احادیث و سخنان, نقش تربیتی و ارشادی

مناظره امام صادق (ع) با طبیب مخصوص منصور که هندی بود

امام علیه السلام روزی بر منصور وارد شد در حالی که طبیب مخصوص منصور هم در نزد او بود و کتاب طبی را بر او میخواند و
امام علیه السلام گوش میداد تا هندی مطلب را تمام کرد و به امام علیه السلام گفت میل دارید از این مطالب که میدانم به شما
بگویم امام علیه السلام فرمود نه من بهتر از اینها را دارم هندی پرسید آنها چیست [صفحه ۱۸۷ ] امام علیه السلام فرمود ما گرمی را به
سردی و سردی را به گرمی و تر را به خشک و خشک را به تر معالجه میکنیم و در عین حال به امید خدا هستیم و به آنچه رسول
خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است عمل میکنیم و او فرموده است (المعده بیت الداء و الحمیۀ هی الدواء) یعنی معده
خانهی درد و پرهیز دوای آنست – و بدان که بدنم را به آنچه عادت دادهام باقی نگاه میدارم هندی طبیب در جواب امام
علیه السلام عرض کرد طب غیر از اینها نیست سپس امام علیه السلام به او فرمود از تو چیزی میپرسم هندی عرض کرد بپرسید امام
علیه السلام از او پرسید چرا در سر انسان شصت استخوان ریز دارد و چرا موی سر انسان روی سر او بیرون میآید و چرا پیشانی
خالی از مو شده و چرا در پیشانی خطوط و شیارهائی هست و چرا روی چشم ابرو قرار داده شده و چرا چشم انسان شبیه به بادام
است و چرا بینی بین دو چشم است و چرا لولههای بینی رو به پائین است و چرا لب و شارب انسانی روی دهان است و چرا دندانهای
جلو تیز و دندانهای آسیا پهن است و چرا کفهای انسان مو ندارد و چرا ناخن و موی انسان حیات ندارد و چرا قلب انسانی مثل
دانهی صنوبر است و چرا ریه انسان دو قطعه است و حرکت آن در جای خود میباشد و چرا کبد انسان محدب است و چرا کلیهی
صفحه ۷۶ از ۱۰۲
انسان مثل دانهی لوبیا است و چرا قدمهای انسانی به آن شکل و باریک است و چرا و چرا گوش هندی به بیانات امام علیه السلام بود
و هر سؤالی را که امام میفرمود او میگفت نمیدانم امام میفرمود من میدانم هندی خواهش کرد علل آنها را به او بگوید امام
علیه السلام فرمود در سر شصت استخوان ریز هست به این جهت که یک چیز مجوف اگر بین قطعات آن فاصله نباشد به زودی
میشکند و اگر [صفحه ۱۸۸ ] برای آن فاصلههائی قرار دهند و تقسیماتی داشته باشد دیرتر از بین میرود و شکستگی پیدا نمیکند
و موی سر به آن جهت بالای سر است که بخار و چربیها از مغز خارج شود و سردی و گرمی را از سر خارج کند و آنکه پیشانی از
مو خالی است به آن جهت است که نور را به مخزن نور چشم برساند و خطوط و شیارهای پیشانی برای آن است تا عرقی که از سر
میریزد به قدری در خود نگاه دارد و به چشم نریزد تا فرصت پاک کردن آن به انسان دست دهد و این شیارها مثل نهرهائی است
که آب را در خود نگاه میدارد و ابروان را روی چشم قرار داده است تا نور به قدر کفایت به چشم برسد ای هندی مگر نمیبینی
که انسان در نور زیاد دست خود را به پیشانی میگیرد تا بیش از حد کفایت نور به چشم او نرسد و چشم را آزار ندهد و بودن بینی
در بین دو چشم برای تقسیم نور است تا این استوانه نور را تقسیم کند و چشم انسان از آن جهت (لوزی یا شبیه به آنست) که آب و
دوا در آن نمانند و کثافات از آن بیرون آید و اگر بنا بود چهارگوش یا گرد باشد آب و دوا را در خود نگاه میداشت و مشکلاتی
ایجاد میکرد و همچنین سوراخهای بینی را به طرف پائین قرار داد تا کثافات و مواد زاید از مغز و سر به طرف پائین سرازیر شود و
بوها را استشمام کند و اگر به طرف بالا بود چنین خاصیتی نداشت و لب را روی دهان قرار داد تا مانعی ایجاد کند و کثافات بینی به
دهان نرود و غذای انسانی را آلوده نسازد و دندانهای آسیا برای خورد کردن غذا و خمیر کردن آن است و دندانهای انیاب به
منزلهی ستونهائی است که سایر دندانها را نگاه میدارد و هم چنین سایر دندانها به شکلی ساخته شده است که مطابق مصلحت بدن
است و اگر ناخن و موی انسانی حیات داشت کم کردن و چیدن آنها موجب درد والم بود و قلب انسان مثل دانهی صنوبری [صفحه
۱۸۹ ] است که آن را وارونه گذارده باشند و سر آن را باریک ساخت تا در ریه داخل شود و در آنجا خنک گردد و از حرارت آن
دماغ انسانی صدمه نبیند و حرارت بیش از اندازه تولید نکند و ریهی انسانی را دو قطعه ساخت تا قلب را بین خود نگاه داشته و کبد
را محدب ساخت تا به معده فشار بیاورد و خود را روی معده بیندازد و تا معده هم به اعمال خود موفق شده و بخارات آن خارج
گردد و کلیه را مثل دانهی لوبیا ساخت زیرا مصب منی است و باید قطرات آن به سرعت از آن بگذرد و اگر چهارگوش بود قطرات
آب در آن میماند تا قطرهی بعدی بر آن بریزد و آن وقت در خروج آن لذتی حاصل نمیشد و جهشی نداشت و منی از فقرات
پشت انسانی میآید و بر کلیه میریزد و کلیه باز و بسته (منقبض و منبسط) میگردد و آن را با فشار به مثانه میبرد و مثل تیری که
از کمان رها شود میباشد و برای سهولت راه رفتن و سبک شدن جسم بر روی پا آن را به این شکل آفرید – اگر سنگ آسیائی به
پهنا بر زمین افتاده باشد یک مرد قوی به زحمت آن را برمیدارد ولی اگر بر لبهی آن قرار دهید یک کودک میتواند آن را
حرکت دهد پس از این توضیحات طبیب هندی از امام علیه السلام پرسید این مطالب را از کجا یاد گرفتهاید؟ امام علیه السلام فرمود
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان » : از پدران خود و از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم. هند، با تصدیق آنچه امام فرمود گفت
شهادت میدهم که خدائی نیست جز خدای یکتا و شهادت میدهم که محمد « محمدا رسولالله و عبده و انک اعلم اهل زمانک
[ صلی الله علیه و آله و سلم رسول خدا و بندهی او است و شهادت میدهم که تو داناترین مردم زمان خود هستی [صفحه ۱۹۰
برگرفته از کتاب الإمام جعفر الصادق علیه السلام نوشته: احمد مغنیه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *