احادیث و سخنان

وصیت امام صادق در حفظ اسرار

و ذکر بعض اصحاب الامام الصادق (ع) قال: دخلت علی جعفر (ع) و موسی ولده (ع) بین یدیه و هو یوصیه بهذه الوصیه، فکان مما حفظت منه ان قال: یا بنی، اقبل وصیتی و احفظ مقالتی، فانک ان حفظتها تعش سعیدا و تمت حمیدا.
یا بنی، انه من قنع بما قسم الله له استغنی، و من مدعینه الی ما فی ید غیره مات فقیرا، و من لم یرض بما قسم الله عزوجل اتهم الله تعالی فی قضائه، و من استصغر زله لنفسه استعظم زله غیره، و من استصغر زله غیره استعظم زله نفسه.
یا بنی: من کشف حجاب غیره انکشفت عورات نفسه، و من سل سیف البغی قتل به، و من حفر لاخیه بئرا یسقط فیها، و من دخل مداخل السفهاء حقر، و من خالط العلماء وقر، و من دخل مدخل السوء اتهم.
[صفحه ۱۷۱]
یا بنی: اذا طلبت الجود فعلیک بمعادنه، فان للجود معادن، و للمعادن اصولا، و للاصول فروعا، و للفروع ثمرا، و لا یطیب ثمر الا بفرع، و لا فرع الا باصل، و لا اصل الا بمعدن طیب.
یا بنی: اذا زرت فزر الاخیار و لا تزر الفجار؛ فانهم صخره لا ینفجر ماوها و شجره لا یخضر ورقها و ارض لا یظهر عشبها.
قال علی بن موسی (ع): فما ترک ابی هذه الوصیه الی ان مات [۱۷۴].
یکی از یاران امام صادق (ع) میگوید: خدمت امام رسیدم؛ در حالی که فرزندش موسی (ع) نزد وی بود و امام صادق (ع) این وصیت را به وی مینمود. جملاتی از وصیت را که حفظ نمودهام، چنین است:
وصیتم را بپذیر و سخنم را حفظ کن، که اگر چنین کنی، زندگی سعادتمندانهای خواهی داشت و مرگت پسندیده خواهد بود.
فرزندم! کسی که به آنچه خدا قسمتش نموده، قانع باشد، بی نیاز شده است، و کسی که چشمش به دنبال آن چیزی باشد که در دست مردم است، فقیر خواهد مرد و کسی که به آنچه خدا روزیاش نموده، راضی نباشد، خداوند را در مقدراتش متهم نموده است. کسی که لغزش خود را کوچک بشمارد، لغزش دیگران را بزرگ شمرده، و کسی که لغزش دیگران را کوچک بشمارد، خطای خویش را بزرگ شمرده است.
[صفحه ۱۷۲]
فرزندم! کسی که نسبت به دیگری پرده دری نماید، عیوب خویش را آشکار نموده، و کسی که شمشیر بغی بکشد، به آن کشته خواهد شد، و کسی که چاهی برای برادرش حفر نماید، در آن سقوط خواهد نمود. کسی که در مکانهایی که جای نادانان است برود، تحقیر خواهد شد، و کسی که با دانشمندان نشست و برخاست داشته باشد، باوقار خواهد شد، و کسی که به جاهای بدنام برود، متهم خواهد شد.
فرزندم! سخن چین را مگو چه به سودت باشد و چه به زیانت، و دوری کن از سخن چینی که در دلها ایجاد دشمنی مینماید.
فرزندم! هرگاه طالب جود باشی، به معدن آن برو؛ چرا که جود دارای معدن هایی است، و معادن نیز ریشههایی دارد و آن اصول دارای فروعی است، و آن فروع دارای میوه است، و میوهی پاکیزه جز از فروع پاکیزه به دست نمیآید، فروع نیز بدون اصل ممکن نیست، و هیچ اصلی بدون معدن پاکیزه نخواهد بود.
فرزندم! هرگاه به دیدار کسی میروی، از نیکان دیدار کن، و به زیارت بدکاران مرو؛ چرا که آنان (همچون) صخرهای هستند که آب آن منفجر نخواهند شد و مانند درختی هستند که برگ آنها سبز نخواهد شد و همچون زمینی هستند که سبزهای از آن نخواهد رویید.
امام رضا (ع) میفرماید: پدرم تا زمانی که زنده بود، به این
[صفحه ۱۷۳]
وصیت عمل کرد.
این وصیت نامهی پدرانه آنقدر از سر دلسوزی و مهربانی بیان شده است، که یک دنیا مهر و عاطفه را به خواننده انتقال میدهد. در آغاز میبینیم امام صادق (ع) میفرماید: اگر به این وصیت عمل کنی، بهترین زندگی را خواهی داشت و عاقبت به خیر میشوی. پس این وصیت نامه عوامل سعادت و خوشبختی را معرفی میکند. وظیفهی همه ما است که این کلمات نورانی و مقدس را با گوش جان بشنویم و به آن عمل کنیم و آن را به فرزندان و عزیزان خود نیز بیاموزیم، و بدانیم که این یک وظیفهی شرعی است.
درسهای این وصیت
۱٫ همهی بزرگان و به ویژه پدران، وظیفه دارند فرزندان خویش را نصیحت نمایند.
۲٫ در زندگی خود قناعت پیشه کنیم، زیرا قناعت، بینیازی و استغنا را به دنبال خواهد داشت. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «القناعه کنز لا یفنی» ؛ [۱۷۵] قناعت (زندگی دور از اسراف و تبذیر) گنجی است تمام نشدنی، و در حدیث شریف دیگری آمده است «من قنع شبع» ؛ [۱۷۶] هر کس قناعت را پیشه کند، همیشه سیر (بی نیاز) است.
همچنین پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: «و ارض بما بقسم الله، تکن اغنی
[صفحه ۱۷۴]
الناس» [۱۷۷] راضی باش به آنچه خداوند متعال قسمت و روزیات نموده است، تا همیشه بینیازترین مردم باشی. (توجه به ثروت و اموال مردم باعث میشود دارایی و رزق خود را ناچیز و اندک بشماری).
۳٫ همیشه به خداوند متعال امید داشته باشیم، دستمان را به سوی او دراز کنیم و حوایج خود را از او بخواهیم، زیرا او چنین دوست میدارد. در حدیث قدسی آمده است: به عزت و جلالم سوگند هر کس به غیر من امیدوار باشد، ناامیدش میکنم [۱۷۸].
۴٫ باید در مقابل مقدرات و قضای الهی بیچون و چرا تسلیم باشیم؛ چنانچه غیر از این باشد، خدا را در قضا و قدرش متهم ساختهایم (اتهام به این که آنچه من استحقاق دارم، خداوند متعال به من عطا نفرموده است). از امیرالمومنین (ع) روایت شده که فرمود: اسلام یعنی تسلیم (در برابر خدا و قرآن و انبیا و امامان معصوم علیهمالسلام).
۵٫ هر که لغزشهای خود را کوچک بشمارد، لغزشهای دیگران را بزرگ خواهد شمرد و کسی که لغزش دیگران را کوچک بشمارد، لغزش خود را بزرگ خواهد شمرد.
۶٫ بزرگ ترین نشانهی تهذیب نفس و خودسازی این است که عیوب مردم را بپوشانیم که در حقیقت عیب خود را پوشاندهایم؛ همچنین تعدی به دیگران نکنیم و همواره از مکر و حیله به دور باشیم، و این را بدانیم، دنیا جای مکافات است. (ظالم نتیجهی
[صفحه ۱۷۵]
ظلمش را خواهد دید).
۷٫ یکی از نشانههای معرفت و شخصیت انسان در جامعه، انتخاب همنشین اوست. در این وصیت، امام (ع) اشاره به این مطلب میفرماید که با افراد سفیه و نادان و بیآبرو همنشین نشوید، زیرا از نظر مردم میافتید، حقیر و ذلیل میشوید؛ در حالی که نشست و برخاست با علما و اهل معرفت و متدینین و معاشرت با آنان، نشانهی بزرگی و شخصیت انسان است.
روایت شده که از حضرت عیسی (ع) پرسیدند: با چه کسی همنشین باشیم؟
حضرت عیسی (ع) فرمود:
من یذکرکم الله رویته، و یزید فی عملکم منطقه، و یرغبکم فی الآخره عمله [۱۷۹].
کسی که دیدار او شما را به یاد خدا بیندازد، و اعمال او رغبت شما را به آخرت بیش تر نماید، و گفتارش به کردار نیک شما بیفزاید.
اگر نگاه مختصری به افراد سرشناس تاریخ بیندازیم و افراد و همنشینان آنان را با هم مقایسه کنیم، نتایج جالب و قابل قبولی به دست خواهیم آورد، و مسلما در انتخاب همنشینان خود دقت عمل بیش تری به خرج میدهیم. برای نمونه، ببینیم همنشینان حضرت علی (ع) چه کسانی بودند؟ و چه خصوصیاتی داشتند؟ افرادی مانند سلمان، مقداد، ابوذر، عمار، مالک اشتر، میثم تمار، صعصعه بن
[صفحه ۱۷۶]
صوحان عبدی، محمد بن ابیبکر و امثال آنان، همنشینان حضرت علی (ع) بودند، که از نظر دین و اخلاق، وفای به پیمان، آبرو و حیثیت اجتماعی و اصالت خانوادگی، در نهایت پاکی و درستی و در اعلی درجهی انسانیت بودند.
همچنین به همنشینان شخصیت دیگری با چهرهی منفی مثلا معاویه (لعنه الله علیه) بنگریم و ببینیم آنان چه کسانی بودند؟ عمرو بن عاص، زیاد بن ابیه، بسر بن ارطاه، مغیره بن شعبه و مانند آنها همنشینان معاویه بودند؛ افرادی که جزو پست ترین انسانهای زمان خود بودند، دست به هر ظلم و جنایتی میزدند، به نوامیس مردم، و به جان و مال و آبرویشان تجاوز میکردند، و هیچ باکی از آن نداشتند.
به نقل برخی از تاریخ نویسان، در پایان جنگ صفین، پادشاه روم با امام حسن (ع) و یزید بن معاویه (لعنه الله علیهما) مواجه شد و چند سوال علمی و دینی از امام حسن که او را ولیعهد کوفی و یزید ملعون که او را ولیعهد شامی خطاب میکرد؛ پرسید. پس از شنیدن پاسخ آن دو، نگاهی به کتابهای اطراف خود نمود و فریاد زد: الحق مع الکوفی؛ یعنی حق با علی است.
آری؛ چنین است. قبل از پادشاه روم، گل سرسبد موجودات، خاتم الانبیا حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود: علی مع الحق و الحق مع علی [۱۸۰].
۸٫ حق و حقیقت باید بیان شود (به سود یا به زیان فرد)، پیامبر بزرگوار اسلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله میفرماید: «قل الحق ولو علی
[صفحه ۱۷۷]
نفسک» ؛ [۱۸۱] همیشه حق بگو و از حق دفاع کن، گر چه به ضرر تو باشد. آری، این منطق دین و اهل آن است.
۹٫ از فتنه انگیزی و سخن چینی شدیدا پرهیز کنیم، زیرا این عمل زشت، تخم کینه و نفاق را در دلهای مردم میکارد. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
«الا انبئکم بشرارکم؟ قیل: بلی یا رسول الله، فقال صلی الله علیه و آله المشاوون بالنمیمه» المفرقون بین الاحبه، الباغون للبراء و المعایب [۱۸۲].
می خواهید به شما خبر دهم بدترین و شرورترین شماها کیست؟ گفتند: آری، یا رسول الله! فرمود: کسانی که فتنه انگیزی و سخن چینی میکنند و بین دوستان جدایی میافکنند، و برای بیگناهان عیب تراشی میکنند.
۱۰٫ انسان وارسته، چنانچه حاجت و مطلبی هم داشته باشد، از هر کس طلب نمیکند، بلکه با افراد اصیل و کریم و ریشه دار در میان میگذارد. به قول معروف: آب را باید از سرچشمه نوشید.
۱۱٫ در پایان این وصیت، امام صادق (ع) به نکتهی حساس و در عین حال سرنوشت سازی اشاره مینماید:
فرزندم! هرگاه خواستی کسی را زیارت و دیدار کنی، پس نیکان را زیارت کن و به دیدار گنهکاران مرو، زیرا آنان همانند سنگ بزرگی میباشند که آبی از آن بیرون نمیآید، و مانند درختی هستند
[صفحه ۱۷۸]
که برگی از آن سبز نمیشود، و همچون زمینی میباشند که گیاهی از آن رشد نمیکند و نمیروید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *