احادیث و سخنان

وصیت امام صادق امیدواری در دعا

عن ابی اسامه زید الشحام قال: قال لی ابوعبدالله (ع): اقرا علی من تری انه یطیعنی منهم و یاخذ بقولی السلام، و اوصیکم بتقوی الله عزوجل، و الورع فی دینکم، و الاجتهاد لله، و صدق الحدیث، و اداء الامانه، و طول السجود، و حسن الجوار، فبهذا جاء محمد صلی الله علیه و آله. ادوا الامانه الی من ائتمنکم علیها برا او فاجرا، فان رسول الله صلی الله علیه و آله کان یامر باداء الخیط و المخیط، صلوا عشائرکم و اشهدوا جنائزهم و عودوا مرضاهم و ادوا حقوقهم، فان الرجل منکم اذا ورع فی دینه و صدق الحدیث و ادی الامانه و حسن خلقه مع الناس، قیل: هذا جعفری؛ فیسرنی ذلک و یدخل علی فیه السرور. و قیل: هذا ادب جعفر، و اذا کان علی غیر ذلک؛ دخل علی بلاوه و عاره و قیل: هذا ادب جعفر، فوالله لحدثنی ابی (ع): ان الرجل کان یکون فی القبیله
[صفحه ۱۶۳]
من شیعه علی (ع) فیکون زینها آداهم للامانه و اقضاهم للحقوق و اصدقهم للحدیث، الیه وصایاهم و ودائعهم، تسال العشیره عنه فتقول من مثل فلان انه لادانا للامانه و اصدقنا للحدیث [۱۶۶].
ابواسامه زید شحام میگوید که امام صادق (ع) به من فرمود: به کسانی که از من حرف شنوی دارند و دستورات مرا پیروی میکنند، سلام مرا برسان، و شما را سفارش میکنم به تقوای الهی، و ورع در دینتان، و تلاش برای خدا، و راستگویی، و ادای امانت، و طولانی نمودن سجده، و نیکی در مورد همسایگان. پیامبر اسلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله برای این امور مبعوث شده است.
امانت را به کسانی که شما را امین شمردهاند، باز پس دهید (چه افراد نیکوکار و چه افراد بدکار)؛ چرا که رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور میداد که نخ و لباس را برگردانند. با طایفه و قبیلهتان ارتباط داشته باشید، در تشییع جنازههایشان شرکت نمایید، از مریضهایشان عیادت کنید و حقوقشان را ادا نمایید، زیرا هرگاه یکی از شما در دینش ورع داشته باشد و راستگو و امانت دار بوده و با مردم خوش اخلاق باشد، میگویند: این شخص جعفری است، و این امر و این سخن مرا خوشحال می کند؛ چرا که میگویند این ادب و رفتار مربوط به
[صفحه ۱۶۴]
جعفر است. و اگر عکس این روش عمل نمایید، گرفتاری و ننگ آن برای من می باشد؛ چرا که میگویند این ادب جعفر است.
به خدا سوگند پدرم روایت نمود که مردی از شیعیان علی (ع) در یک قبیله است که مایهی زینت آن است؛ چرا که بیش از همه امانت دار و مواظب حقوق مردم بوده و راستگو است؛ مردم به وی وصیت میکنند و امانتهایشان را نزد وی میگذارند. هرگاه از طایفهای نسبت به او سوال شود، میگویند: چه کسی مانند فلانی است، زیرا او بیش از همهی ما امانت دار است و از همهی ما در سخن راستگوتر است.
آنچه که شایستهی تعمق و تفکر میباشد، این است که بهترین راهنماییها را در مکتب اهلبیت علیهمالسلام مشاهده میکنیم (چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی)؛ آن هم با بیان اصولی و منطقی و کاملا دلسوزانه، و باید هم چنین باشد، زیرا کلام و بیان آن بزرگواران منشا الهی دارد و قرآن نیز در بیوت آنان نازل شده، و در روایات (شیعه و سنی) آمده است: اطاعت از اهلبیت، اطاعت از خدا، و معصیت و نافرمانی از آنان، معصیت خداوند متعال است. [۱۶۷] همچنین در زیارت جامعهی کبیره (که از معتبرترین زیارات است و از قول امام جواد (ع) نقل شده است) صریحا بیان شده: «کلامکم نور» ، پس هر کس به این وصایا و جملات گهربار توجه نماید و عمل کند، زندگانی دنیا و
[صفحه ۱۶۵]
آخرت خود را نورانی میکند.
درسهای این وصیت
۱٫ همهی ما موظفیم آنچه از مکتب اهلبیت علیهمالسلام یاد میگیریم، به دیگران نیز یاد بدهیم، تا همگی در مسیر اهلبیت علیهمالسلام و با آنان باشیم، که مشروط به اطاعت و عمل نمودن است.
۲٫ چنانچه تاکنون ملاحظه نمودید، در راس همهی وصایا تقوا میباشد، زیرا شرط اساسی قبولی اعمال و عبادات، تقوا است، و در قرآن مجید آمده است: (انما یتقبل الله من المتقین) [۱۶۸].
۳٫ همیشه در مسیر صدق و صفا قرار داشتن، امانت دار بودن و اهمیت دادن به ارکان نماز (مخصوصا رکوع و بالاخص سجود)، از سفارشها موکدهی ائمه علیهمالسلام است؛ البته اهمیت نماز بر همگان روشن است، اما روایتی در خصوص سجده نقل میکنیم تا دلیل این تاکید ویژه مشخص گردد. پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: بهترین اعمال نزد خداوند متعال، زیاد سجده کردن است [۱۶۹].
۴٫ یکی از نشانههای بارز مومن، نیکی کردن به همسایگان است، که در این وصیت بر آن سفارش شده است. امیرالمومنین علی (ع) فرمود: به قدری پیامبر صلی الله علیه و آله سفارش به حقوق و اهمیت همسایه کرد که گمان کردیم همسایه از همسایه ارث میبرد [۱۷۰].
[صفحه ۱۶۶]
۵٫ در برخورد با مردم – حتی آنها که اعتقاد به امامت اهلبیت علیهمالسلام ندارند – باید طوری عمل کنیم که دیدگاه مردم نسبت به اهلبیت علیهمالسلام از روی خوش بینی باشد؛ کارهایی مانند ادای امانت، احسان و نیکی کردن، عیادت از بیماران، رفتن به تشییع جنازهها، و ادای حقوق ارحام و بستگان، موجب خوش بینی مردم میشود.
امام صادق (ع) فرمود: اگر کسی به این کلمات و سفارشها عمل نماید و اخلاق نیک داشته باشد، در میان مردم مایهی افتخار و آبروی ما است؛ مردم میگویند این جعفری مذهب است، و این است که مرا خوشحال و مسرور میکند، و اگر غیر این باشد، برای ما ننگ و عار است، و مایهی اندوه ما میگردد؛ چرا که مردم میگویند جعفر (صادق)، آنها را این گونه تربیت نموده است.
پس در اعمال خود بنگرید که چگونه رفتار میکنید.
۶٫درس دیگری که از این وصیت میگیریم، خوش نامی بین مردم است که به واسطهی صفات نیک، و رعایت حقوق مردم، امانت داری و راستگو بودن به دست میآید، و مورد اعتماد مردم قرار گرفتن، کاری پسندیده است. آری؛ اگر انسان درستکار و امین بود، به او مثال میزنند و این افراد که به این صفات حسنه متصف هستند، از جمله صفات بارز آنان این است که هیچ وقت راز افراد را فاش نمیکنند و در قضاوت میان افراد همیشه عادل خواهند بود، و اینها مایهی آبرو در بین مردم، و دعای خیر امامان خواهد بود.
[صفحه ۱۶۷]
مومن باید همیشه حافظ اسرار باشد
به دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله مسلمانان، قلعهی یهودیان بنی قریظه را که در نزدیکی مدینه بود، محاصره کردند، چون آنان در صدد کارشکنی و آزار مسلمین بودند؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله جز جنگ و کشتار آنها چارهای نمیدید. به پیامبر صلی الله علیه و آله پیام فرستادند که ابولبابه را نزد ما بفرست تا در کار خود با او مشورت کنیم (ابولبابه سابقهی آشنایی با آنان داشت). رسول خدا صلی الله علیه و آله ابولبابه را نزد آنها فرستاد، آنان در مقام مشورت به ابولبابه گفتند: صلاح ما را چه میدانی؟ آیا حکم رسول خدا صلی الله علیه و آله را بپذیریم یا نه؟ ابولبابه گفت: آری؛ قبول کنید، بدانید که نظر رسول خدا دربارهی شما کشتن است (و اشاره به گلوی خود کرد).
در این هنگام، ابولبابه از گفتار خود پشیمان شد و با خود گفت: به خدا خیانت نمودم و راز پیامبر صلی الله علیه و آله را آشکار کردم، (چون در هر زمان، یکی از امور و تدابیر جنگی، پوشاندن اسرار و رازهای جنگی است، ابولبابه برخلاف مصالح مسلمین راز جنگی آنان را افشا نمود)، از این رو سخت ناراحت بود تا آن که از شدت شرمندگی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله نیامد و مستقیم به طرف مسجد النبی صلی الله علیه و آله رهسپار شد. در مسجد خود را به یکی از ستونها (دومین ستون نزدیک قبر رسول خدا که به استوانه التوبه مشهور است) بست و گفت: از این ستون باز نمیشوم تا بمیرم یا خدا مرا بیامرزد.
هنگامی که این پیش آمد را به رسول خدا صلی الله علیه و آله خبر دادند، حضرت فرمود: اگر ابولبابه نزد من آمده بود، خودم برای او از خداوند طلب آمرزش میکردم؛ اینک که به خدا رو آورده، خدا سزاوارتر است.
[صفحه ۱۶۸]
ابولبابه روزها روزه میگرفت، شب که میشد، دخترش به اندازهی قوت لا یموت برایش غذا میآورد، و هنگامی که میخواست قضای حاجت کند، او را از بند باز میکرد، سپس او را به آن ستون میبست. پس از مدتی، به رسول خدا صلی الله علیه و آله که در حجرهی امسلمه بود، از طرف خداوند وحی شد که توبهی ابولبابه پذیرفته شد. امسلمه با اجازهی رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد ابولبابه رفت و او را به قبولی توبهاش مطلع ساخت. ابولبابه حمد و سپاس خدا را کرد. مسلمانان آمدند و او را از بند ستون آزاد نمودند، سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله او را ملاقات کرد و فرمود: خداوند تو را آمرزید؛ اینک بسان روزی شدی که از مادر متولد شدی.
ابولبابه از رسول اکرم صلی الله علیه و آله اجازه خواست تا به شکرانهی قبولی توبهاش، تمام داراییاش را در راه خدا صدقه بدهد؛ حضرت اجازه نداد. ابولبابه انفاق دو سوم داراییاش را خواست؛ حضرت اجازه نداد. ابولبابه عرض کرد: پس یک سوم آن را اجازه بدهید؛ حضرت اجازه داد، و در این هنگام این آیات نازل شد:
(و آخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا صالحا و آخر سیئا عسی الله ان یتوب علیهم ان الله غفور رحیم – خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها وصل علیهم ان صلاتک سکن لهم والله سمیع علیم – الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبه عن عباده و یاخذ الصدقات و ان الله هو التواب الرحیم) [۱۷۱].
دیگران که به گناهان خود اقرار کردند، و کارهای نیک را
[صفحه ۱۶۹]
با کارهای بد آمیخته نمودند، امید آن که خداوند توبهی آنان را بپذیرد، که خداوند آمرزنده و مهربان است.

از اموالشان صدقه بگیر تا پاک شوند و حسناتشان زیاد شود. در حق آنان دعا کن؛ دعای تو آرامش ایشان است، که خدا شنوا و دانا است.
آیا نمیدانید که خداوند توبهی بندگانش را میپذیرد، و صدقاتشان را قبول میکند، که خداوند آمرزندهی مهربان است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله این آیات را برای مسلمانان تلاوت نمود [۱۷۲].
ختامه مسک
ابوحمزهی ثمالی میگوید که شنیدم امام باقر (ع) میفرمود: چهار چیز است که در هر کس باشد، اسلام او کامل است و بر ایمانش یاری میشود و گناهانش از وی پاک میگردد، و به دیدار خدا میرود در حالی که از او خرسند است:
۱٫ وفا به عهدی که انسان با خدا میبندد. (به واسطهی گفتن لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله)؛
۲٫ راستگویی با مردم؛
۳٫ شرم و حیا از آنچه که نزد خدا و مردم زشت مینماید؛
۴٫ خوش خلقی با خانواده و سایر مردم [۱۷۳].
[صفحه ۱۷۰]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *