسان کنم.
ه- مفضّل بن عمر جعفی که راوی حدیث است، در میان مردم بدرستی شناخته نیست شاید این امر به خاطر اختلاف علما در باره او باشد؛ مثلا دانشمندان بزرگی چون «نجاشی» و «ابن غضائری» او را ضعیف شمرده‌اند؛ از این رو لازم دیدم که در مقدمه کتاب دیدگاههای مختلف را بیاورم تا جلالت قدر و عظمت این صحابی خاص امام صادق و امام کاظم- علیهما السّلام- از رهگذر روایات قطعی الصدور و این دیدگاههای دانشمندان بزرگ بر همگان روشن شود و تردیدی در کتاب نیز پدید نیاید.
و- در مراحل آماده کردن این ترجمه در مسائل محتوایی از متن عربی بحار الانوار و ترجمه مرحوم مجلسی بهره‌های فراوان برده‌ام، نیز در مراحل صوری؛ مانند: تهیه فهرست و سر فصلها از کتاب آقای مظفر سود برده‌ام.
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۳۷
سخن پایانی‌
بی‌تردید در کار اغلب انسانها لغزش راه می‌یابد، بویژه در کار شخص کم تجربه‌ای چون نگارنده؛ از این رو اول اینکه: اگر در ترجمه لغزشی داشته‌ام- که بی‌شک چنین است- از حضور اقدس امام صادق- علیه السّلام- معذرت می‌خواهم. دوم اینکه: امیدوارم که خوانندگان و محققان عزیز لغزشهایم را یاد آورند تا «بدانم» و- ان شاء اللَّه- در زمانهای آینده به اصطلاح آورم.
خداوندا! آینه دل را به نور اخلاص روشنی‌بخش و زنگار شرک و دو بینی را از لوح دل، پاک گردان و شاهراه سعادت و نجات را به این بیچارگان بیابان حیرت و ضلالت بنما، و ما را به اخلاق کریمانه متخلق فرما، و از نفحات و جلوه‌های خاص خود که مختص اولیای درگاه است ما را نصیبی ده، و لشکر شیطان و جهل را از مملکت قلوب ما خارج فرما، و جنود علم و حکمت و رحمان به جای آنها جایگزین کن، و ما را با رحمت خود و خاصّان درگاهت از این سرای درگذران، و در وقت مرگ و بعد از آن با ما با رحمت خود رفتار فرما، و عاقبت کار ما را با سعادت قرین کن.
بحق محمد و آله الطاهرین- صلوات اللَّه علیهم اجمعین. «۱» نجفعلی میرزایی قم- تابستان ۱۳۷۳ ربیع الاوّل ۱۴۱۵
______________________________
(۱) بخشی از مناجاتهای رهبر کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی- رضوان اللَّه علیه- که در آغاز کتاب «چهل حدیث» آمده است.
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۳۹
[توحید مفضل]
اشاره
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ* «محمّد بن سنان» از «مفضّل بن عمر» نقل می‌کند:
پایان روز بود. در «روضه»، میان قبر و منبر رسول خدا- صلی اللَّه علیه و آله- نشسته بودم و در باره شرافت و فضیلتهای خدادادی و برتری جایگاه رفیعش که جمهور امّت نسبت به آنها آگاه نبودند، می‌اندیشیدم.
در این حال بودم که ناگاه «ابن ابی العوجاء» وارد شد و در جایی نشست که می‌توانستم سخنش را بشنوم. آنگاه یکی از یارانش نزد او رسید و نشست. ابن ابی العوجاء لب به سخن گشود و گفت: «بی‌شک، صاحب این قبر در تمام حالاتش به منتها درجه کمال، شرافت و عظمت رسیده بود.» همراه او گفت: «او فیلسوفی بود که دعوی مرتبه‌ای بس عظیم و منزلتی بس بزرگ داشت و بر این ادّعای خود معجزاتی آورد که عقلها را مغلوب و فهمها را ناتوان و سرگشته نمود. خرد پیشگان برای درک حقیقت آنها در دریای خروشان اندیشه فرو رفتند و سرگشته و ناکام و تهیدست باز آمدند.
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۴۰
آنگاه که اندیشمندان و فصیحان و خطیبان، دعوتش را به جان پذیرفتند، مردم دیگر، گروه گروه به دینش درآمدند. نام او با نام خدای جلّ و علا قرین گشت و روزانه پنج بار در اذان و اقامه این فریاد از مأذنه عبادتگاهها و هر جایی که دعوت و حجت الهی او بدان جا راه یافته بود، در دشت و صحرا و کوه و دریا به هوا خاست … تا هر ساعت، یادش تازه ماند و رسالتش به خموشی نگراید.» ابن ابی العوجاء گفت: «سخن از محمّد- صلی اللَّه علیه و آله- را بگذار و بگذر که عقل من در باره او سرگشته و اندیشه‌ام در کار او گمراه و بسته است. در باره راز و ریشه کار او سخن بگو که مردم بدان سبب آن را می‌پویند.» آنگاه بگونه‌ای به آغاز پدید آمدن اشیا پرداخت، که هیچ پردازش، تدبیر و تقدیری نبوده و آفرینش، صانع و تدبیرگری ندارد، بلکه همه چیز خود به خود و بدون تدبیر مدبّری پدید آمده و دنیا همیشه چنین بوده و چنین خواهد بود.
[گفتگوی مفضّل و ابن ابی العوجاء]
مفضّل می‌گوید: [با شنیدن این سخنان ناروا] چنان به خشم و غضب آمدم که عنان از کفم بیرون رفت و [خطاب به او] گفتم:
«ای دشمن خدا! در دین خدایت الحاد می‌ورزی و خداوندی را که به نیکوترین صورت و کاملترین آفرینش پدیدت آورد و تو را تا بدین جا رسانیده، انکار می‌کنی؟! اگر در درون خویش نیک اندیشه کنی و حس لطیف تو در خطا نیفتد، هر آینه براهین ربوبیّت و آثار صنعت صانع را در وجودت نهفته و نشانه‌ها و دلایل او- جلّ و علا- را در آفرینشت روشن می‌یابی.
زاده ابو العوجاء [پس از شنیدن آهنگ تند سخنان مفضّل] گفت:
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۴۱
«ای مرد! اگر از متکلمانی با تو سخن می‌گوییم. در صورتی که [بر ما چیره شدی و] حق را نزد تو یافتیم، از تو پیروی خواهیم کرد. اما اگر از اینان نیستی هیچ سخن مگوی. اگر از یاران و اصحاب [امام] جعفر صادق [علیه السّلام] هستی، بدان که او با ما این گونه سخن نمی‌گوید و همانند تو با ما مجادله نمی‌کند. او بیش از آنچه تو از ما شنیدی، از ما شنیده، امّا هیچ گاه سخن را با فحش و تعدی آلوده ننموده است. او همواره در سخنان خود شکیبا، باوقار، اندیشه‌گر و استوار بوده و هیچ زمانی به ستوه می‌آمد و خلقش تنگ نمی‌گشت و بر نمی‌آشفت. ابتدا نیک به سخنان ما گوش فرا می‌دهد، می‌کوشد که دلیل ما را بدرستی دریابد، ما نیز همه چیز خود را به میان می‌آوریم. هنگامی که [سخنان ما تمام می‌شود و] می‌پنداریم او را محکوم کردیم [و بر او چیره شدیم]، ناگاه با سخنی کوتاه و اندک [بر ما غالب می‌آید،] دلیلمان را می‌شکند. عذرمان را می‌برد و ما را تسلیم دلیل خود می‌کند، به‌گونه‌ای که هیچ پاسخی در جواب به دلایلش نمی‌یابیم. حال اگر از یاران اویی تو نیز با ما چون او سخن بگو.
[علت املای کتاب بر مفضّل]
مفضّل می‌گوید: در حالی که از این سخنان، اندوهگین و در این اندیشه بودم که چگونه اسلام و مسلمانان، دچار کفر و انکار این گروه شده‌اند از مسجد بیرون آمدم. به نزد مولایم- صلوات اللَّه علیه- رفتم. آن حضرت مرا شکسته دل و نگران دید. فرمود: چه شده است؟ من نیز تمام سخنانی را که از آن گروه دهری شنیده بودم و هم سخنان خود را بازگو کردم.
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۴۳
مجلس اوّل‌
امام فرمود: بامدادان به نزد من آی تا حکمت خدای جلّ و علا در آفرینش جهان، درندگان، چهارپایان، پرندگان، حشرات و جانوران دیگر؛ چون: حیوانات، گیاهان، درختان میوه‌دار و بی‌میوه و سبزیهای خوردنی و ناخوردنی را چنان برایت بیان کنم که شایستگان از آن عبرت گیرند، مؤمنان با شناخت آن، آرام گردند و ملحدان و انکارکنندگان در آن سرگشته شوند.
مفضّل می‌گوید: خرسند و شادمان از نزد آن حضرت- علیه السّلام- خارج شدم. آن شب به خاطر وعده امام- علیه السّلام- و انتظار آن، بر من دیر گذشت.
بامدادان، به نزد مولایم شتافتم، اجازه ورود یافتم. در برابرش [از سر ادب] ایستادم. فرمود: بنشین. آنگاه به اتاقی رفت که در آن خلوت می‌کرد. من نیز با خاستن او به پا خاستم. فرمود: در پی من بیا. به دنبال آن حضرت رفتم. به اتاق وارد شد و من نیز پشت سر او وارد شدم. امام- علیه السّلام- نشست و من هم در برابرش نشستم. فرمود: ای مفضّل! می‌دانم به خاطر شدت انتظار برای آنچه که
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۴۴
وعده‌ات دادم، دیشب بر تو به درازا کشید.
گفتم: آری این گونه بود، مولایم! فرمود: ای مفضّل! خداوند همیشه بوده است، بی‌آنکه پیش از او چیزی باشد و همیشه باقی خواهد بود، بی‌آنکه پایانی داشته باشد. او را سپاس که به ما الهام کرد و او را شکر که به ما عطا کرد و برترین و والاترین دانشها و برتریها را بویژه نصیب ما نمود. با علم خود ما را بر جمیع آفرینش برگزید و با حکمت خویش ما را امین و گواه بر آنان قرار داد.
[ناآگاهی اهل شک به اسباب و علل آفرینش]
ای مفضّل! دو دلان [شکّاکان] اسباب و معانی آفرینش را در نیافتند و آنگاه که اندیشه‌های آنان از درک صواب و حکمت آفریدگان باری- عز و جلّ- درماند با ناچیزی دانش خود، همه چیز را انکار کردند و با ضعف بصیرت خود به تکذیب و عناد پناه بردند. آنان آفرینش اشیا را انکار نمودند و مدعی شدند که هیچ صنعت، تدبیر و تقدیری در آفرینش اشیا نیست و حکمت هیچ مدبّر و صانعی در کار خلقت وجود ندارد. بی‌شک خداوند از آنچه پندارند برتر است. خدای اینان را بکشد. از حقیقت به کدام سوی می‌گریزند؟ (توبه، آیه ۳۰) اینان در گمراهی و تیره‌بختی و سرگردانی به کورانی می‌مانند که بر سرایی در می‌آیند در نهایت استحکام و زیبایی، در آنجا بهترین و فاخرترین فرشها گسترانده شده، همه نوع خوردنی، نوشیدنی، پوشیدنی و هر نیاز دیگرشان فراهم آمده. در آنجا هر چیزی از سر حکمت و تقدیر بر جای شایسته خود است. اما این
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۴۵
بی‌بصران از این سوی به آن سوی می‌روند و همه جای آن سرا را به زیر پا می‌نهند ولی هیچ چیزی نمی‌بینند. نه سرای را می‌بینند و نه آنچه را که در آن مهیّاست. بلکه چه بسا [به خاطر نابینایی] گاه پای یکی از آنان بلغزد و چیزی را که به آن نیازمندند و در جای مناسبش قرار داده شده و او از حکمت وجود آن آگاه نیست از میان ببرد و او نیز به خشم و غضب آید و سرای و صاحب آن را نکوهش کند.
حال این گروه که حکمت و تدبیر را در کار آفرینش انکار می‌کنند همین گونه است.
از آنجا که اندیشه‌های اینان از درک اسباب و علل آفرینش اشیا ناکام ماند، در این جهان چنان سرگشته شدند که اتقان، استواری، حسن تدبیر، شکل دهی و هیأت آفرینی نیکوی آن را [به دست یک حکیم و آفریننده] در نیافتند چه بسا کسی از این گروه به خاطر عدم آگاهی به سبب و حکمت آفرینش یک چیز، به نکوهش و انکار و لغزش آن بپردازد. مانند کار گمراهانی چون «مانی» و اصحاب کافر او و ملحدان فاجر و فاسق و خارج از دین. کسانی که با سخنان محال و دروغین، خود را سرگرم کردند. [و از اطاعت پروردگارشان سرباز زدند].
بنا بر این، بر کسی که خداوند جلّ و علا، نعمت شناخت و هدایت و بینش به او داده و موفقش نموده که در کار آفرینش ژرف بیندیشد و با برهان قاطع بر وجود صانع هستی، لطف تدبیر و حسن تعبیر را دریابد، لازم است که پیوسته مولای خود را به خاطر این نعمت عظیم سپاس گوید و از او بخواهد که در این طریق، ثابت قدم ماند و نعمتش فزونی یابد. خداوند جلّ و علا، فرموده است: «گر سپاس گویید، نعمتتان را بیفزاییم و گر کفر ورزیدید بی‌شک عذابم سخت است.» (ابراهیم، آیه ۷)
شگفتیهای آفرینش (ترجمه توحید مفضل)، ص: ۴۶

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *